عصری آرام در تابستان 2006 بود. یکی از دوستانم مرا به خانه و استودیوی خانه Draxtor Despres، یک مستندساز برنده جایزه برده بود، که علاقه مند به مصاحبه با او برای قطعه ای بودم که داشتم می نوشتم. من بلافاصله تحت تأثیر این شخصیت عینکی و هدفون قرار گرفتم که زمان زیادی را صرف استودیوی خانگی خود برای پختن پروژه های خلاقانه می کرد.
او تور بزرگ را به ما داد، که شامل یک منطقه دنج و پراکنده زنده/کار و چیزی شبیه به یک استودیوی تولید تمام عیار بود. دسپرس در حال ساخت محتوای ترکیبی جالب توجهی بود و من مشتاق بودم که روند خلاقیت او را درک کنم. قبل از اینکه فرصتی برای پاسخگویی به سؤالات کاوشگری داشته باشم، او با مهربانی توضیح داد که زمان خوابش به خوبی گذشته است و او صبح زودی داشته است. ساعتم را چک کردم، فقط 7 بعدازظهر بود، و بعد، گویی دسپرس رفته بود. او از سیستم خارج شده بود.
بله، این یک جلسه مجازی بود، اما من آن را به یاد میآورم که انگار دیروز بود. قدیمی ترین و مسلماً موفق ترین دنیای مجازی یا متاورس زندگی دوم (SL) اولین محل ملاقات ما بود. این پلتفرم به من اجازه داد با شخصی که در سراسر جهان زندگی میکرد، در منطقه زمانی متفاوتی ملاقات کنم و با او گپ بزنم، در حالی که احساس میکردم دقیقاً در خیابان زندگی میکند.
MarTech را دریافت کنید! روزانه. رایگان. در صندوق ورودی شما.
من و دسپرس – یا برنهارد دراکس که او را خارج از SL می شناسند – پس از اولین ملاقات سرنوشت ساز چندین بار با هم ملاقات کردیم. او یک مشارکت کننده منظم محتوایی در نشریه ای بود که من تقریباً 15 سال پیش تأسیس کردم، SLentrepreneur، که به «پول درآوردن در متاورس» اختصاص داشت. برای سالها، من مدیریت یک تیم جهانی از نویسندگان، عکاسان و ویراستاران را بر عهده داشتم که همه در دنیای مجازی SL بودند. بلافاصله می دانستم که پلتفرم چیز خارق العاده ای ارائه می دهد. با این حال، بیش از یک دهه بعد قبل از اینکه کسی در حرفه من شروع به جدی گرفتن متاورس کند، میگذرد.


Despres تقریباً بیست سال است که به شدت با فضاهای مجازی درگیر بوده است و برای همه چیزهای مرتبط با ایجاد و درگیر کردن جوامع مجازی به سراغ من شده است. من و دسپرس در نهایت چند بار حضوری همدیگر را دیدیم و دوستان سریعی شدیم. زمانی که او در Augmented World Expo در سن خوزه شرکت می کرد، با او مصاحبه کردم و با هم در AWE Europe در مونیخ. این یک نقطه برجسته از آن سفر بود تا شهر مونیخ زادگاه دسپرس را با هم، IRL یا “در زندگی واقعی” کاوش کنیم.
من اخیراً از او خواستم دانش خود را با دانشجویان XR من در دانشگاه اورگان به اشتراک بگذارد. آنچه در زیر می آید ده بینش برتر از بحث پر جنب و جوش ما است. شما می توانید کل مصاحبه را در کانال Twitch من و چندین XR- دیگر مشاهده کنید مصاحبه تخصصی با موضوع.
ده قانون راه برای بازاریابی متاورس
1. پتانسیل واقعی پلتفرم
را درک کنید
اصطلاح متاورس مدتهاست که وجود داشته است و اخیراً توسط شرکتهایی که ادعا میکنند یک متاورس ساختهاند یا در حال ساختن آن هستند، استفاده شده است. یک متاور واقعی وجود ندارد. این یک مفهوم کاملاً آرمانی است که امکان ایجاد یک شبکه باز، متصل و قابل تعامل از محیط های مجازی را که به تعامل اجتماعی اختصاص داده شده است، می دهد. متاورس مانند یک اینترنت سه بعدی است که می توانید به صورت دیجیتالی از محیط مجازی به محیط مجازی منتقل شوید.
هر محیطی میتواند دارای مجموعهای از قوانین متفاوت، “مالکین” متفاوت، شهروندان مختلف – در صورت تمایل به کشورهای مختلف – با زیرساختهای زیربنایی که امکان سفر یکپارچه بین این جهانهای مجازی را فراهم میکند. این زیرساخت باید غیرمتمرکز و به طور ایده آل منبع باز باشد تا هیچ کس عقب نماند و یک شرکت جهان دیجیتال ما را در انحصار خود درآورد. مقاله اخیر Fast Company این مفهوم را مورد بحث قرار می دهد و OpenSim یا OpenSimulator را برجسته می کند، یک شبکه منبع باز از جهان های مجازی که در سال 2007 ایجاد شد.
2. تکنولوژی و اصطلاحات را بدانید
درک تکنولوژی و اصطلاحات پلتفرم های مجازی ضروری است. جهان های مجازی و متاوره متفاوت هستند. من استدلال می کنم که متاورس یک شبکه باز و قابل تعامل از جهان ها یا محیط های مجازی است. «دنیای مجازی» یک فضای دیجیتالی است که در آن میتوانید با هم وقت بگذرانید و هیچ کاری انجام ندهید – برای مثال نیازی به بازی کردن ندارید – و نیازی به هدست نیست. فضاهای مجازی سه بعدی قابل دسترسی که کاربران می توانند در تبلت، تلفن هوشمند یا لپ تاپ به آنها دسترسی داشته باشند، همان غوطه وری و تعامل را با هدست ها یا دنیای مجازی مبتنی بر واقعیت مجازی ارائه می دهند.
رسانهها از اصطلاح متاورس به عنوان مترادف برای همه پیشنهادات در یک فضای مجازی استفاده میکنند و اغلب این اصطلاح با تجربیات مبتنی بر هدست همراه است. متا، اپل، مایکروسافت و هر کس دیگری که ادعا می کند یک متاورس ساخته است، در عوض یک دنیای مجازی و خصوصی ایجاد کرده است. این شرکتها، البته، میخواهند شما و همه افراد دیگر باور کنید که صاحب متاورس هستند، در نتیجه از دادههای کاربران آن کسب درآمد میکنند و به طور بالقوه درآمد حاصل از نرمافزار مورد نیاز برای دسترسی به فضا را در انحصار خود در میآورند.
3. در مورد مزایای غوطه وری
هوشمند باشید
تحقیقات زیادی در مورد مزایای استفاده از فضاهای مجازی برای ارتباط و تعامل با کاربران صورت گرفته است. فضاهای مجازی یادآوری اطلاعات را بهبود می بخشد، ارائه احساس بیشتر تجسم و حضور، امکان تعامل و عاملیت بیشتر و به محدود کردن حواس پرتی کمک می کند. انواع مختلفی از غوطه وری وجود دارد: محیط های استراتژیک، لمسی، حسی، روایتی، فضایی و مجازی می توانند به بازاریابان و متخصصان ارتباطات کمک کنند تا از همه آنها استفاده کنند و تجربیاتشان را تعاملی تر و کمتر منفعل کنند.
4. به جای کاربران به مخاطبان خود به عنوان ساکنان یا شهروندان مراجعه کنید
استفاده از عبارت “ساکن” یا “شهروند” برای کاربران دنیای مجازی نشان میدهد که آنها در آن جامعه سهمی دارند و آنها را به جای نقش منفعل، به یک نقش فعال تبدیل میکند. این مستاجر من را به یاد کار بزرگ جونا ساکس می اندازد و آنچه او آن را «بازاریابی توانمندسازی» می نامد. یکی از تاکتیکهای بازاریابی توانمند – مصرفکننده را فراموش کنید و شهروند را فراخوانی کنید – به ما یادآوری میکند که شهروندان الهامگرفته مبشر برند بهتری نسبت به مصرفکنندگان درمانده هستند. میتوانید درباره بازاریابی توانمندسازی ساچ در این سری مقالات عالی که آثار او را نشان میدهد.
5. تفاوت بین دستگاه های مصرفی را درک کنید
همانطور که قبل از راه اندازی کمپین در این پلتفرم باید با یک پلتفرم رسانه اجتماعی جدید آشنا شوید، باید بدانید که مخاطبان شما چگونه دنیای مجازی را مصرف می کنند. در اکوسیستم دنیای مجازی متلاشی شده، جوامع مجازی و پلتفرمهای مختلف از طریق دستگاههای مختلف مانند گوشیهای هوشمند، تبلتها، رایانههای شخصی، رایانههای مک، دستگاههای هدست متصل مانند Rift، دستگاههای هدست بدون اتصال مانند Oculus Quest، دستگاههای رسانهای ترکیبی مانند مایکروسافت مصرف میشوند. هولولن ها و دستگاه های VR موبایل مانند Google Cardboard.
این یکی از دلایلی است که ایجاد یک شبکه قابل تعامل از دنیای مجازی بسیار دلهره آور است. در حال حاضر یک روش استاندارد تنظیم شده برای مصرف این محیط های غوطه ور وجود ندارد. هر دنیای مجازی برای پشتیبانی از سخت افزار بسیار خاص ساخته شده است، بنابراین درک این الزامات قبل از غواصی ضروری است.
6. به زبان آنها صحبت کنید
با محیط های مجازی پر رونق امروزی آشنا شوید. هر دنیای مجازی به آواتار، زبان، آداب و غیره متفاوتی نیاز دارد. اگر در حال ساختن یک طرح بازاریابی برای یک فضای مجازی هستید – باید تا آنجا که می توانید درباره ساکنان آن بدانید. برخی از سوالات عالی که باید بپرسید عبارتند از: جمعیت شناسی ساکنان چیست؟ چرا روی سکو هستند؟ سکو چه نقش یا نیازی در زندگی ساکنین دارد؟ زبان منحصر به فرد پلتفرم چیست؟ هنجارها، قوانین و مقررات جامعه چیست؟
7. مکان، مکان، مکان!
هر بازاریاب خوب میداند که شما باید به سراغ مخاطبان خود بروید، و استفاده از یک جامعه فعال و پر رونق بسیار ارزانتر از ساختن آن از ابتدا است. هنگام انتخاب مکان یا پلتفرم برای تجربه مجازی خود، یک رویکرد استراتژیک مورد نیاز است. پلتفرمی که انتخاب می کنید می تواند به معنای تفاوت بین موفقیت و شکست باشد و باید به اهداف و اهداف کلی بازاریابی و مخاطبان هدف شما بستگی داشته باشد. عواملی که باید در نظر گرفته شوند: چه کسی زمان خود را در پلتفرم سپری می کند، مردم چگونه وقت خود را در پلتفرم می گذرانند، و هزینه (پول/زمان) صرف وقت در پلت فرم چقدر است؟
8. از فرآیند تفکر طراحی
استفاده کنید
برای اطمینان از حل یک مشکل واقعی برای کاربر، رویکرد دنیای مجازی یا استراتژی متاورس خود از دیدگاه تفکر طراحی ضروری است. از اصول تفکر طراحی استفاده کنید:
1) با مخاطبان هدف خود همدلی کنید.
2) بیانیه مشکل را تعریف کنید.
3) ایده بگیرید.
4) نمونه اولیه.
5) تست کنید.
این به برندها اجازه میدهد تا نگرانیهای اصلی ساکنان را بهتر درک کنند و اطمینان حاصل کنند که آنها از فناوری برای ارائه راهحلها استفاده میکنند و نه صرفا. برندهای بزرگ در صورتی می توانند در فضاهای مجازی موفق شوند که به ساکنین احترام بگذارند و برای نیازهای آنها طراحی کنند، نه اینکه صرفاً بر اهداف برند تمرکز کنند.
9. اولویت دادن به دستاوردهای اقتصادی کوتاه مدت، تجربه ساکنین را قربانی می کند
فضای اقتصادی امروز، شرکتها را در هر اندازهای مجبور میکند که به طور مداوم ارزش خود را برای سرمایهگذاران اثبات کنند، و بازده سریع به نقطه کانونی موفقیت تبدیل میشود. بنابراین، جای تعجب نیست که شرکتهای فناوری از تاکتیکهای کوتاهمدت استفاده میکنند تا شماره کاربران خود را به قیمت ملاحظات بلندمدت برای ساکنان/کاربران افزایش دهند. ساختن یک پلتفرم آنلاین و پرسود بدون فروش داده های کاربران و تبلیغات اجباری به گلوی کاربران امکان پذیر است.
به عنوان مثال، SL در دهه گذشته به آرامی اما به طور پیوسته رشد کرده است زیرا یک مدل فریمیوم یا مبتنی بر اشتراک است. آنها فضای مجازی را به ساکنان خود اجاره می دهند و ساکنان می توانند با آن کاری که می خواهند انجام دهند. این مدل کسبوکار به SL اجازه میدهد تا دادههای ساکن را به تبلیغکنندگان نفروشد. Linden Lab، خالق SL، همچنین برای همه کالاهای مجازی فروخته شده توسط کاربران در این پلتفرم، حدود 9 درصد کارمزد تراکنش دریافت می کند. فیلیپ روزدیل، بنیانگذار SL و یک رهبر صریح در فضای دنیای مجازی، SL را مکانی قرار می دهد که می توانید در آن حاکمیت دیجیتال داشته باشید. این طراوت کننده نیست؟ Rosedale به امید ارائه یک جایگزین مناسب برای محیط مجازی متا (فیس بوک)، که در آن ظاهراً قصد دارند بیش از 40 درصد از هزینه تراکنش ها را دریافت کنند و در عین حال میلیاردها دلار از ارائه داده های کاربر به تبلیغ کنندگان درآمد کسب کنند، مجدداً به هیئت مدیره لیندن لب پیوسته است.
10. به انجمن فعال کاوشگران و پیشگامان دنیای مجازی
بپیوندید
تلاش برای آشنایی با همه محیطهای مجازی میتواند دلهرهآور باشد، اگر نه کاملاً غیرممکن. کشف این دنیاها با بومیان که به این زبان صحبت می کنند و می توانند به شما در یادگیری سریع آداب و رسوم کمک کنند بسیار لذت بخش تر است. چندین انجمن بزرگ متخصصانی را گرد هم می آورند که به دنبال گسترش دانش خود در این فضا هستند. من درگیر انجمن VRAR، نمایشگاه جهانی افزوده، Despres SL Life Book Book Club، و من میزبان XR Pub Crawl. میتوانید نکات مهم آخرین خزیدن میخانه XR را با بیلی گلدمن در این پست اخیر یا ثبت نام کنید تا به صورت زنده به من بپیوندید تولد، جایی که جدیدترین فضاهای مجازی مورد استفاده برای بازاریابی و ارتباطات را بررسی خواهیم کرد.
اگر به دنبال دریافت آموزش های اضافی در زمینه بازاریابی در متاورس هستید، پست من را بخوانید “به Maven بازاریابی Metaverse تبدیل شوید”، جایی که من برخی از منابع آنلاین عالی را برای کمک به شما برای منعطف کردن عضله متاورس خود بیان می کنم. به یاد داشته باشید، همانطور که من همیشه به دانشجویان ارتباطات خود می گویم، با XR و رسانه های همه جانبه، ما فقط با تخیل خود محدود می شویم. ما با هم می توانیم چیزی بسازیم که شهروندان و جوامع دیجیتالی ما را الهام بخش، درگیر و غرق کند!
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


