در طول پنج تا 10 سال گذشته، شرکتها برای به دست آوردن، جذب و حفظ مشتریان بیشتر و بیشتر بر روی فناوری هزینه کردهاند. افزایش فشار برای دستیابی به درآمد و اهداف ارزش مادام العمر مشتری، محیط بازاریابی پر سر و صدا، و گسترش ابزارهای فناوری بازاریابی جدید، فضای مناسبی را برای آزمایش فناوری، پذیرش ایجاد کرده است. ins replaceWithoutSep” id=”6″ data-gr-id=”6″>
با توجه به اینکه فناوری اکنون 29 درصد از بودجه بازاریابی را مصرف میکند، شرکتها برای خرید مستقل ترمز میکنند و بازاریابی را با ایجاد یک ارزیابی رسمی فناوری و فرآیند خرید تعیین میکنند که تضمین میکند ROI برای خرید فناوری با عملکرد و اهداف تجاری همسو است.
من از اینکه چقدر این توسعه فرآیند برای بسیاری از شرکتها جدید است متعجب هستم و فکر میکنم که جمع آوری گروهی از رهبران عملیات بازاریابی که وظیفه توسعه فرآیند خرید را بر عهده داشتهاند برای بحث در مورد چگونگی رویکرد آنها به این فعالیت، جالب خواهد بود. برای یادگیری اینکه چه چیزی موثر بوده، چه چیزی موثر نبوده و چه چالش هایی در این مسیر وجود داشته است. ما در طول پانل Martech، اجتناب از اعمال تصادفی Martech در 18 سپتامبر، اما در اینجا نگاهی اجمالی به برخی از مسائلی که آنها مجبور به دستوپنجه نرمکردهاند میپردازیم.
ذینفعان
سهامداران چه کسانی هستند و چه مسئولیت هایی دارند؟ چندتاشون خیلی زیاده؟ چگونه از گرفتار شدن توسط مخالفان جلوگیری می کنید؟ چگونه از نفوذ بوروکراسی به سیستم جلوگیری می کنید؟
یک یا چند فرآیند
آیا می توان فرآیند واحدی ایجاد کرد که از ارزیابی و خرید یک محصول گران قیمت و پیچیده مانند پلت فرم اتوماسیون بازاریابی پشتیبانی کند و در عین حال به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا بتواند اشتراک 9.99 دلاری را برای محصولی با ویژگی های محدود انجام دهد؟
توزیع شده در مقابل خرید متمرکز
بهترین رویکرد سازمانی برای خرید فناوری – توزیع شده یا متمرکز چیست؟ مزایا و معایب هر یک چیست؟ من به خرید توزیع شده با نظارت متمرکز رأی خواهم داد – شنیدن نظر اعضای پانل من جالب خواهد بود.
بهترین نژاد در مقابل اکوسیستم تک راه حل در مقابل اکوسیستم پلت فرم
من بر این باورم که بهترین رویکرد برای خرید فناوری ترکیبی از بهترین
بستن دروازه بعد از اینکه همه پیچ و مهره شدند
خوب است که با یک صفحه تمیز شروع کنیم و در کنار آن یک فرآیند جدید بسازیم. واقعیت این است که برای بسیاری از ما در حال پریدن به محیطی هستیم که سالها بدون فرآیند کار میکند. از کجا شروع می کنی؟ آیا لازم است به عقب برگردید و تمام تصمیمات خریدی که برای حرکت به جلو گرفته شده را منطقی کنید یا روی آینده تمرکز می کنید؟
مدیریت اولویت
قبلاً تعداد محصولاتی که میتوانستند خریداری شوند بر اساس تعداد محصولاتی که بخش فناوری اطلاعات میتوانست در هر دوره معین نصب کند، تعیین میشد. امروزه، بیشتر محصولات به پشتیبانی فناوری اطلاعات نیاز ندارند، بنابراین چگونه درخواستهای رقابتی برای محصولات جدید را مدیریت میکنید؟ آیا محدودیتی برای تعداد محصولات جدیدی وجود دارد که در هر سال می توانند در پشته ادغام شوند؟ آیا بازنشستگی یک محصول برای آوردن کالای دیگر ضروری است؟
نگه داشتن همه در جهت درست
بسیاری از مدیران عملیات بازاریابی به من گفتهاند که این یک چالش مداوم است که همه را در جهت درست حرکت کنیم و به یک فرآیند پایبند باشیم. من شنیدهام که آن را بهعنوان گلهداری گربهها یا انجام یک بازی ابدی Whack-a-Mole توصیف میکنند. چگونه همه را درگیر فرآیند می کنید؟ چگونه از خرید غیرقانونی اجتناب می کنید؟
مطمئنم با نظرات حضار، بحث پر جنب و جوشی بین اعضای میزگرد ما خواهد بود. اینها مسائل مهمی هستند که برای توسعه و اجرای یک استراتژی منسجم بسیار مهم هستند.
من مشتاقانه منتظرم که همه را در 18 ببینم!
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


