وای! Q4 تمام شد! همه، نفس بکشید و اوقات فراغت خود (هی-هی) را با همه پیشبینیها و پیشبینیهای ۲۰۲۰ پر کنید.
من سهام زیادی را در این لیست های روند قرار نمی دهم زیرا نمی دانم در ماه آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، چه برسد به سال آینده. بزرگترین ارزش آنها این است که گاهی اوقات به حقیقت می پیوندند (به “سنجاب کور” مراجعه کنید). زمانی که برای توسعه استراتژی بعدی شما علوفه فراهم می کنند بسیار مفید هستند.
با توجه به آنچه گفته شد، من سهم خود را در پیش بینی انجام داده ام. اخیراً با پیشبینیهای خودم از سال 2015 در مورد اینکه بازاریابی ایمیلی در سال 2020 چگونه خواهد بود، برخورد کردم.
حالا، من نمی گویم اشتباه کردم. بیایید بگوییم اگر من یک تیم فوتبال بودم، به سمت پلی آف نمی رفتم. اما من هم به سرداب نرسیدم.
برداشت من از سال 2020، زمانی به عقب
این یک پیشبینی است که درست انجام دادم:
پنج سال پیش، یکی از چیزهایی که در مورد آن صحبت کردم این بود که ارتباطات در زمان واقعی تر می شود. از آنجایی که هزاره ها شروع به استفاده از فناوری کردند و به صورت آنلاین و از طریق تلفن همراه ماهرتر شدند، آزمون واقعی ارتباط، رضایت آنی خواهد بود.
امروزه، هر مطالعه رفتاری نشان میدهد که هزارهها میخواهند سریعتر حرکت کنند و پاسخهای فوری دریافت کنند، چه از طریق متن، برنامههای پیامرسان مانند Facebook و WhatsApp و دیگر کانالهای پاسخ سریع.
در سال 2015، مردم همچنین در مورد اینکه چگونه هزاره ها ایمیل را رد می کنند، همراه با هر چیز دیگری که بومیان و Gen-X دوست دارند صحبت می کردند. این اتفاق نیفتاد ایمیل هنوز هم انتخاب شماره یک برای برقراری ارتباط با برندها است.
اما بازاریابان ایمیل باید با یک مشکل نوظهور کنار بیایند – هزارهها انتظار ارتباطات همزمان را دارند، اما نسلهای قدیمیتر ممکن است اینگونه نباشند. اگر به خواهرزاده 15 ساله ام پیامک بدهم، فوراً از او خواهم شنید. مادرم؟ دو روز بعد. شاید.
این شامل بازاریابی میشود، زیرا ما باید یاد بگیریم که چگونه در یک مسیر دوگانه ارتباط برقرار کنیم. چگونه میتوانیم افرادی را که بر اساس سرعت ارتباطات بین فردیشان انتظار پاسخ را دارند و کسانی که پاسخ نمیدهند راضی کنیم؟
بخش بندی بخش مهمی از این امر است. آیا روی یک بخش تمرکز می کنید؟ شما می گویید به یک گروه سنی می فروشید اما آیا این تنها سنی است که خرید می کند؟ چه مدت از زمانی که اتوماسیون یا فرآیند جدیدی را برای رسیدگی به افزایش تقاضاها، علایق یا سؤالات اضافه کرده اید، می گذرد؟
این چیزی است که من نوشتم. موافقید یا مخالف؟
“ممکن است تا رسیدن به برخی از بازاریابی 1 به 1 که در گزارش اقلیت ظاهر شد فاصله چندانی نداشته باشیم، اما انگیزه برای تغییر به عنوان رهبران در جوان تر خواهد بود. نسل خود را با فناوری فعلی تطبیق داده و تکامل میدهد.»
اجرای داده ها از سال 2020 سخت تر است
در 20 سال گذشته، داده ها برای بازاریابان بسیار مهم شده اند. اما من شاهد شکل گیری دوگانگی عجیبی بودم. حجم داده ها با سرعتی خارق العاده در حال رشد است. اما بازاریابان از این داده ها برای هدایت تصمیم گیری خود با همان سرعت استفاده نمی کنند.
در اینجا سه دلیل وجود دارد:
1. دسترسی نامحدود به دادهها.برخی از بازاریابان از لحاظ تاریخی در قطب توتم برای دسترسی به دادههای مشتری کمکار بودهاند. آنها دادههای بهموقع دریافت نمیکنند، که با توجه به سرعت سریع ارتباط برای ایمیلهای همزمان، یک مشکل است.
چه چیزی در حال تغییر است؟ تمرکز بیشتر بر یکپارچه سازی و پذیرش فناوری هایی که ساختارهای داده ما را متحد می کند. پلتفرمهای فناوری امروزی به بازاریابان کمک میکنند تا با دادههای خود در تماس باشند، چه به عنوان یک سرویس شخص ثالث یا یکپارچهسازی در پشته بازاریابی. این فناوری به شما امکان میدهد آن ارتباطات حیاتی را با کاربر نهایی پیدا کنید و تمایلاتی ایجاد کنید تا به شما کمک کند مشتریان مورد نظر خود را پیدا کنید.
آنچه من می بینم که به سرعت در حال ظهور است این است که بازاریابان دسترسی نامحدودی به داده ها دارند و برای بازاریابان سخت است که نادیده بگیرند که داده ها در آنجا وجود دارد و برای استفاده آنها در دسترس است. این امر باعث میشود شرکتها نتوانند باور کنند که ذهنیتهای گروهی و انفجاری نه تنها معتبر هستند، بلکه قابل اجرا هستند.
2. انحراف دائمی متخصصان ایمیل و بازاریابی. نه اینکه همه چیز «OK Boomer» را به شما بدهند، اما در زمان من، زمانی که در خط مقدم ایمیل بودم، مدت تصدی این شغل طولانیتر بود. شاید به این دلیل بود که ما همه با هم یاد میگرفتیم.
امروزه، بازاریابان سریعتر از طریق پستهای ایمیل در حال چرخش هستند. تمرکز بر کمک به جانشینان ما در جایگاه دوم قرار گرفته است. شاید آنقدر عجله داریم که به سمت بهترین چیز بعدی برویم که چیزهایی را که یاد گرفتیم قربانی کنیم تا به نفر بعدی کمک کنیم.
به عنوان یک جامعه، باید در این زمینه بهتر شویم. ما باید به نسل بعدی مردم کمک کنیم. پنهان کردن دادهها سخت است، اما اگر به مردم نگوییم کجا هستند، پیدا کردنشان سختتر میشود.
حریم خصوصی به شغل شماره 1 تبدیل شده است
یک موضوعی که در سال 2018 درباره آن صحبت کردم و امروز هم صادق است، اگر نه بیشتر، اهمیت حریم خصوصی است.
سال گذشته یاد گرفتیم که چگونه در GDPR پیمایش کنیم. به سرعت به امروز، و در حال حاضر CCPA و مجموعه ای از قوانین حفظ حریم خصوصی داده ها در سایر ایالت ها، همراه با وعده یک قانون فدرال برای حاکمیت همه آنها است.
بهعنوان یک حرفهای دیجیتال مارکتینگ، باید حرفهای حفظ حریم خصوصی نیز باشید. اگر دسترسی به دادهها در همه جا وجود دارد، و میزان دادههای مربوط به مشتریان شما فراوان است، پس منصفانه است که حفاظت از آن دادهها در سطح رهبری فردی ضروری است.
این مسئولیت وکیل شما نیست که به شما بگوید در قانون چه چیزی وجود دارد یا چگونه آن را اعمال کنید. این مال شماست و اگر آن را خراب کنید، خطر آشکار و فعلی وجود دارد.
در حال اتمام
اگر فکر میکردید سال 2019 به سرعت پیش رفت، سال 2020 میگوید: “آبجوی من را نگه دار.”
چشم انداز بازاریابی با سرعتی خیره کننده در حال تغییر است. توانایی شما برای سازگاری و یادگیری برای موفقیت شما ضروری است.
شما باید بدانید که چگونه داده ها را به دست آورید و از آنها مسئولانه برای مشتریان خود استفاده کنید. داشتن یک تفکر استراتژیک تنها راهی است که می توانید در این بازی پیروز شوید. همانطور که استراتژیهای خود را برای سال 2020 تکامل میدهید، این را به خاطر بسپارید: اگر نمیدانید چرا آن را انجام میدهید، چگونه میتوانید چگونه آن را انجام دهید؟
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


