در حالی که بسیاری از بازاریابان که در بازاریابی چابک تازه کار هستند، فکر می کنند که این یک تغییر فرآیند است، اما این تنها بخش کوچکی از پازل است (و این بخش آسان است). چیزی که پیچیدهتر است تغییر فرهنگ در یک سازمان است، به خصوص زمانی که عضو تیمی بدون اختیار هستید و باید از درون خودیهای بزرگ و سیاستهای اداری عبور کنید.
این یک سناریوی رایج است که همیشه اتفاق میافتد:
شما عضو تیم هستید و رهبری شرکت شما به روش های چابک کار اعتقاد دارد. با این حال، مدیر مستقیم شما ایدههای جدید را نمیپذیرد و ضدالگوهای چابک زیادی را نشان میدهد که باعث سردرگمی تیم شما میشود. بنابراین، چگونه میتوانید تیم را بدون به خطر انداختن کارتان به پیش ببرید؟
در اینجا چند ضد الگوی رایج چابک و چند راه وجود دارد که میتوانید به عنوان یک عضو تیم به آنها پاسخ دهید.
ضدالگوی شماره 1: واگذاری کار به تیم
یکی از مزایای عالی بازاریابی چابک این است که تیم قادر به انجام کارهای معوقه با اولویت واحد است که تیم را متمرکز و سازنده نگه می دارد. با این حال، مدیران میانی عادت دارند کاری را به کارمندان خود محول کنند، بنابراین این یکی از سختترین تغییرات برای مدیر شماست.
بهترین راه برای پیمایش در این مورد این است که او را در مورد روشهای چابک کار آموزش دهید. به جای گفتن «دیگر نمیتوانید کاری را به ما محول کنید»، که میتواند بیادب و بیموقع به نظر برسد، رویکرد بهتر این است که مزایای چابکی را توضیح دهید و اینکه چگونه کارهای عقب مانده به تیم کمک میکند متمرکزتر و سازندهتر باشد.
اگر این به تنهایی جواب نمی دهد، از او بپرسید که آیا می توانید برای یک هفته آزمایش کنید. یک هفته را درخواست کنید که تیم فقط از پس کارهای عقب مانده کار کند و توضیح دهید که نتایج آزمایش را بر اساس میزان کار انجام شده در این روش در مقایسه با نحوه کار فعلی خود به اشتراک می گذارید.
مگر اینکه سایر مسدودکنندههای اصلی تیم وجود داشته باشد، وقتی یک تیم میتواند متعهد به انجام کارهای عقب افتاده باشد، تقریباً همیشه سود قابل توجهی در میزان کاری که تیم انجام میدهد وجود دارد.
در حالی که بهرهوری خالص هرگز نباید هدف نهایی در بازاریابی چابک باشد (این باید در مورد مشتریان شما باشد)، این معیاری است که مدیران میانی آن را مفید میدانند و میتوانند به تیم شما کمک کنند شیوه های چابک.
ضد الگوی شماره 2: مدیریت خرد تیم
بازاریابی چابک مستلزم اعتماد به تیمی است که کار را انجام میدهد و هزینههای بالای فرآیند را به حداقل میرساند که سرعت آنها را کند میکند. در بازاریابی چابک، نقش مدیر تبدیل به یکی از رهبرانی میشود که برای کمک به ایجاد مهارتها، ایجاد محیط مناسب برای موفقیت تیم و توانمندسازی افراد وجود دارد. اگر در یک تیم هستید و مدیرتان هنوز در حال مدیریت خرد است، چه کار می کنید؟
ابتدا، باید با این مدیر اعتماد ایجاد کنید، که ممکن است زمان بر باشد، اما به یاد داشته باشید که هر تغییر کوچک تغییری در جهت درست است.
برای ایجاد اعتماد، تیم باید بسیار شفاف باشد. یک تابلوی مجازی داشته باشید که مدیر شما بتواند هر روز در زمان واقعی آن را ببیند. او را به جلسات ایستاده خود دعوت کنید، اما فقط به عنوان یک ناظر تا بتواند ببیند که تیم می تواند مشکلات خود را حل کند.
علاوه بر این، روی رابطه خود با این شخص کار کنید و متوجه شوید که از چه چیزی می ترسد، چه چیزی باعث می شود به تیم اعتماد کند و روی بردهای کوچک کار کند.
بهجای درخواست اعتماد کامل به یکباره، ببینید آیا یک پروژه یا وظیفه کوچک وجود دارد که تیم بتواند به تنهایی روی آن کار کند. اگر این مورد کوچک و بدون خطر برای رضایت او انجام شود، در نهایت به فرصتهای بزرگتری برای توانمندسازی تیم منجر میشود.
ضدالگوی شماره 3: عدم چسبندگی تیم ها
بازاریابی به طور سنتی توسط بخش های عملکردی یا تیم های پروژه انجام می شود. در بازاریابی چابک، ایده این است که تیمی داشته باشیم که به هم بچسبند و کار به سراغشان بیاید. ثابت شده است که تیم های چسبنده مولدتر هستند زیرا سود واقعی افراد و نحوه یادگیری آنها برای کار با یکدیگر است.
مدیر شما عادت دارد اطمینان حاصل کند که هر فردی که به او گزارش می دهد سازنده است، که واقعاً ضدفرهنگ برای چابک است. در چابک، سود واقعی زمانی است که تیم ارزشی را به مشتریان ارائه کند.
ابتدا، به مدیر خود توضیح دهید که چرا تیم های چسبنده مهم هستند—او ممکن است چنین زمینه ای را نداشته باشد. توضیح دهید که چگونه این امر به تیم شما امکان میدهد تمرکز بیشتری داشته باشد و با نداشتن سوئیچ متن افراد، انرژی زیادی را ذخیره کنید.
بعد، یک آزمایش کوچک بخواهید. ببینید آیا می توانید یک تیم کوچک 4 یا 5 نفره را برای همکاری در یک کمپین کم خطر به مدت یک ماه دعوت کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. پیگیری کنید که تیم به چه کاری متعهد است و چه مقدار از آن کار تکمیل می شود. اگر تیمی دارید که چسبنده نیست، ببینید آیا میتوانید معیارهای اولیه را انجام دهید و این دو را مقایسه کنید (فقط عملکرد فردی را با هم مقایسه نکنید وگرنه اعتماد تیم را از دست خواهید داد).
شجاعت زیادی میطلبد تا عضوی از تیم باشید که در تلاش برای تغییر فرهنگ است، اما بسیاری از تیمهای بازاریابی چابک با موفقیت توسط اعضای تیم پرشور راهاندازی شدهاند که مایلند وضعیت موجود را به روشی سازنده و آیندهنگر به چالش بکشند.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


