در یک چشم انداز بازاریابی که همیشه در حال تغییر است، ما باید به طور مداوم به آینده صنعت خود نگاه کنیم. سپتامبر امسال، بازاریابان چابک از سرتاسر جهان گرد هم آمدند تا با یک مانیفست بازبینی شده بازاریابی چابک، به شکل دادن به موج بعدی بازاریابی چابک کمک کنند.
تاریخچه مانیفست های بازاریابی چابک
اولین مانیفست چابک، مانیفست توسعه نرم افزار چابک، در سال 2001 ایجاد شد و به این ایده منجر شد که چابک بودن به چه معناست. از نظر ارزش ها و اصول به مدت 20 سال. هنگامی که این مورد ایجاد شد، شکاف بزرگی بین افراد تجاری و توسعه دهندگان نرم افزار وجود داشت و بسیاری از این مانیفست اصلی برای کمک به تقویت همکاری بهتر بین این دو بخش از شرکت ها بود. این مانیفست هنوز هم امروزه استفاده می شود.
در حالی که تیم های نرم افزاری پیشگام جنبش چابک بودند، به زودی متوجه شدند که چابکی یک تغییر فرهنگی است که کل شرکت باید پشت سر بگذارد. این موج بعدی اغلب به عنوان «چابکی تجاری» شناخته میشود که در آن روشهای قدیمی کار در نرمافزار، منابع انسانی، امور مالی و البته بازاریابی را تغییر میدهیم.
جنبش چابک با گروه بسیار کوچکی از پذیرندگان اولیه بازاریابی، نه سال پیش آغاز شد، زمانی که آنها «Sprint Zero» را ایجاد کردند، که تولد اولین مانیفست بازاریابی چابک. این گروه قصد داشت ارزش ها و اصول را مرتباً مورد بازنگری قرار دهد، اما نزدیک به یک دهه طول کشید تا آن به واقعیت تبدیل شود. با همکاری زیاد جامعه، مانیفست جدید بازتابی واقعی از موقعیتی است که ما امروز در دنیایی غیرقابل پیشبینی، جهانی و بسیار دور از دسترس هستیم.
مانیفست بازاریابی چابک منبعی از حقیقت برای بازاریابان زمینی است که میخواهند در تغییرات فرهنگی که برای زندگی با آن نیاز دارند چابک باشند. ما پنج ارزش بهروز شده (از هفت ارزش اصلی) و راههایی را بررسی میکنیم که شرکت شما میتواند آنها را در عملیات روزمره زندگی کند و یک روش بازاریابی چابک ایجاد کند.
پانل ما را از MarTech تماشا کنید : نسل بعدی بازاریابی چابک (ثبت نام رایگان الزامی است).
ارزش بازاریابی چابک شماره 1: تمرکز بر ارزش مشتری و کسب و کار نتایج بیش از فعالیت و خروجی ها
به طور سنتی، بازاریابان با کمیت نسبت به کیفیت اندازه گیری می شوند. چند مقاله تولید کردید؟ چه تعداد پست در شبکه های اجتماعی راه اندازی شد؟ چند ساعت استفاده کردی؟ در حالی که ارائه چیزی قطعا بهتر از تجزیه و تحلیل و ارائه هیچ چیز است، حجم چیزی در مورد تأثیر آن بر مشتریانمان به ما نمی گوید.
کارها:
- پیش از شروع هر کاری در مورد نتایج مورد نظر بحث کنید.
- موفقیت را در فواصل اولیه اندازه گیری کنید. آیا این تاکتیک همانطور که انتظار می رفت عمل کرد؟
- مایل باشید کارهایی را که عملکرد ضعیفی دارند تغییر دهید.
- بازاریابی با عملکرد بالا را دوبرابر کنید.
- تیم داشته باشید. اعضا بر روی همکاری برای تکمیل تمام کارهای (نوشتن، طراحی و غیره) تمرکز میکنند و آن را برای مشتری آماده میکنند.
نگذارید:
- به افراد برای خروجی یا ساعات کاری پاداش دهید.
- روی چیزها کار کنید فقط به این دلیل که آنها در برنامه هستند.
- تیم ها را بر اساس تعداد داستان هایی که انجام داده اند اندازه گیری کنید – اغلب اوقات. کمتر، بیشتر است!
- روی وظایف نقش های فردی تمرکز کنید.
مقدار شماره 2: ارائه ارزش زود هنگام و اغلب بیش از انتظار برای کمال
این واقعاً معمول است که به همه چیزهایی که در محصولات بازاریابی خود میخواهیم فکر کنیم، آنها را پیکسلی بینقص کنیم و هر کسی که ممکن است نظری داشته باشد، قبل از انتشار آن، نظر خود را جلب کند. با این حال، هزینه بسیار زیادی برای آن وجود دارد—ممکن است دیر وارد بازار شویم، فرصتی را از دست بدهیم یا صرفاً پول زیادی را برای موجودی موجودی در قفسه خرج کنیم، زیرا وقتی برای مشتریان قابل استفاده نباشد، کار ما همین است.
کارها:
- به حداقل قابل دوام فکر کنید. سادهترین نسخهای که میتوانیم ارائه کنیم چیست که همچنان به نتیجه دلخواه ما میرسد؟
- تعداد دستآفها و امضاهای لازم برای پخش زنده را کاهش دهید.
- ببینید کجا میتوانید محتوا و تصاویر موجود را تغییر دهید.
- در نظر بگیرید آنچه را که اکنون دارید ارائه دهید، اما زنگ ها و سوت ها را بعداً اضافه کنید (شاید وب سایت شما فقط باید قابل استفاده باشد، اما بعداً می تواند عملکرد بیشتری داشته باشد).
- آیا یک غیرمتخصص می تواند مطرح و کمک کند؟ شاید برای برخی از قطعات ساده تر به بهترین طراح خود نیاز نداشته باشید.
نگذارید:
- در فلج تجزیه و تحلیل گرفتار شوید.
- زمان زیادی را با برنامه ریزی اولیه بگذرانید.
- منتظر بمانید تا زمانی که “متخصص” در دسترس باشد، اگر آن شخص در سطح بالایی قرار دارد، صبر کنید. تقاضا.
- رویکرد همه یا هیچ برای کار در مقابل مشتریان داشته باشید.
مقدار #3: یادگیری از طریق آزمایش ها و داده ها بر روی نظرات و قراردادها
اگر تا به حال به شما گفته شود، “ما به آن نمایشگاه می رویم زیرا هر سال این کار را انجام می دهیم”، ممکن است نشانه ای از این باشد که شرکت شما تفکرات متعارفی دارد. با این ارزش، ما میخواهیم از رضایت به دنیایی برسیم که در آن آزمایش، با پشتوانه دادهها و یادگیری، روش کار ترجیحی ما باشد.
کارها:
- اجازه دهید تیمها آزمایش کنند، حتی اگر بار اول اشتباه کنند.
- از تست A/B یا روشهای دیگر برای یادگیری نحوه واکنش مشتریان استفاده کنید.
- به افراد زمان برای طوفان فکری و تفکر خلاقانه در مورد ایده های جدید بدهید.
- داده های پشت عملکرد یک کمپین را به رهبران نشان دهید و از آن برای تصمیم گیری در مورد کارهای آینده استفاده کنید.
نگذارید:
- به انجام کاری که همیشه انجام میدادید بدون اینکه چرایی آن را بپرسید ادامه دهید.
- تیمها را با موارد قابل تحویل بیش از حد بارگیری کنید وگرنه زمانی برای آزمایش نخواهند داشت.
- از انجام آن بترسید. ریسک کنید و اشتباه کنید.
- کار را بپذیرید زیرا یک فرد بسیار مهم فکر میکند اگر آن چیزی نیست که مشتریان به دنبال آن هستند، ایده خوبی است.
مقدار #4: همکاری متقابل عملکردی بر روی سیلوها و سلسله مراتب
در سازمانهای بازاریابی سنتی، افراد در سیلوهای دپارتمان کار میکنند و کار مانند باتوم از یک بخش به بخش دیگر منتقل میشود، که روشی بسیار کند برای کار است. این فرهنگ قدیمی همچنین مستلزم رعایت دقیق سلسله مراتب است، بنابراین اغلب اوقات به افراد باهوش با ایده های خوب صدایی داده نمی شود. با این ارزش، کار روی تیم ها با هم و داشتن درجه بالایی از توانمندی برای انجام کارها مهم است.
کارها:
- تیم های بازاریابی تشکیل دهید با مجموعه مهارت های متقابل کارکردی به منظور ایجاد ابتکارات بازاریابی کاملاً آماده برای مشتری.
- به اعضای تیم اجازه دهید خارج از عنوان شغلی خود کار کنند، نه فقط در تخصص خود.
- کل تیم را تشویق کنید تا در قبال تمام جنبه های کار مسئولیت پذیر باشد.
نگذارید:
- تیمهایی را با وابستگیهای خارجی زیادی تشکیل دهید.
- منتظر انجام کار با «متخصص» باشید اگر تیم شما را در تنگنا قرار میدهد.
- تیمهای فرعی را در داخل خود ایجاد کنید. تیم، به جای اینکه همه با هم همکاری کنند، کار را از فردی به فرد دیگر واگذار می کنند.
مقدار شماره 5: پاسخ به تغییر پس از پیروی از یک طرح ثابت
اگر یک درسی وجود داشته باشد که همه ما از این همه گیری آموخته ایم، این است که برنامه ها به شدت در معرض تغییر هستند، بنابراین باید برنامه ریزی انعطاف پذیر را یاد بگیریم. با این نوع بازاریابی، میخواهیم برنامهریزی کنیم، اما آنها باید اضطراری باشند. و انعطاف پذیر به جای ثابت و غیر قابل تغییر.
کارها:
- همانطور که از عملکرد کمپین گذشته، بازخورد مشتری یا شرایط بازار/محیط زیست بیشتر می آموزید، به تغییر بک لاگ بازاریابی خود (فهرست اولویت بندی شده کارهای آینده) ادامه دهید.
- نقشه راه های فصلی ایجاد کنید که برنامه های کمپین شما را نشان دهد. ، اما پیوسته آنها را با ذینفعان در زمان واقعی مورد بحث قرار دهید و با رخ دادن تغییرات، چیزها را عوض کنید.
- کارهایی را که مطابق انتظار عمل نمی کنند یا ارزش بالایی برای مشتری ایجاد می کنند، متوقف کنید، حتی اگر بخشی از آن باشد. یک طرح.
نگذارید:
- از «ما چابک هستیم» بهعنوان بهانهای برای درج مداوم کار جدید در آخرین لحظه استفاده کنید – که در واقع مانع از بهرهوری تیمهای شما میشود.
- زمان زیادی را صرف برنامهریزی کار کنید. جزئیات عالی، یا ممکن است زمان را تلف کنید.
- برنامه هایی ایجاد کنید که هرگز تغییر نخواهند کرد.
وقتی به نظر میرسد که روششناسی چابک شما در یک پیچیدگی گیر کرده است، به عقب برگردید و این ارزشها را با شرکت خود مرور کنید و ببینید کجا میتوان پیشرفتها را انجام داد. ما امیدواریم که بتوانید ارزش های چابک جدید و بهبود یافته را در کار روزانه خود به عنوان یک بازاریاب قدر بدانید و با آنها زندگی کنید.
عمیقتر کنید: چرا چابک باشیم بازاریابان احساس می کنند که چابک نیاز به تکامل دارد؟
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


