جاش دزیم-آسیسون، مدیر عامل پلتفرم فروش مجدد Vendoo، گفت: “من از 18 یا 19 سالگی “شغل واقعی” نداشته ام. و خود را کارآفرین متولد، از دفتر خانه اش در خارج از واشنگتن، دی سی. اما حتی اولین تلاش های او نشان دهنده رویکرد بازاریابی است که از آن زمان تاکنون به حرفه او کمک می کند و زیربنای طرح بازاریابی وندو است: روابط واقعی را به صورت ارگانیک رشد دهید، و متمرکز و چابک بمانید. .
Dzime-Assison (تلفظ “geeMASSisson”) در سال 2007 چرخخانهاش را پیدا کرد، زمانی که اشتیاق خود را به کفشها و لباسهای خیابانی قدیمی و طراحی به یک فروشگاه کفش ورزشی تبدیل کرد. او میگوید: پیدا کردن Air Jordans با شرایط معمولی در یک فروشگاه دستفروشی به قیمت 12 دلار، شگفتانگیز بود. او برای تبلیغ مغازهاش، با یکی از دوستان دبیرستانیاش، ویل (تلفظ «وال-ای»)، خواننده رپ بانفوذ (در آن زمان و آیندهنگر) مستقر در دی سی، دوباره ارتباط برقرار کرد. Dzime-Assison قبل از اینکه متوجه شود، یک مشاور تصویر در فضای هیپ هاپ بود و زیبایی شناسی خود را بر روی صرفه جویی و فروش مجدد بنا می کرد.
اما او به سرعت با مشکلاتی مواجه شد که هر فروشنده موفقی با آن مواجه است: دیده شدن، ناکارآمدی، و مدیریت موجودی. ملاقات تصادفی با توماس ریواس، بنیانگذار و مدیر عامل وندو همه چیز را برای شیک پوشان دیگر و دو بنیانگذار دیگر شرکت، CTO Chris Amador و COO Ben Martinez تغییر داد.
ساخت ماشین بهتر
مدل فروش مجدد سایتهایی مانند PoshMark و Mercari بسیار ساده است: کاربران اقلام خود را برای فروش در سایت آپلود میکنند، که به تبلیغ کالا و تسهیل فروش و ارسال در ازای دریافت هزینه کمک میکند. پیشنهاد ارزش Vendoo این است که با اجازه دادن به کاربران برای پست همزمان اقلام در چندین سایت فروشنده و با خودکارسازی مدیریت موجودی، به این نقاط دردناک رسیدگی کند.


همانطور که آنها این ایده را در رسانه های اجتماعی به جامعه فروشندگان عرضه کردند، بلافاصله مطرح شد. حالا که اثبات مفهومی داشتند، باید میدانستند که چگونه آن را محقق کنند. Dzime-Assison گفت: «همه ما که اقلیت هستیم، بدون تجربه فنی، باید چیز متفاوتی ارائه میدادیم. او از نمونه کارها و تخصص شخصی خود در برندها، شیوه های تولید و استانداردها، و ارزش گذاری اقلام برای ایجاد یک نمونه اولیه و ورود همه جانبه به بازاریابی محتوا استفاده کرد. در بخش کدنویسی، تیم یک توسعهدهنده پشتیبان داشت که به APIهای باز در Etsy و eBay متصل میشد و راهحلهایی برای APIهای بسته در سایتهای دیگر پیدا میکرد. بالابر سنگین بود، اما آنها اصرار کردند.
Dzime-Assison گفت: «[مشتریان] در این جامعه… میدانند که ما چه کار میکنیم، و این به ما انگیزه داد، و به عنوان یک کارآفرین، مهارتهای ذهنی برای زنده ماندن وجود دارد، مانند صبر و چابکی». آنها قبل از انتشار نسخه بتا در سال 2019، دو سال و نیم را صرف یادگیری، توسعه و آزمایش کردند – همه اینها در حین انجام کارهای روزانه – قبل از انتشار نسخه بتا در سال 2019. آنها به مدت شش ماه به کاربران نرم افزار را به صورت رایگان برای آزمایش و ارائه بازخورد در اختیارشان گذاشتند که از همه آنها استفاده کردند.
«ما بر اساس آنچه کاربرانمان به ما میگویند میسازیم. ما در هر مرحله با آنها صحبت می کنیم. Dzime-Assison گفت: ما نمی خواهیم ویژگی ها را فقط برای ساختن آنها بسازیم.
مشکلات تامین مالی
اما بنیانگذاران میدانستند که همه راهاندازیها و بازاریابی اجتماعی ارگانیک در جهان، پروژهای به بزرگی آنها را راهاندازی نمیکنند. Dzime-Assison از مخاطبین صنعت سرگرمی و ورزش خود استفاده کرد و شروع به بازی کرد. پس از چند شروع اشتباه که آنها را به ساختن بودجه و طرح تجاری خود سوق داد، به ویژه به دنبال بودجه برای استخدام توسعه دهندگان فرانت اند، آنها سرمایه گذار ایده آل خود را پیدا کردند، همکار در تجارت کفش در منطقه بالتیمور، که به استارتاپ کمک نقدی کرد. از 400000 دلار
ریواس گفت: «داشتن یک مدیر ارشد مدیریت با تجربه در فروش مجدد و یک شبکه گسترده عالی بوده است. “بدون شبکه او برای استفاده از بودجه… من مطمئن نیستم که در حال حاضر کجا خواهیم بود.”
مشکل حل نشد
Dzime-Assison گفت: «با بیتجربه بودن و اقلیت بودن در فضا، اغلب هنگام نزدیک شدن به مؤسسات مالی جدی گرفته نمیشویم.» او جلساتی را تشریح کرد که در آن بانکداران نسبت به اهداف و منابع مالی خود ابراز تردید کردند. او گفت: «ما چیزهای زیادی شنیدیم که نمیدانم دیگران در این مورد تجربه کردهاند.
در حالی که به دنبال دور اولیه بودجه خود بودند، رویدادهای فناوری سنتی دره سیلیکون را برای برقراری تماس تلاش کردند، بیفایده بود. زیمه-آسیسون گفت: “این پایه روابط ما نبود.” “اگر نمی توانید هیچ ارزشی ارائه دهید و غریبه هستید، آنها واقعاً دلیلی ندارند که از برنامه شلوغ خود برای کار با شما وقت بگذارند.”
تجربه وندو رایج است. کارآفرینان غیرسفید پوست و صاحبان کسب و کارهای کوچک با ضعف مالی شروع می کنند و وام ها و سرمایه های سرمایه گذاری در مقایسه با همتایان سفیدپوست خود سرسختانه در دسترس آنها نیست. یک مطالعه نشان میدهد که صاحبان مشاغل سفیدپوست با حدود 106000 دلار در مقایسه با صاحبان مشاغل سیاه پوست شروع به کار میکنند. خط شروع با کمی بیش از 35000 دلار.
و اگر یک مرد سفیدپوست تحصیل کرده دانشگاهی نباشید، تقریباً غیرممکن است که از VC پشتیبانی کنید. (اگر مدرک از Ivy باشد، زیرا بیش از یک چهارم سرمایه سرمایه گذاری به آن اختصاص می یابد.) مطالعه اخیر در مورد تنوع در VC ردیابی شد که چقدر سرمایه سرمایه گذاری شده به بنیانگذاران با پیشینه های قومی مختلف می رسد. به این صورت تجزیه می شود:
- سفید: 77.1%
- آسیایی: 17.7%
- خاورمیانه: 2.4%
- لاتین: 1.8%
- سیاه: 1%
سوگیری تایید – سرمایهگذاران پشت سر بنیانگذارانی هستند که شبیه آنها هستند – یک گسست گیجکننده است، زیرا “امروزه نمونههای بیشتری وجود دارد که نشان میدهد استارتآپهای موفق توسط بنیانگذارانی که مطابق با قالب سنتی نیستند، رهبری میشوند”، الیسا شوینسکی. ، کارآفرین سریال و یکی از بنیانگذاران SoHo Token Labs، در گزارش یادداشت می کند.
Dzime-Assison گفت: «افراد زیادی هستند که ایده خوبی دارند اما منابع لازم برای انجام کاری با آن را ندارند. از سوی دیگر، او خاطرنشان کرد: “ما از این طریق عبور کردیم تا احساس کنیم اکنون می توانیم هر چیزی را هدایت کنیم.”
آسواری نقره
Dzime-Assison گفت، با «لیست انتظار هیجانانگیز و مضطرب کاربران»، وندو در 20 ژانویه 2020 راهاندازی شد و تا پایان ماه 30000 دلار درآمد داشت.
از آنجایی که سایت به سرعت شروع به کار کرد، آنها توانستند از یک دور دیگر بودجه اجتناب کنند و در عوض روی ایجاد درآمد حساب کنند. “ما توانستیم یک خط برای خود ایجاد کنیم که کار می کند.”
موفقیت اولیه وندو دو ماه قبل از شیوع کامل همهگیری کووید-19 به دست آمد، و اثرات آن به کسب و کار و مشتریانش چشم پوشی کرد. زیمه آسیسون گفت: «مردم در خانه گیر کرده بودند، آنها در تلاش بودند راه های جدیدی برای درآمدزایی بیابند. زمانی که مردم کار نمیکردند، این کار باعث شد که مردم کار کنند، و آنها متوجه شدند که این میتواند واقعاً سودآور باشد.»
یک پشته مارتک کوتاه
Vendoo محصول و پایگاه مشتری خود را از طریق روابط واقعی با کاربران ایجاد کرد و این اخلاق به عنوان یک اصل راهنما در رشد باقی می ماند. Dzime-Assison گفت: “در این جامعه حضور در زمین بزرگترین چیزی بود که ما را به این نقطه رساند.” از آنجایی که پستهای وبلاگ و اینستاگرام بار جدیدی از مقیاسپذیری را به دوش میکشیدند، تیم بازاریابی وابسته، یک خبرنامه و محتوای چندرسانهای را اضافه کرد که همگی بر فروش مجدد فرهنگ، آموزش و توسعه حرفهای متمرکز بودند – حفظ اکوسیستم بازاریابی، فروش و موفقیت مشتری بسیار غیر اصولی به عنوان بودجه.
ریواس گفت: «در ابتدا ما بسیار ضعیف، بیتجربه و محدود به بودجه بسیار کمی بودیم. اساساً ما چیزی را انتخاب کردیم که ارزان بود و آموزش های زیادی داشتیم. خنده دار است که به گذشته نگاه کنیم و ببینیم چقدر چیزها را نمی دانیم.»
آنها ابزارهای خود را بر این اساس انتخاب کردند. ردیف رایگان Mailchimp، Zendesk برای پیامهای ورودی، Google Docs و Calendar برای برنامهریزی رسانههای اجتماعی. با گذشت زمان آنها Sendinblue، Userpilot، Google Analytics و Tag Manager، Hotjar، Hootsuite را اضافه کردند. طولی نکشید که آنها به نقطه اوج رسیدند که در آن مدیریت و هزینه رویکرد مقطعی بیشتر از منافع آن بود.
پشته martech آنها امروز: HubSpot.
“بازاریابی و فناوری آن برای هر راه اندازی ضروری است. ریواس گفت: ابزارهای زیادی وجود دارد که به شما کمک میکند دادههای عالی را مقیاسبندی و جمعآوری کنید… که ما میتوانیم از آنها برای ساختن یک محصول بهتر استفاده کنیم. “ما دائماً در حال یادگیری هستیم.”
Dzime-Assison گفت: «این تقریباً مدل ماست. “یاد بگیرید و انجام دهید، یاد بگیرید و انجام دهید.”



