تیمهایی که مانند چسب به هم میچسبند از مزیت بسیار خوبی در عملکردشان برخوردارند. مهم این نیست که چه کاری انجام میدهند یا مهارتهایی که دارند به آنها سس فوقالعاده میدهد، بلکه در مورد نحوه کار با هم در طول زمان است.
دخترم در یک تیم فوتبال بازی میکند که سه سال است همان دختران است. در اولین سالی که با هم بودند، آنها یک تیم تشکیل دهنده بودند. آنها نمی دانستند به کدام دختر توپ را پاس کنند، کجا بایستند، چه کسی گل می زند، چه کسی تیم را تشویق می کند یا چه کسی به تشویق اضافی نیاز دارد. تا سال دوم، آنها در حال طوفان و هنجار بودند و میتوانستند رهبران، بازیکنان تیم، دخترانی که هیاهو میکردند و آنهایی که عقب ایستاده بودند را شناسایی کنند. در سال سوم، پویایی تیم به خوبی درک شده بود که از روز اول تمرین، آنها دقیقا می دانستند که پویایی تیم چگونه خواهد بود.
تشکیل، طوفان، هنجارسازی و اجرا
ایده Forming, Storm, Norming & Performing (FSNP) از سال 1965 زمانی که روانشناس آمریکایی بروس تاکمن این مدل را پیشنهاد کرد وجود داشت. توسط تیم های تجاری و در شش سیگما و همچنین در مدیریت پروژه و چابک به عنوان یک مدل به خوبی اثبات شده برای عملکرد تیم.
FSNP دادههای زیادی دارد که از آن پشتیبانی میکند تا نشان دهد تیمها چگونه مراحل مختلف روانشناختی را پشت سر میگذارند و اینکه تنها با چسبیدن به هم در طول زمان به مرحله تبدیل شدن به یک تیم با عملکرد بالا میرسند.
کار را به تیم بیاورید
اگرچه این تحقیق در مورد پویایی تیم بیش از 50 سال است که در تیمهای تجاری موفقیت آمیز بوده است، اکثر بخشهای بازاریابی رویکردی کاملاً مخالف را اتخاذ میکنند و «منابع» را به یک پروژه اختصاص میدهند و پس از تکمیل پروژه، تیم پروژه را منحل میکنند. . وقتی این اتفاق میافتد، تیمها ممکن است شروع به تشکیل شدن کنند، حتی ممکن است شروع به طوفان کنند، اما قبل از اینکه به اجرا برسند، آنها را منحل میکنیم.
من بارها و بارها می بینم که این اتفاق می افتد زیرا رهبران بازاریابی بر روی پویایی اشتباه تمرکز می کنند – آنها به کوتاه مدت نگاه می کنند و می خواهند مطمئن شوند که همه “منابع” “استفاده شده اند”. بنابراین، ما افراد را در پروژهها قرار میدهیم، و بیشتر اوقات آنها فقط در یک پروژه نیستند، بلکه در چندین پروژه هستند. آنها نه تنها باید شروع به تشکیل تیمهای جدید کنند، بلکه در پروژههای بسیار زیادی با افراد مختلف حضور دارند که فقط سعی میکنند همه چیز را ثابت نگه دارند، قدرت مغزشان از بین میرود.
در بازاریابی چابک، باید این مدل را تغییر دهیم. ما باید تیم های کوچکی از افراد تشکیل دهیم و کار را به آنها برسانیم. اندازه تیم ایدهآل 4 تا 6 نفر است، اما مطلقاً بیش از 10 نفر نیست. تیم کوچک میتواند خیلی سریعتر از یک تیم بزرگ عمل کند، فقط به این دلیل که حلقههای ارتباطی کمتری برای پرش وجود دارد، و یک گروه کوچک فقط میتوانند کار کنند. بیشتر از یک گروه بزرگ انجام شده است.
یک راه حل معمول برای انجام کارهای بیشتر، قرار دادن افراد بیشتری در تیم است. با این حال، وقتی این کار را انجام میدهیم، وقفهای رخ میدهد و پویایی تیم فعلی را از بین میبرد، بنابراین، مگر اینکه برای حل یک مشکل طولانیمدت باشد، پرتاب افراد بیشتر به پروژه باعث نمیشود آن را سریعتر انجام دهیم.
درباره بازاریابی چابک از Stacey Ackerman بیشتر بخوانید
تیم های چسبنده کارهای بیشتری انجام می دهند
تیمهایی که به هم چسبیدهاند، کار بیشتری انجام میدهند. آنها کارایی خود را توسعه می دهند و نقاط قوت و ضعف یکدیگر را درک می کنند و می توانند بر این اساس جبران کنند. سرعت به تیم می آید زیرا آنها کار را می دانند و یکدیگر را می شناسند.
من زمانی مربی شرکت بزرگی بودم که میلیونها دلار برای تحولی چابک سرمایهگذاری کرده بود، اما نمیتوانستند مفهوم تیمهای چسبنده را درک کنند – و انتظار میرفت اعضای تیم در پنج یا شش تیم باشند! چرخش ثابت از تیمی به تیم دیگر به معنای مقادیر زیادی از تغییر زمینه است که به تنهایی بهره وری را کاهش می دهد. اما سپس در نظر بگیرید که شرکت در جلسات پنج یا شش تیم به معنای تمام جلسات روز و زمان صفر برای انجام هر کاری است.
در دهه مربیگری من در تیم های چابک در بازاریابی و سایر زمینه ها، یکی از بزرگترین عوامل موفقیت تیم هایی بودند که به هم چسبیده بودند. این تیمهای چسبنده که حداقل یک سال با هم کار کرده بودند بسیار موفقتر از تیمهایی بودند که چندین سال بدون تیمهای اختصاصی تلاش میکردند چابک باشند.
اگر به تازگی بازاریابی چابک را شروع کردهاید، نحوه تشکیل تیمها یکی از عوامل سازنده یا شکست آن خواهد بود. اکنون، چیزی به نام تیم کامل وجود ندارد. مواردی وجود دارد که باید به کارهای بسیار تخصصی خارج از تیم خود تکیه کنید یا ممکن است شرکای آژانس داشته باشید. با این حال، اگر اکثریت تیم محکم باشند و به هم بچسبند، خود را برای موفقیت آماده خواهید کرد.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


