موارد زیر گزیده ای از کتاب الکترونیکی “بازاریابی چابک MarTech برای تیم ها” است. لطفاً برای دانلود کامل کتاب الکترونیکی روی دکمه زیر کلیک کنید.
فرهنگ فرمان و کنترل می تواند قاتل سریع برای تیم های بازاریابی چابک باشد. بیاموزید که چگونه می توانید با رهبران سازمان خود در مورد تغییر فرهنگ لازم برای موفقیت با بازاریابی چابک صحبت کنید.
مدیران خود را وادار به توقف واگذاری کار کنید
این تیمی است که هر بار تیمهای جدیدی را دریافت میکند — شما موافقت کردهاید که در بازاریابی چابک کار کنید، به این معنی که تیم از یک لیست عقب مانده اولویتبندی شده کار میکند و دیگر درخواستهای کاری را از رئیس خود دریافت نمیکند. اوه، این یکی میتواند باعث شود مدیر شما واقعاً جابهجا شده و مطمئن نباشد که چه کاری باید انجام دهد.
بهعنوان یک عضو تیم چابک، مهم است که به رئیستان کمک کنید تأثیر «وظیفه واقعاً سریع» او را برای تیم درک کند. به او توضیح دهید که تیم شما به تعداد معینی داستان در یک دوی سرعت متعهد می شود و حتی اگر به نظر می رسد یک کار سریع است، اگر هر یک از اعضای تیم یک کار سریع انجام دهد، سهامداران به کاری که انتظار داشتند نمی رسند.
نقش یک مدیر در چابک، واگذاری کار نیست، بلکه حمایت از صنعت و مردم است. توضیح دهید که چگونه نقش او در این راه واقعاً ارزشمند است و ببینید آیا او مایل است راههایی را که بتواند به کارکنانش کمک کند، فکر کند.
کاوش عمیق تر: نحوه ایجاد بازخورد در گردش کار بازاریابی چابک شما
همچنین ممکن است نشان داده شود که تیمهایی که وقفه ندارند چگونه میتوانند روی انجام مهمترین کار تمرکز کنند و با قابل پیشبینیتر شدن و ارائه مقدار مشخصی از کار در هر دوی سرعت، اعتماد سهامداران بیشتری را به دست آورند.
همچنین ممکن است بخواهید در مورد نوع کاری که باعث وقفه تیم می شود بحث کنید. این ممکن است لازم باشد به عنوان یک جلسه گروهی با مدیر مستقیم تیم انجام شود. زمانی که بتوانید زودتر از موعد به این توافقنامه کاری برسید، از بسیاری از درگیری های آینده جلوگیری می کند.
به عنوان مثال، مدیران و تیم ممکن است توافق کنند که چیزی که باعث بحران حقوقی یا روابط عمومی شده است میتواند باعث وقفه در اواسط سرعت تیم شود. من یک بار برای یک شرکت غلات کار می کردم که وقتی غلات آنها آلوده بود، دچار بحران شد. آنها در وب سایت خود تبلیغی را اجرا می کردند و به دلایل قانونی باید حذف می شد. این کاری است که نیاز به انجام هر کاری برای رفع مشکل دارد.
با این حال، در بیشتر موارد مدیران فقط عادت دارند زمانی که می خواهند به آنچه می خواهند دست پیدا کنند و نمی خواهند منتظر بمانند. اگر اجرای مراحل بالا باز هم جواب نداد، روش مبتنی بر داده را امتحان کنید.


نمودار فرسودگی، که قبلاً در این کتاب به اشتراک گذاشته شد، میتواند تأثیری را که مدیران هنگام اضافه کردن کار روی تیم میگذارند، نمایان کند. وقتی خط نارنجی بالا می رود، به این دلیل است که کار اضافه شده است. تمام زمانی که کار اضافه شده است را ردیابی کنید و درباره تاثیر منفی آن بر تکمیل صحبت کنید. اگر سهامدارانی که منتظر این کار هستند ناامید می شوند، به احتمال زیاد رئیس شما نمی خواهد این اتفاق ادامه پیدا کند.
همچنین، اگر رئیس شما کسی است که روی معامله کار می کند برای تیم، سعی کنید انتظارات معقولی را زودتر از موعد در مورد زمانهای برگشت و نحوه کار فرآیند اولویتبندی تعیین کنید.


به سری Agile Marketing Navigator برسید!
دادن مالکیت تیم
زمانی که از یک روش تقاضا و ارائه بازاریابی به راهی میرویم که به تیم اجازه میدهیم مالکیت بیشتری بر کار داشته باشد، به معنای پاسخگو بودن نیز هست. این تغییر قدرت، سطح بالایی از اعتماد را از مدیران به اعضای تیم میگیرد، که همیشه آسان نیست.
بیایید ایجاد یک ایمیل بازاریابی را مثال بزنیم. در روش کار قدیمیتان، رئیستان ممکن است دستورالعملهای صریح در مورد اینکه چه چیزی بنویسید، چه زمانی ایمیل ارسال کنید، کدام مخاطب، کدام گرافیک و غیره به شما داده باشد. در روش جدید کار، ما به تیم اجازه میدهیم که صاحب یک بسیاری از “چگونه” ایمیل با ارائه زمینه یک نتیجه دلخواه انجام می شود. در این مورد، برای همه اعضای تیم مهم است که درک مشترکی از آنچه تیم باید در مورد یک ایمیل فکر کند، داشته باشد.
شاید هر ایمیلی نیاز به یک کلیک روی یک صفحه فرود، یک لوگو و غیره داشته باشد. آیا تیم باید در مورد تولید سرنخ و اتفاقات بعدی فکر کند یا فقط ارسال ایمیل کافی است؟
کاوش عمیق تر: چرا همکاری و کار گروهی در بازاریابی چابک ضروری است
من همین الان با یکی از مدیران ارشد یک سازمان بازاریابی بزرگ در مورد همین موضوع صحبت کردم. او عادت داشت وارد کار شود و روز را نجات دهد و به تیم اعتماد نداشت که در قبال کارش پاسخگو باشد. با این حال، به جای صحبت کردن با تیم در مورد انتظاراتش، او وارد عمل شد و خودش مشکل را حل کرد.
یک مثال زمانی بود که انتظار میرفت همه سرنخها از یک نمایشگاه تجاری وارد Salesforce شوند – اما تیم دفعه قبل این کار را انجام نداد زیرا شخصی به آنها گفت که این کار را نکنید و آنها تصمیم را زیر سوال نبردند. وقتی شفافیت در مورد اینکه چه کسی چه کاری انجام می دهد وجود ندارد، اعتماد به راحتی می تواند شکسته شود.
یک راه برای شروع اعتمادسازی این است که یک جلسه کاری با رهبران داشته باشید و در مورد اینکه تیم دقیقاً دارای چه چیزی خواهد بود، استانداردهای کیفی مورد انتظار و اینکه چگونه تیم از اشتباهات درس می گیرد، توافق حاصل شود. تیم همچنین باید آماده باشد تا با مدیریت صادق باشد و به جای سرزنش در جای دیگری، از عهده هرگونه کاستی برآید.
ممکن است تغییر فرهنگ زمان بر باشد (در برخی شرکتها، مدت زمان طولانی)، اما به عنوان یک عضو تیم مهم است که به آموزش رهبران در این روش جدید برای کار کمک کنید. و به یاد داشته باشید، چابکی همه چیز در مورد بردهای کوچک است. بنابراین، اگرچه ممکن است نتوانید همه چیز را به یکباره تغییر دهید، چند قدم در جهت درست میتواند راه طولانی را برای شما انجام دهد.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


