

بوستون – در MarTech شرق در روز چهارشنبه، سزار برا، شریک Bain & Company، یک جلسه صبحگاهی کلیدی در مورد نقش حیاتی همسویی در موفقیت بازاریابی سازمان ارائه داد.
Brea توضیح داد: اکثر بازاریابان بیش از حد بر روی نتایج تمرکز می کنند و توجه کمی به فرآیندها و ارتباطات مورد نیاز برای دستیابی به آن نتایج دارند. اما موفق ترین رهبران بازاریابی بیشتر بر روی هماهنگی و سازماندهی تلاش های بازاریابی خود تمرکز می کنند تا پیچیدگی فنی.
چه ایجاد یک استراتژی بازاریابی بلندمدت یا راه اندازی یک کمپین سریع، بازاریابی موفق به فرآیندهای بسیار یکپارچه نیاز دارد. همانطور که Brea اشاره کرد، هماهنگی بازاریابی می تواند به اندازه نتایج مهم باشد.
Brea پنج روند کلیدی را برای هماهنگی بازاریابی موفق بیان کرد و بررسی کرد که چگونه هر یک از این روندها با ادامه رشد چشم انداز بازاریابی دیجیتال تکامل می یابند.


موارد استفاده را در نظر بگیرید
همانطور که قابلیتهای فنآوری گسترش مییابد، روشهای تعامل مصرفکنندگان با برندها نیز افزایش مییابد. Brea پیشنهاد می کند که بازاریابان باید به شبکه های عملکرد بازاریابی یا MPG ها نگاه کنند تا به شناسایی فرآیندهای تنگنا در تلاش های بازاریابی کمک کنند.
با غلظت بالای دادهها و پلتفرمهای موجود برای اندازهگیری هر نقطه تماس مصرفکننده، بازاریابان با یافتن راههایی برای ترکیب همه آنها به چالش کشیده میشوند. به جای تکیه بر پیچیدگی فناوری و رواج بازار، باید به این فکر کنیم که چگونه – و اگر – از برنامه های بازاریابی سطح بالای ما پشتیبانی می کند و با پشته های فناوری ما یکپارچه می شود.
داده ها به ما چه می گویند؟
Brea گفت: «اگر داده های خوبی ندارید، چیز زیادی ندارید. داده ها فقط به اندازه توانایی بازاریاب برای درک آن در سطح کل نگر هستند – و این بینش ها را در تلاش های بازاریابی فعال به کار می برند.
برای مثال، Brea گفت، دادههای مکان مدرسه ممکن است به ما بگوید مشتریان چه زمانی و چگونه به صورت فصلی این محصولات را خریداری میکنند. اما بدون درک تفاوتهای ظریف – مانند اینکه چگونه دادهها در بازارهای خاص متفاوت هستند، یا جایی که میتوان آنها را در برنامههای بازاریابی ما ادغام کرد – دادهها اساساً بیفایده هستند.
Brea توضیح داد:
به عنوان بازاریاب، توانایی ما برای درک و به کارگیری این بینش ها در سیلوهای بازاریابی مختلف، ما را قادر می سازد تا فرآیندهای مؤثرتری ایجاد کنیم که کل سفر مشتری را به هم متصل می کند.
تجزیه و تحلیل مهم است
اگر بازاریابان و ذینفعان داخلی درک نکنند که چگونه یا چرا یک مدل داده به این شکل عمل میکند، احتمالاً برای اطلاعرسانی به تلاشهای بازاریابی خود به آن اعتماد نخواهند کرد.
Brea گفت: از آنجایی که چشم انداز دیجیتال افزایش می یابد و بازاریابان مسئولیت های متقابل عملکردی بیشتری را بر عهده می گیرند، توانایی تفسیر و انتقال ارزش تجزیه و تحلیل ضروری است. بازاریابان تحلیلی نه تنها باید بتوانند معیارها را در مقیاس فنی رمزگشایی کنند، بلکه باید بتوانند آن اطلاعات را به بینشهای قابل هضمتری ترجمه کنند که ارزش واقعی به فرآیند بازاریابی میافزاید.
سازمان اجرا
همانطور که یک ارکستر سمفونیک مهارت و تخصص سازهای مختلف را با هم ترکیب میکند، اجرای بازاریابی نیز از طیف گستردهای از مهارتهای خاص و تخصصی استفاده میکند. تاکتیک های بازاریابی – بسیار شبیه ابزارها – به صورت استراتژیک برای دستیابی به نتیجه مطلوب لایه بندی می شوند.
با ترکیب قطعات متحرک (مانند دادهها، تجزیه و تحلیل، موارد استفاده و غیره) و اطمینان از همسویی تیم اجرا با اولویتهای سطح بالا، فرآیندهای بازاریابی میتوانند جای خود را به تجربه مؤثرتر و کارآمدتر بدهند.
توسعه یک حلقه بازخورد
به گفته Brea، هنگامی که برنامههای بازاریابی در مرحله اجرا قرار میگیرند، چالش بعدی برای بازاریابان ارزیابی کاربرد دنیای واقعی آن و بهینهسازی آن در زمان واقعی است. بازاریابی موفق در عصر دیجیتال نیازمند مدلهای ارزیابی/بازخوردی است که میتوانند آزمایش و آزمایش را حفظ کنند، حتی پس از راهاندازی کمپین.
بدون یک مدل بازخورد ثابت، تعیین اینکه چگونه بینشهای گذشته با پیشرفتهای فعلی مرتبط میشوند، که Brea توضیح داد، میتواند به طور قابل توجهی تلاشهای بازاریابی ما را به عقب براند، میتواند چالش برانگیز باشد. مدلهای نظری نیاز به پیشبینیهای قالبی دارند تا برنامههای بازاریابی ما در یک چرخه یکپارچه و پایدار عمل کنند.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


