اعلانیه
اعلانیه

همه دسته بندی های B2B و B2C یکسان نیستند

من اخیراً از یک بخش بازاریابی B2C در دانشگاه وسترن گاورنر (WGU) در بخش آموزش عالی آنلاین به یک بازاریابی B2B در Zuora که نرم افزار مدیریت اشتراک را در فضای SaaS ارائه می دهد. این تغییر باعث شد به ارزش دسته‌های B2B و B2C فکر کنم.

شاید بهتر باشد که تفاوت‌های بین صنایع را به جای تفاوت‌های بین B2B و B2C در نظر بگیریم. برای مثال، قطعاً تفاوت‌هایی بین آموزش عالی آنلاین و بخش‌های SaaS وجود دارد، و اینجاست که من متوجه می‌شوم که منشأ بیشتر تفاوت‌ها در وضعیت فعلی‌ام است.

در حالی که معتقدم دسته‌های B2B و B2C دارای کاربرد هستند، مطمئن نیستم که چقدر برای تجربه من به عنوان مارتک استاد. با این حال، بسیار محتمل است که آنها برای سایر عملیات بازاریابی و متخصصان فناوری کاربرد قابل توجهی داشته باشند.

این تمایز تمیز نیست

راههای زیادی برای تشخیص B2B از B2C وجود دارد. به عنوان مثال، B2B ممکن است دلالت بر این داشته باشد که بیش از یک نفر در تصمیم گیری دخیل هستند، در حالی که در زمینه B2C ممکن است فقط یک نفر را درگیر کند. با این حال، برای بیان چیزهای بدیهی، همیشه اینطور نیست.

یک ابزار SEO که فقط صدها دلار در ماه هزینه دارد، یک موقعیت B2B است که واقعاً به افراد زیادی نیاز ندارد. شخصی به اندازه یک کارآموز می تواند آن را انتخاب کند و به سادگی از مافوق بپرسد که می تواند به سرعت تایید کند. سپس آنها می توانند با استفاده از کارت شرکتی بدون سر و صدا هزینه آن را پرداخت کنند. همه محصولات B2B واقعاً آنقدر گران یا پیچیده نیستند که نیاز به ارزیابی و تأیید بسیاری از سهامداران در یک دوره زمانی طولانی داشته باشند.

WGU مدارک لیسانس و فوق لیسانس کم هزینه را با انعطاف پذیری ارائه می دهد. به استثنای گروهی که تلاش می‌کند با کسب‌وکارها و سازمان‌ها شراکت ایجاد کند و به کارمندان خود کمک کند تا به دنبال مدرک WGU با تخفیف به عنوان امتیاز باشند، تلاش‌های بازاریابی WGU عمدتاً B2C است.

علی‌رغم ارزش زیاد، یک دانشجوی آینده‌نگر احتمالاً برای بحث در مورد مسائل مالی نیاز به مشورت با شریک یا کارفرما دارد – چه رسد به اینکه ترتیباتی را برای عوامل سبک زندگی مانند مراقبت از کودک انجام دهد، زیرا یک دانش‌آموز باید زمان قابل توجهی را در طول چندین سال اختصاص دهد. بنابراین برنامه‌های مدرک دانشگاهی و سایر موارد بلیت بالا (برخی لوازم الکترونیکی، اتومبیل، مسافرت، املاک و غیره) می‌توانند به ورودی و توافق قابل توجهی از افراد مختلف نیاز داشته باشند و این می‌تواند زمان زیادی را ببرد.


MarTech را دریافت کنید! روزانه. رایگان. در صندوق ورودی شما.


شباهت بین B2B و B2C

به‌علاوه، بازاریابی B2B و B2C جنبه‌های مشترک زیادی دارند.

اکثر بخش‌های بازاریابی به وب‌سایت‌ها، تجزیه و تحلیل، اتوماسیون بازاریابی، CRM و بسیاری دیگر از انواع اصلی سیستم‌ها نیاز دارند. بهداشت داده ها قطعاً در هر دو زمینه نیز مهم است. علاوه بر این، بازاریابی شامل متقاعدسازی، تقسیم‌بندی، هدف‌گذاری، تحقیق، خلاقیت و بسیاری از تاکتیک‌های دیگر بدون توجه به زمینه است.

بازاریابان B2B از فرموگرافیک و فناوری برای مدل‌های ICP/TAM خود استفاده می‌کنند، در حالی که بازاریابان B2C از اطلاعات جمعیتی و تحقیقات مصرف‌کننده برای شخصیت‌ها و مدل‌سازی‌های مشابه خود استفاده می‌کنند. هک، می توان استدلال کرد که فن آوری برای B2C کاربرد دارد. یک سازنده قاب آیفون مطمئناً نمی‌خواهد پول و تلاش خود را صرف بازاریابی برای دارندگان تلفن Android کند.

علاوه بر این، هر دو بازاریاب B2B و B2C خود با بسیاری از بازاریابان B2B هنگام تحقیق، تهیه و استفاده از اجزای مختلف پشته سروکار دارند.

چشم انداز استاد

استادان Martech نگاهی استراتژیک به کل فناوری دارند پشته. بنابراین، به یک معنا، وقتی نوبت به اجزای فردی می‌رسد، کلی‌گرا هستند و به تنظیم تصویر بزرگ‌تر کمک می‌کنند. من استدلال می‌کنم که این یک مزیت است زیرا استاد می‌تواند به مالک یا کاربر قدرتمند مؤلفه کمک کند تا چشم‌انداز وسیع‌تری نسبت به کار در علف‌های هرز با مؤلفه ببیند. استاد می تواند به شناسایی و آزمایش مفروضات کمک کند و ببیند که چگونه این مؤلفه با مجموعه گسترده تر بخش و سازمان مطابقت دارد.

بنابراین، در حالی که استادان باید ایده خوبی از نحوه عملکرد انواع مختلف سیستم ها (CMS، CRM، DAM و غیره) داشته باشند، آنها احتمالاً مجبور خواهند بود به طور مداوم با انواع موقعیت ها سر و کار داشته باشند زیرا پشته ها دارای اجزای زیادی هستند. این بدان معناست که همیشه چیز جدیدی برای یادگیری وجود دارد. چه آنها در حال کمک به یک پلت فرم B2B ABM باشند یا یک CDP متمرکز بر B2C، آنها باید استراتژی ها و چارچوب های مشابهی را برای کمک به سهامداران در تصمیم گیری دقیق تر، تعامل با سایر سهامداران و اطمینان از بازگشت سرمایه مطلوب به کار گیرند.


ویژگی های جدید پلتفرم های اتوماسیون بازاریابی را قدرتمندتر از همیشه می کنند. در آخرین ویرایش این گزارش اطلاعاتی MarTech

با روندها و قابلیت های نرم افزار اتوماسیون بازاریابی آشنا شوید.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید!


چرا باید اهمیت دهیم

به‌عنوان متخصصان کسب‌وکار، از دسته‌بندی‌ها و برچسب‌های گسترده استفاده می‌کنیم تا به ما کمک کنند تا بهتر بفهمیم چه کار می‌کنیم و چه کارهایی دیگران انجام می‌دهند. هنگامی که از B2B و B2C در بازاریابی استفاده می کنیم، باید به یاد داشته باشیم که این دو دسته کلی آنقدر که به نظر می رسد واضح نیستند. بنابراین، ممکن است فرضیات و تصمیمات نادرستی در مورد یک موقعیت بگیریم یا بین خود تعامل داشته باشیم.

به عنوان مثال، وقتی در مورد مطالعات موردی و تاکتیک‌های مختلف بحث می‌کنیم، گاهی اوقات ارزش گوش دادن و در نظر گرفتن بینش‌ها را نسبت به سایر زمینه‌ها کاهش می‌دهیم. در حالی که بینش ها ممکن است از یک موقعیت B2B به یک موقعیت B2C (یا برعکس) ترجمه نشوند، دسته بندی های مختلف ممکن است نیروی محرکه در این قطع ارتباط نباشند. ممکن است چیز دیگری مقصر باشد. علاوه بر این، بینش B2B ممکن است در یک موقعیت B2C اعمال شود. در نهایت، اطلاعات بینش B2C به طور کلی برای همه موقعیت‌های B2C اعمال نمی‌شود و بالعکس.

نتیجه گیری

دسته‌بندی‌های B2B و B2C مطمئناً ارزش ارائه می‌دهند. اما آیا ارزش قابل توجهی در زمینه عملیات بازاریابی و فناوری ارائه می دهند؟ حداقل وقتی صحبت از استادان و به طور کلی ارکستراسیون پشته به میان می‌آید، به نظر نمی‌رسد ارزش زیادی ارائه کنند – حداقل از دیدگاه من.

من علاقه مندم که نظر همه شما را بشنوم. به عنوان مثال، باید مشخص کنیم که در کدام نوع بازاریابی کار می کنیم؟ به عنوان مثال، در نمایه LinkedIn

خود، در مورد نحوه نمایش این موضوع به عقب و جلو می‌روم.


نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شده‌اند.


درباره نویسنده

استیو پترسن مدیر فناوری بازاریابی در Zuora است. او نزدیک به 8.5 سال را در دانشگاه وسترن گاورنرز گذراند و بسیاری از نقش‌های مرتبط با مارتک را برعهده داشت و آخرین آن مدیر فناوری بازاریابی بود. قبل از WGU، او به عنوان یک استراتژیست در فروشگاه دیجیتال واشنگتن دی سی The Brick Factory کار می کرد، جایی که از نزدیک با انجمن های تجاری، غیر انتفاعی، مارک های اصلی و کمپین های حمایتی کار می کرد. پترسن دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت اطلاعات از دانشگاه مریلند و لیسانس هنر در روابط بین الملل از دانشگاه بریگام یانگ است. او همچنین دارای گواهینامه ScrumMaster است. پترسن در سالت لیک سیتی، منطقه UT زندگی می کند.

پترسن نمایانگر نظرات خودش است، نه کارفرمایان فعلی یا سابقش.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *