سسس، من رازی را به شما می گویم. آیا می خواهید سیگنال استراتژی رشد بلندمدت یک شرکت را بدانید؟
نظارت بر نقش CMO را شروع کنید.
اخیراً، شاهد هجوم اعلانها مبنی بر اینکه برندها حداقل در حال حاضر، سمت مدیر بازاریابی (CMO) را حذف میکنند. برندهای برجسته مانند اوبر، مکدونالدز، کوکاکولا، JNJ، تاکو بل و هایت یا مسئولیتها را تقسیم کردهاند یا این موقعیت را خالی نگه داشتهاند.
در اینجا برخی از بادهای مخالف آمده است:
از نفس تا همدلی
روزی روزگاری، ما سبک زندگی خود را حول آنچه برندها تولید میکنند و پیامهای برند محور میچرخانیم. امروزه، مصرف کنندگان توانمندتر، به هم پیوسته و پویا تر، اساساً جداول این مدل را تغییر داده اند. اکنون مصرف کنندگان به برندها می گویند که چه چیزی بسازند، ارائه دهند و حتی چگونه آن را انجام دهند. در نتیجه این تکامل، مصرف کننده بخش بزرگی از محصول شد و روشی را که یک شرکت انجام می دهد تغییر داد. “گوش دادن” همراه با همدلی برای تطبیق با رشد مداوم یک نام تجاری حیاتی است.
میانبر دیجیتال مصرف کننده به برند
تأثیر این میانبر مستقیم به مصرف کننده تدریجی بود. سپس ناگهان، حرکت شتاب گرفت. با تغییر ارزش برند به سمت مصرف کنندگان، حتی با استعدادترین CMOها، تیم های داخلی و آژانس های پشتیبانی را در قلمروی ناآشنا راه اندازی کرد. CMOها با چالشهای بیشتری مواجه شدند، زیرا قدرت تأثیرگذاری بر محصول، نوآوری یا بخشهای عملیاتی سازمان را با بینش خود نداشتند. به خصوص در تحولات دیجیتال، توانمندسازی رهبری بازاریابی مناسب برای هدایت عملیات در سراسر سازمان، برندها را قادر میسازد تا فرصتهای جدید و استراتژیهای دفاعی را به کار گیرند.
CMO های Nextgen تک شاخ های واقعی هستند
CMOها باید بیش از خلاقیت داشته باشند. آخرین آمار نشان می دهد که دوره تصدی CMO به 43 ماه کاهش یافته است، کمتر از نیمی از مدیران عامل. همچنین، مدیران اجرایی با نحوه استخدام و استخدام آن ترکیب جادویی از تجربیات راست و چپ مغز و مهارتهای رهبری تازه توسعه یافته به چالش کشیده میشوند. هزینه های فرصت و شهرت واقعی یک استخدام اشتباه (و تیم مربوطه آنها) به راحتی می تواند نه تنها برای شغل مدیر عامل، بلکه ده ها تا صدها میلیون درآمد داشته باشد. شاید این چالش تاثیرگذارترین توجیه برای روند به تعویق انداختن استخدام نقشهای CMO باشد.
این سیگنال ها چیست؟
برندها در حال ارزیابی برنامه های 2020 برای دهه آینده در مورد استراتژی های رشد هستند. آنچه که یک شرکت با نقش CMO انجام خواهد داد بیانیه ای را ارائه خواهد کرد. پیشینه این مدیر اجرایی جدید می تواند بینشی در مورد استراتژی رشد ارائه دهد. برخی از نمونه ها عبارتند از:
پر نشده – هنوز در مورد استراتژی رشد تصمیم نگرفته ایم.
PR + ارتباطات – تمرکز بر داستانگویی و
Community + CX – اکوسیستم بزرگتری از جامعه، مشارکتها، طرفداران و تجربه کلی مشتری با نام تجاری را ایجاد یا گسترش دهید.
نوآوری/دیجیتال – تغییر نه تنها
محصول – کشف جریانهای درآمد جدید، گسترش پیشنهادات.
درآمد – خط لوله را بهینه کنید و بهبود بخشید.
حفظ – موفقیت مشتری و توسعه حامیان را بهبود بخشید.
فرهنگ – مسئول تغییر استخدام، بهینه سازی و حفظ استعدادها است.
صدای مشتریان در اتاق هیئت چه کسی خواهد بود؟
در دنیایی که مدیران عامل شروع به پذیرش ماموریتهایی فراتر از ارزش سهامداران فصلی کردهاند، روابط برند و جامعه دارایی است.
بیایید به خاطر داشته باشیم که بازاریابی و نقش CMO در حال ورود به مرحله تکامل دیگری هستند. در برخی موارد، انقلاب است. بحث داغ در مورد اینکه چه کسی به عنوان “صدای مشتری” در اتاق هیئت مدیره خدمت می کند ادامه خواهد داشت و باید ادامه یابد.
مدیرعامل باید چابک باشند تا نیازهای مصرف کننده را برآورده کنند. در این میان، CMOها باید مانند یک مدیرعامل فکر کنند تا هم رشد کنند و هم در اتاق هیئت مدیره شرکت کنند. این کاملاً ممکن است که موقعیت CMO ممکن است به طور مناسب با نقش مدیر ارشد رشد در سطح اتاق هیئت مدیره جایگزین شود. این ممکن است فقط یک تغییر عنوان نباشد، بلکه نوار جدیدی را برای زمزمهکنندگان عملیاتی و تجربی مشتریان ایجاد کند.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


