مسیر من به مارتک از طریق فناوری بود. من روی مدیریت وب سایت ها، عملکرد، ادغام ها، توسعه نرم افزار، الزامات تجاری و غیره تمرکز کردم. بازاریابی زمانی وارد صحنه شد که به یک تیم وب سایت در بخش
به عنوان مثال، مزیت های بسیاری برای یک
یک شخص فنی ممکن است از یک پلتفرم CMS (رایگان، متن باز یا غیر رایگان) استفاده کند که از نظر توسعه انعطاف پذیرتر است و به آن اجازه می دهد با یک پشته موجود و آینده تعامل بهتری داشته باشد. ممکن است برای افزودن ویژگیها، ادغام با سایر سیستمها و ارائه کنترل بیشتر به سازمان نیاز به تلاش کمتری داشته باشد. این می تواند (با تاکید بر امکان، نه قطعیت) ناامیدی، بدهی فنی کمتر و مشکل در دستیابی به اهداف توسعه را به همراه داشته باشد. با این حال، اگر کاربران تجاری استفاده مؤثر از آن را دشوار بدانند، احتمالاً در برابر آن مقاومت خواهند کرد. بنابراین، هر گونه سرمایه گذاری در سیستم خطر هدر رفتن را دارد. هیچ کس در این سناریو برنده نمی شود.
خارج از انصاف، مهم است که توجه داشته باشید که افراد تجاری آن را دوست ندارند (به طور قابل درک) وقتی متخصصان فنی به آنها می گویند که یک درخواست امکان پذیر نیست یا به زمان زیادی برای انجام آن نیاز دارد. چالش هر دو طرف است. ایجاد تعادل بین اهداف فنی و تجاری هم هنر و هم مهارتی است که به ندرت پاسخ روشنی ارائه می دهد.
فضای CMS تنها فضایی نیست که نیاز به تعادل بین نیازهای فنی و تجاری دارد. سیستم های مدیریت دارایی دیجیتال (DAM)، اتوماسیون بازاریابی، تجزیه و تحلیل و تست تبدیل تنها چند نمونه دیگر هستند.
علاوه بر این، UI/UX عالی تنها یک عامل در این تعادل دشوار است. عامل دیگر تجربه
خوشبختانه، تاکتیکهایی برای تقویت یا مقابله با پذیرش محصول کمرنگ وجود دارد. این موارد عبارتند از:
- حمایت – محصولات به قهرمانان داخلی نیاز دارند که بر عملکرد آنها نظارت داشته باشند، از نیازهای آنها حمایت کنند و مسائلی را که برای آسانتر کردن پذیرش به وجود میآیند رسیدگی کنند.
- Evangelization. – حامیان مالی همچنین باید به همکاران خود در مورد اینکه چگونه می توانند از پیشنهادات یک محصول بهره مند شوند، آموزش دهند. به عنوان مثال، یک ابزار SEO که لینک ها و ذکر کلمات کلیدی را نظارت می کند، می تواند برای روابط عمومی مفید باشد. پول بیشتری را به دست آورید.
- آموزش – ممکن است یک سازمان کارکنان ماهری داشته باشد، اما آنها برای استفاده بهتر از آنچه در دسترس هستند به آموزش نیاز دارند – به ویژه هنگامی که سیستم ها تغییر می کنند یا ویژگی های جدیدی اضافه می کنند. .
- جلسات کاری غیررسمی – این جلسات می توانند اهداف مختلفی داشته باشند. یک هدف اجازه دادن به کاربران برای گفتگو و کمک به یکدیگر در پروژههایشان است و هدف دیگر فراهم کردن زمانی است که یک توسعهدهنده میتواند درخواستهای ساده را رسیدگی کند تا وظایف در برزخ مدیریت پروژه گیر نکند.
موانع زیادی برای پذیرش محصول وجود دارد. با این حال، با درک این موانع، می توان آنها را برطرف کرد. این کار فقط زیبا نیست. برای ایجاد و حفظ یک پشته martech که ROI عالی به همراه دارد، ضروری است.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.



