موارد زیر گزیده ای از کتاب الکترونیکی “بازاریابی چابک MarTech برای تیم ها” است. لطفاً برای دانلود کامل کتاب الکترونیکی روی دکمه زیر کلیک کنید.
بازاریابان چابک بزرگ یک چیز مشترک دارند: ذهنیت تیمی واقعی. آنها فقط یک دسته از افرادی نیستند که مجبور به همکاری با یکدیگر هستند. بیاموزید که چگونه از یک مشارکت کننده فردی به یک بازیکن تیم واقعی تبدیل شوید.
آیا ما واقعا یک تیم هستیم؟
برای پذیرش واقعی سطح همکاری و کار گروهی مورد نیاز برای موفقیت در بازاریابی چابک، باید بتوانید تصور کنید که موفقیت تیم چگونه است. در بازاریابی، ما مدت زیادی را صرف کارهای فردی کردهایم و بر اساس نحوه عملکرد انفرادی، در مورد عملکرد شغلی رتبهبندی شدهایم.
یک تیم چابک واقعاً متفاوت است و باید بیشتر شبیه یک تیم ورزشی باشد تا یک گروه کاری معمولی. به یک تیم فوتبال دبیرستانی در طول بازی بازگشتش به خانه فکر کنید. همه بازیکنان در یک نتیجه بزرگ همسو هستند – برنده شدن!
در حالی که همه افراد در تیم دارای موقعیت اولیه هستند، آنها به عنوان یک تیم برنده یا بازنده می شوند. اگر ایوان فقط به تاچ داون و ستاره بزرگ بودن اهمیت می دهد، ممکن است توپ را به هم تیمی هایش پاس ندهد و در نهایت تیم شکست خواهد خورد زیرا آنها با هم کار نمی کنند.
یک تیم بازاریابی چابک باید بفهمد چه بازی ای دارد بازی می کنند و چگونه می توانند برنده شوند. سپس، همه باید با هم کار کنند تا این اتفاق بیفتد.
بهترین تیمهای چابکی که من با آنها کار کردهام، همیشه ابزارهای جذابی ندارند – چیزی که دارند درک روشنی از تلاششان است. برای انجام دادن، و همه پیشنهاد میدهند که وارد عمل شوند و کمک کنند.
ایجاد یک هدف مشترک
برای ایجاد یک تیم با عملکرد بالا، باید هدف مشترکی برای کار با یکدیگر داشته باشید. اغلب میبینم که تیمها برای علامت زدن یک کادر کنار هم قرار میگیرند، اما همه بدون درک واقعی از هدف و هدف اصلی تیم، روی وظایف فردی کار میکنند.
اگر اینطور است، برای ایجاد یک منشور تیم کمی با تیم خود وقت بگذارید. ایجاد چشم انداز تیم باید با کل تیم انجام شود، بنابراین زمانی را بیابید که بتوانید از همه مشارکت فعال داشته باشید.
چند نمونه از چشم انداز خوب تیم عبارتند از:
“برای دسترسی به پزشکان در بیمارستانهایی که به آنها خدمات میدهیم با پیامهای بازاریابی معنادار”
“برای ارائه محتوای جذاب رسانه های اجتماعی به مشتریان بالقوه که باعث می شود آنها عاشق برند ما شوند”
دیدگاه تیم باید چیزی باشد که یکپارچه و انجام نشده باشد، اما واقعاً دلیل وجود تیم شما را ایجاد کند. چرا شما یک تیم هستید؟ برای چه چیزی با هم تلاش می کنید؟ دید تیم را در جایی برای همه اعضای تیم قابل مشاهده نگه دارید و اغلب در مورد آن صحبت کنید، به خصوص اگر متوجه شوید اعضای تیم به سمت دیگری منحرف می شوند.
تیم شما همچنین باید تصمیم بگیرد که چگونه با هم به بهترین شکل کار کنند و یک توافقنامه کاری تنظیم کنند. برخی از مواردی که باید پوشش داده شوند عبارتند از:
- چگونه باید با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم؟
- چه چیزی این تیم را عالی میکند؟
- چه چیزهایی تیم را مسموم میکند که باید از آن اجتناب کنیم؟
دریافت این پاسخها زمانی بهتر انجام میشود که همه صداهای داخل اتاق شنیده شوند. اگر از راه دور کار میکنید، از یک یادداشت مشترک یا ابزار تخته سفید استفاده کنید تا به شرکتکنندگان اجازه دهید ایدههای خود را ارسال کنند.
من چندین جلسه از این جلسات را با مشتریان تسهیل کردهام، و بهترین تیمها این اختیار را دارند که این کار را بدون دخالت مدیریت انجام دهند. تیم ها در مورد تعریف ابرقدرت خود بسیار هیجان زده می شوند!
تیم مورد علاقه من که این کار را انجام داد، تیمی از افراد غیر بازاریاب بود که برای رفع برخی مشکلات فنی تشکیل شد. این کاری است که اکثر مردم آن را واقعا خسته کننده می دانند و فاکتور واو واقعاً بزرگی ندارد، اما این تیم در مورد مأموریت خود پرشور بود! آنها در حالی که مشتاقانه هدف خود را از وجود وایت برد مشخص می کردند، به من گفتند: “ما بلسترها هستیم”.
همسویی با اهداف جسورانه مودار بزرگ
اهداف جسورانه مودار بزرگ (BHAGs) یک راه عالی برای همسو کردن تیم شما با موفقیت است. در حالی که BHAGها همه چیزهایی را که تیم شما روی آن کار خواهد کرد نمی گویند، اما برای همسو کردن تیم در مورد ظاهر موفقیت مفید است.
بسته به مدت زمانی که کمپینها یا پروژههای شما تکمیل میشوند، همسویی بر روی BHAGها میتواند به صورت فصلی یا ماهانه انجام شود.
برای هماهنگی با BHAGها، یک مالک بازاریابی، مالک محصول یا مالک پروژه، جلسه کاری با تیم را تسهیل می کند. این فرد باید بتواند یک یا دو مورد کلیدی را که تیم طی چند ماه روی آنها کار خواهد کرد به وضوح بیان کند. این چیزی است که تیم را در مورد بازی هایی که انجام می دهند و چگونه می توانند برنده شوند، هماهنگ می کند.
چند نمونه خوب BHAG که من دیده ام عبارتند از:
“تجربه ای به یاد ماندنی در نمایشگاه تجاری برای مشتریان پزشک خود ایجاد کنید”
«پیشنهاد کلاس آنلاین جدید ما را تبلیغ کنید»
“راه اندازی یک برنامه مشارکت”
چالشی که تیم های بازاریابی چابک را درگیر می کند این است که ما اغلب از آن استفاده می کنیم از اهداف سطح بسیار بالا، مانند BHAGها یا KPIها، تا وظایف فردی. این موضوع برای شما که عضوی از یک تیم بازاریابی چابک هستید، اتصال نقاط را بسیار چالش برانگیز می کند.
وقتی بتوانیم BHAGها را بیابیم، سپس میتوانیم از اندازهگیری KPI به چیزی عملیتر برویم که همه بتوانند به آن توجه کنند.


تقسیم کار به داستان
در حالی که BHAGها در تراز کردن تیم حول یک هدف بزرگ عالی هستند، تیم باید کار را به قطعات کوچکتر و کوچکتر تقسیم کند. با نوشتن داستانهای مشتری (که داستانهای کاربر نیز نامیده میشود)، تیم میتواند کار را از چیزی واقعاً بزرگ به کار واقعی که در تیم انجام میدهد تقسیم کند.
اجازه دهید مثالی از ترویج کلاس آنلاین ارائه دهیم، یکی از نمونه های BHAG لیست شده در بالا. تیم شما باید با هم کار کنند تا بفهمند چه چیزی در این تبلیغ قرار می گیرد. یک جلسه طوفان فکری مشترک برگزار کنید تا در مورد تمام بازاریابی های موجود مانند ایمیل، پست های اجتماعی، مقالات وبلاگ، وبینارها و غیره فکر کنید.
اکنون، نوشتن کار در داستان ما را از “مال من در مقابل شما” دور می کند و تیم را با “مال ما” همسو می کند. همه ما باید این داستان را با هم انجام دهیم تا آن را به موفقیت برسانیم. برای نوشتن داستان، این کار را با تیم خود انجام دهید.
چند نمونه داستان عبارتند از:
“به عنوان یک دانش آموز، می خواهم ایمیلی دریافت کنم که به من اطلاع می دهد چه زمانی کلاس ارائه می شود.”
“بهعنوان یک دانشآموز، میخواهم در یک وبینار رایگان درباره کلاس شرکت کنم تا ببینم آیا محتوا با من همخوانی دارد یا خیر.”
“بهعنوان یک دانشآموز، میخواهم یک ویدیوی YouTube درباره بازاریابی چابک تماشا کنم تا بفهمم چگونه شروع کنم.”
وقتی از واگذاری وظایف به بازاریابان دور میشویم و در عوض به ارزش برای مشتری نگاه میکنیم، میتوانیم ببینیم چه کسی باید درگیر شود. یک داستان معمولاً به بیش از یک عضو تیم نیاز دارد تا به نتیجه برسد، بنابراین این تاکتیک به تنهایی باعث ایجاد تمایل طبیعی به همکاری می شود.
تبدیل شدن به یک عضو عالی تیم
وقتی از نظر ساختاری برای کار در یک تیم آماده شدید، چه کاری می توانید انجام دهید تا یک عضو تیم عالی باشید؟ در اینجا چند نکته و ترفند وجود دارد که به شما کمک می کند.
اول، از به اشتراک گذاشتن دانش خود با سایر اعضای تیم نترسید. بیایید بگوییم که شما طراح گرافیک تیم هستید – می توانید به سرعت به گلوگاه کامل کردن داستان تبدیل شوید. به سایر اعضای تیم کمک کنید تا برخی از مهارتهای اولیه را بیاموزند یا آنها را با ابزارهایی مانند Canva تنظیم کنند تا بتوانند الگوهای طراحی کاربرپسند را دریافت کنند. همچنین می توانید چند طرح الگوی مارک دار ایجاد کنید تا اعضای تیم شما کمتر به شما وابسته شوند.
در مرحله بعد، مایل به یادگیری مهارت هایی باشید که خارج از منطقه راحتی شما هستند. اگر بازاریاب محتوای تیم هستید، با طراح خود جفت شوید تا بتوانید چند تصویر اساسی به کار خود اضافه کنید.
یک عضو عالی تیم همیشه بیشتر به موفقیت تیمش فکر می کند تا کار خودش، بنابراین شروع کنید به گفتن چیزهایی مانند “کار ما” در مقابل “کار من”. این تغییر کوچک در زبان بومی واقعا می تواند به ایجاد حس تیمی کمک کند.
به عنوان یک عضو تیم، همه شما بخشی از ایجاد یک فرهنگ مشترک هستید. اگر متوجه شدید که تیم شما استرس دارد، به همه پیشنهاد دهید قبل از شروع جلسه یک جوک بگویند. راه هایی برای سرگرم کردن کار پیدا کنید، مانند داشتن یک ساعت شاد مجازی یا انجام یک بازی آنلاین برای شناخت بهتر یکدیگر.
تیمهای بازاریابی چابک با عملکرد بالا یک ویژگی مشترک دارند: آنها برای حل یک مشکل مشترک با هم کار میکنند. با درک آنچه به عنوان یک تیم برای آن تلاش می کنید، داشتن اهداف روشن و نوشتن کار به عنوان داستان های مشترک، در مسیر موفقیت با بازاریابی چابک خواهید بود.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


