موارد زیر گزیده ای از کتاب الکترونیکی “بازاریابی چابک MarTech برای رهبران” است. لطفاً برای دانلود کامل کتاب الکترونیکی روی دکمه زیر کلیک کنید.
یک تصور اشتباه بزرگ در بازاریابی چابک وجود دارد و آن این است: “ما چابک هستیم—نیازی به برنامه ریزی نداریم.” خوب، این نمی تواند دور از واقعیت باشد. در واقع، بازاریابی چابک شامل برنامهریزی بیشتری نسبت به اکثر بازاریابیهای سنتی است، اما یک تفاوت اساسی وجود دارد – شما همیشه در آخرین لحظه مسئول برنامهریزی میکنید.
فرض کنید می خواهید دو سال دیگر تعطیلات رویایی خود را به اروپا ببرید. حالا، اگر به شما بگویم که امروز باید بدانید که قرار است هر روز کجا بخورید و چه وعدههایی را در رستوران سفارش دهید، چه میکنید. خیلی مضحک به نظر می رسد، اینطور نیست؟ با این حال، این همان ذهنیتی است که سالها در برنامهریزی بازاریابی داشتیم – تلاش برای دانستن همه چیز از قبل.
حالا، وانمود کنید که واقعاً تصمیم گرفتید در چه رستورانی، چه ساعتی و چه غذایی بخورید. وای، شما واقعاً در اوج بازی خود هستید! اما حدس بزنید – دو سال می گذرد و بیش از نیمی از رستوران هایی که انتخاب کرده اید دیگر حتی در تجارت نیستند! اگر طرح بازاریابی شما خیلی زود دقیق باشد، ممکن است نامربوط باشد؟ کاملاً.
بیایید ایده برنامه ریزی در “آخرین لحظه مسئول” را بررسی کنیم.


برنامه ریزی سه ماهه در همه تیم ها
اگر برنامه ریزی سالانه انجام می دهید، اولین قدم در برنامه ریزی بازاریابی چابک حرکت به سمت برنامه ریزی فصلی است. یک سال پیش رو خیلی به آینده نزدیک است و تلاش های شما ممکن است اتلاف وقت بزرگ باشد. برخی از شرکتها از بودجه سالانه استفاده میکنند، بنابراین اگر در این مرحله نمیتوانید آن را تغییر دهید، ببینید آیا حداقل میتوانید از محصولات قابل تحویل خاص به «سطلهایی» از انواع کار برای تأیید بودجه بروید.
کاوش عمیق تر: 7 رفتار رهبری برای چابکی بازاریابی
سه تحویل کلیدی وجود دارد که باید از برنامه ریزی فصلی حاصل شود: اهداف بسیار مهم (WIG)، نقشه راه بازاریابی و طرح های عقب مانده. اینها همه مواردی هستند که باید کل بخش بازاریابی را دربر گیرند و همه تیم ها را در بر گیرند.
نکته کلیدی که باید به خاطر بسپارید این است که برنامه ریزی باید مشارکتی باشد. در این مرحله، رهبران بازاریابی، استراتژیست ها و صاحبان محصول، همراه با ذینفعان باید درگیر شوند.


به سری Agile Marketing Navigator برسید!
اهداف بسیار مهم (WIG)
تعیین اهداف بسیار مهم (WIG) در تمام بازاریابی چیزی است که همه را با یک مأموریت مشترک هماهنگ میکند. این باید یکی، شاید دو چیز باشد که همه بتوانند در اطراف آن جمع شوند و کل بخش بازاریابی را تحت تاثیر قرار دهد. اینها چیزهای کلیدی هستند که همه معتقدند باید در سه ماهه آینده اتفاق بیفتد تا آن را موفقیت آمیز بدانیم.
برخی از نمونه ها عبارتند از:
- “باز کردن بیمارستان جدید ما را برای ساکنان جامعه اطراف تبلیغ کنید.”
- “آخرین تحقیقات علمی در مورد COVID-19 را با مردم به اشتراک بگذارید.”
- “یخچال های هوشمند ما را فراتر از کاربران خانگی به بازارهای جدید مانند مطب ها و کلینیک ها ارتقا دهید.”
نقشه راه بازاریابی
نقشه راه بازاریابی باید شامل ابتکارات بزرگ یا موضوعات کلیدی باشد که باید در سراسر سازمان بازاریابی اتفاق بیفتد تا نیازهای WIGها برآورده شود. لازم نیست تخیلی باشد، اما همه افراد درگیر باید با هم این ابتکارات و مضامین را ارائه دهند و توافق کنند که آنها اولویت های کلیدی هستند. تیم رهبری شما همچنین باید اهداف و معیارهای موفقیت را برای این ابتکارات تعیین کند.
در اینجا یک مثال برای یخچال هوشمند آورده شده است:


حداکثر ابتکارات
مجموعه طرحها صرفاً در نظر گرفتن موارد نقشه راه در سطح پورتفولیو (به عنوان مثال استراتژیک)، توافق بر سر ترتیب اولویت آنها و قرار دادن آنها در ابزاری برای تجزیه بیشتر است – فرآیند تجزیه داستان های کاربر به داستان ها و وظایف کاربر کوچکتر – توسط تیم های چابک. مطمئن شوید که فهرست از بالا به پایین مرتب شده است و اولویت های شماره یک متعددی وجود ندارد!
یک مثال در اینجا آمده است:
- بازاریابی آگاهی برای مدیران دفاتر شرکتی
- بازاریابی آگاهی برای مدیران دفاتر بیمارستان
- کمپین های نسل پیشرو
- صفحات محصول جدید در وب سایت
- پیشنهادهای تبلیغاتی برای مشتریان جدید
- کمپین تبلیغات تلویزیونی ملی
برنامه ریزی در سطح تیم
تیمهای چابک WIGهای خود را نیز ایجاد خواهند کرد، که باید به WIG کل بخش بازاریابی مرتبط باشد، اما ممکن است کمی بیشتر به آنچه که تیم امیدوار است در سه ماهه آینده انجام دهد، اختصاص دارد.
یک مثال ممکن است این باشد، “یک کمپین مردمی راه اندازی کنید تا لابیگران درباره موفقیت واکسیناسیون صحبت کنند.”
در حالی که ممکن است تیم همچنان روی کمپین ها یا پروژه های دیگر در طول سه ماهه کار کند، این ستاره شمالی بزرگی است که تیم می داند واقعاً مهم است. این به تیم کمک می کند تا موفقیت را به چه شکلی نشان دهد و به آنها اجازه می دهد به درخواست های ذینفعان که ممکن است آنها را از آن هدف منحرف کند، نه بگویند.
نقشه راه تیم
هر تیم چابک باید یک نقشه راه ایجاد کند و نگاهی سطح بالا به آنچه که قصد دارد در سه ماهه آینده انجام دهد ارائه کند. این بهترین سندی است که تیم میتواند داشته باشد تا بدون وارد شدن به علفهای هرز، آنچه را که روی آن کار میکنند به ذینفعان منتقل کند.
نقشههای راه تیم باید اغلب با ذینفعان بازبینی شود تا ببینیم آیا کار برنامهریزیشده همچنان مهمترین چیز است، آیا اولویتهای جدید وارد عمل شدهاند یا نه یا اینکه آیا زمانبندیها در حال تغییر هستند. سطح بالایی از شفافیت را بین تیم و سهامداران به ارمغان می آورد، اما در نهایت متعلق به تیم است.
بازاریابی عقب افتاده
مجموعه بازاریابی لیست سفارش شده تیم از هر کاری است که در آینده قصد انجام آن را دارد. عقب ماندگی میتواند با آیتمهای نقشه راه آغاز شود، اما معمولاً این موارد بسیار بزرگ هستند، بنابراین به بخشهای کوچکتر نیز تقسیم میشوند که به آنها داستان میگویند. هرکسی میتواند کار را به مجموعه بازاریابی اضافه کند، اما یک عضو تیم باید در اولویتبندی کار با نظرات ذینفعان پاسخگو باشد.
مبادله بازاریابی یک مصنوع سیال است که می تواند و باید روزانه بر اساس پاسخ بازار و اطلاعات جدید آموخته شده تغییر کند.
طرح اسپرینت
طرح اسپرینت جایی است که تیم گرد هم میآید تا تصمیم بگیرد که روی چه چیزی در اسپرینت معین کار کنند (دوی سرعت یک دوره زمانی است که معمولاً یک یا دو هفته طول میکشد که ثابت میماند). این تیم به کارهای عقب مانده بازاریابی اولویتدار نگاه میکند و تعیین میکند که با اطمینان احساس میکنند میتوانند انجام دهند. آنها وقت خود را صرف بحث در مورد نحوه برخورد آنها با کار و کارهای مورد نیاز برای انجام کار می کنند.
جلسه برنامه ریزی اسپرینت چیزی است که رهبران باید از چابکی آن دوری کنند. تیم باید در مورد کاری که انجام می دهند شفاف باشد، اما به عنوان یک رهبر چابک، وظیفه شما دیگر مدیریت کار نیست.
استندآپ روزانه
این جلسه روزانه، که باید کوتاه و شیرین باشد (15 دقیقه یا کمتر) در واقع راهی است که تیم برای لمس پایگاه، کمک گرفتن از یکدیگر و بحث در مورد آنچه ممکن است سر راه آنها قرار گیرد، باشد. تعامل روزانه با همه اعضای تیم مهم است زیرا به آنها کمک می کند مشکلات را به سرعت حل کنند و به همه اعضای تیم اجازه می دهد بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
همانطور که می بینید، واقعاً برنامه ریزی های زیادی در بازاریابی چابک اتفاق می افتد. با این حال، برنامه ریزی در آخرین لحظه مسئولیت پذیر و با انعطاف، چیزی است که آن را چابک می کند.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


