خلاصه روزانه MarTech شامل بینشهای روزانه، اخبار، نکات و خردههای ضروری برای رهبر بازاریابی دیجیتال امروزی است. اگر میخواهید این را قبل از خواندن بقیه اینترنت بخوانید، اینجا ثبتنام کنید تا آن را به صندوق ورودی شما روزانه.
صبح بخیر، بازاریابان، و من دوباره به بازاریابان ایمیلی فریاد می زنم.
در واقع، همه بازاریابان، زیرا چه کسی این روزها استراتژی ایمیلی ندارد؟ Mark Kosoglow، معاون فروش در Outreach، در مصاحبهای به من گفت که افزایش حجم ایمیلهای شما یک بازی بازنده است: «اکنون دنیا مملو از ایمیلها است، ممکن است به خودتان آسیب بزنید و بیشتر و بیشتر در سر و صدا گم شوید.»
آنچه در مورد ایمیل مهم است، انجام درست آن است. بله، این به معنای بررسی قابلیت تحویل و نرخ کلیک است. اما موارد بسیار دیگری وجود دارد که باید در نظر گرفته شود، از جمله رعایت مقررات جدید، نوآوری با ویژگیهای جدید (به عنوان مثال عناصر تعاملی)، و همچنین همه مواردی که ممکن است اشتباه پیش بروند.
ما با جدول تناوبی ایمیل 2021 به کمک می آییم. بعداً امروز آن را در MarTech بررسی کنید. نه تنها مملو از توصیههای سازمانیافته و عملی است، طراحی آن نیز به نوعی سرگرمکننده است. نظر خود را با ما در میان بگذارید.
کیم دیویس
مدیر تحریریه
داستان واقعی در MarTech: استفاده از تفکر طراحی برای انتخاب فروشنده مناسب
هر بحثی در مورد خرید درست فناوری بازاریابی باید با این ایده شروع شود که شما به دنبال “بهترین” راه حل نیستید، بلکه به دنبال بهترین راه حل مناسب برای شرایط خاص خود هستید: الزامات، قابلیت ها، منابع، تحمل ریسک، و اهداف تجاری خاص مفاهیم “مناسب” رهایی بخش می شوند، زیرا شما از کار غیرممکن برای یافتن راه حل ایده آل جهانی صرف نظر می کنید. «تناسب» همچنین قدرتبخش است، زیرا رویکردی طبیعی برای بررسی راهحلها به شما میدهد.
این رویکرد تفکر طراحی است، یک روش مبتنی بر همدلی، ایدهپردازی و آزمایش. تفکر طراحی به ما می گوید که مسیر پنج مرحله ای Empathize > Define > Ideate > Prototype > Test را دنبال کنیم. به نظر می رسد که این برای انتخاب فناوری بازاریابی بسیار خوب عمل می کند، شاید با تأکید بیشتر بر آزمایش در سراسر. پس از یک فرآیند تطبیقی، طیف وسیعی از راهحلها را از طریق آزمایش فیلتر میکنید تا مناسب نیازهای خود را پیدا کنید. اما این سوال پیش می آید: دقیقا چه چیزی را تست می کنید؟
خیلی اوقات میبینیم که تیمهای انتخاب بیش از حد روی ویژگیها متمرکز شدهاند تا موارد استفاده. تفکر طراحی به معنای متمرکز کردن درخواست خود بر روی داستان های کاربر است. اینها روایتهای واقعی هستند که اطلاعات شما، فرآیندهای شما، نتایج پیشبینیشده کسبوکار شما، و مهمتر از همه، مردم – مشتریان احتمالی، مشتریان و کارمندان شما را که با سیستم تعامل دارند، توصیف میکنند. داستانهای کاربر به ستون فقرات فرآیندی مبتنی بر همدلی تبدیل میشوند که با شک و تردید سالم محدود میشود و برای ایدهپردازی باز است.
همیشه قبل از امضای هر قراردادی، هر راه حلی را به صورت دستی با افراد واقعی آزمایش کنید. در حالت ایدهآل، شما این کار را از طریق یک بازی رقابتی انجام میدهید. ما مرتباً می بینیم که شرکت های بزرگ به یک راه حل مجوز می دهند بدون اینکه خودشان آن را امتحان کنند. این مانند تماشای یک فروشنده ماشین است که یک وسیله نقلیه را در اطراف زمین فروشنده میراند و تصمیم میگیرید که میخواهید آن را بخرید!
در اینجا بیشتر بخوانید.
هنگام ارائه و نمایش تخصص خود، کمتر بیشتر است
سخنراناندلایل مختلفی برای ارائه در رویدادهای صنعتی دارند. بسیاری از مردم سخنرانی در جمع را دوست دارند یا این کار را برای بهبود مهارت های ارائه خود انجام می دهند. دیگران از تدریس و پس دادن به صنعتی که دوست دارند لذت می برند. با این حال، اغلب، حداقل بخشی از دلیلی که کسی ارائه می دهد، تبلیغ نام تجاری خود یا جمع آوری سرنخ است. اینجا جایی است که کمتر بیشتر می شود. در اینجا با من بمانید زیرا این امر خلاف واقع به نظر می رسد.
مفهوم شماره 1 کمتر بیشتر است: بسیاری از سخنرانان فکر می کنند که باید به جزئیات در مورد اینکه چه کسی هستند و شرکتشان چه می کند بپردازند تا به عنوان یک رهبر فکری دیده شوند یا ثابت کنند که دارای اقتدار هستند. برای صحبت در مورد موضوع ارائه با این حال، شرکت کنندگان برای یافتن راه حل برای مشکلات خود از طریق محتوای ارائه شما وجود دارند، نه برای اینکه بفهمند مشتریان شما چه کسانی هستند. معرفی خود را به حداقل برسانید و به محتوای عالی خود بپرید. این محتوایی است که به شما امکان می دهد به عنوان یک رهبر فکری بدرخشید.
مفهوم شماره ۲ کمتر است: لازم نیست نشانواره شما در هر اسلاید باشد تا مردم شما یا شرکت شما را به خاطر بسپارند. چیزی که شرکتکنندگان به خاطر خواهند آورد این است که از ارائه چه چیزی به دست میآورند و اگر محتوای عملی قوی داشته باشید. لوگوهای خود را به حداقل برسانید. آنها را فقط در اولین و آخرین اسلاید قرار دهید. دوباره، اگر آن محتوای فوقالعاده را ارائه دهید و به کسی کمک کنید مشکلی را حل کند یا زندگی کاری خود را بهبود بخشد. آنها شما را به یاد خواهند آورد و اغلب در رسانه های اجتماعی شما را جستجو می کنند.
مفهوم شماره ۳ کمتر است: خدمات یا ویژگیهای محصول خود را نفروشید. مگر اینکه ارائه به طور خاص به منظور نمایش محصول در موقعیت فروش مستقیم باشد، هرگونه ارجاع به خدمات یا محصول شما در طول ارائه، کیفیت محتوای ارائه شما را کاهش می دهد. یک جمله در مورد شرکت شما و نحوه تماس با شما در پایان ارائه کافی است. یک بار دیگر، اجازه دهید کیفیت محتوای شما به جای شما صحبت کند.
من میدانم که گفتن این موضوع آسان است و انجام دادن آن در زمانی که شما امیدوار به کسب و کار قوی هستید، سخت است، اما سخنرانانی که محتوای وعده داده شده را ارائه میکنند، شرکتکنندگان را راضی میکنند که به دنبال آنها هستند و بازخورد خوبی دارند. در حالی که کسانی که می فروشند اغلب امتیازات کمتر و بازخورد منفی دریافت می کنند.
سوال یا نظراتی دارید؟ Feel free to reach out to me at [email protected] .
Mindtickle هوش مکالمه را برای فروش راه اندازی می کند
Mindtickle، پلتفرم آمادگی و توانمندسازی فروش، در دسترس بودن Call AI را اعلام کرده است، یک راه حل هوشمند مکالمه که برای رهبران فروش طراحی شده است. هدف Call AI کمک به شناسایی رفتارهایی است که باعث رشد درآمد می شود (یا شکاف هایی در فرآیند فروش که مانع آن می شود).
با لایهای از آموزش، تقویت و تمرین موجود Mindtickle برای متخصصان فروش، Call AI تأثیر این تلاشها را بر عملکرد فردی برجسته میکند و به نقاط قوت و ضعف نمایندگان فروش بیشتر دیده میشود.
این راه حل مکالمات زنده را تجزیه و تحلیل می کند و امتیازات تماس مبتنی بر هوش مصنوعی را برای ادغام با بقیه تجزیه و تحلیل های پلت فرم ارائه می دهد.
چرا ما اهمیت می دهیم. اخبار این هفته مبنی بر اینکه Invoca DialogTech را خریداری کرده است، توجه را به اهمیت هوش مکالمه مبتنی بر هوش مصنوعی برای تیم های بازاریابی و خدمات مشتری جلب کرد، اما مدیر عامل Invoca، گرگ جانسون نیز در مورد فرصت های استفاده از قابلیت ها برای رشد درآمد صحبت کرد. Mindtickle در اینجا یک راه حل هوشمند مکالمه را راه اندازی می کند که دقیقاً آن چالش را هدف قرار می دهد.
خرده فروشان برای هدایت ترافیک در فروشگاه حرکت می کنند
طبق نظرسنجی جدید از 175 بازاریاب دیجیتال، که توسط پلتفرم تبلیغاتی و بازاریابی Reveal Mobile انجام شده است. احتمالاً بازاریابان پیش بینی هایی مانند eMarketer را در ذهن دارند که می گویند آجر- فروش خرده فروشی و ملات امسال پس از کاهش 0.2 درصدی در سال 2020، 2.2 درصد افزایش خواهد یافت. بازاریابان چگونه از این تغییر استفاده می کنند؟ این اعداد هستند:
71% از بازاریابان مورد بررسی از تبلیغاتی استفاده میکنند که باعث افزایش ترافیک میشود، و 46% از BOPIS (خرید آنلاین، تحویل در فروشگاه) را تبلیغ میکنند.
85٪ نیز فروش دیجیتال را تبلیغ می کنند؛
55 درصد قصد دارند در 30 تا 60 روز آینده هزینه جاری خود را برای رانندگی با پای پیاده افزایش دهند.
15٪ در حال حاضر این کار را انجام می دهند؛
28 درصد دیگر نیز قصد دارند در سه تا شش ماه آینده بودجه خود را افزایش دهند. و
کمتر از 10٪ گفتند که هزینه های خود را برای افزایش فروش در فروشگاه افزایش نمی دهند یا در سال 2020 هزینه خود را کاهش نداده اند.
چرا ما اهمیت می دهیم. با توجه به دیجیتالی شدن بسیاری از تجربیات درون فروشگاهی در طول همهگیری، با پرداختهای بدون تماس و قرار ملاقاتهای از پیش تعیین شده برای بازدید، هم فروش آنلاین و هم تراکنشهای درون فروشگاهی بخشی از یک استراتژی بازاریابی دیجیتال متصل هستند. از میان شرکتکنندگان در نظرسنجی، 55 درصد میگویند که استفاده از دادهها و تحلیلهای کمپین را در سال جاری افزایش میدهند، و 47 درصد میگویند که استفاده از دادههای ارزشمند شخص ثالث را افزایش خواهند داد. اکثر بازاریابها نمیخواهند که یک استراتژی دیجیتالی بیدرخشد دلیلی برای از دست دادن فرصتها در طول بازگشت خردهفروشیها در افق باشد.
نقل قول روز
“در حالی که بسیاری از رهبران کسب و کار به پاسپورت واکسن به عنوان راه حلی برای بازگرداندن نیروی کار خود به دفتر تمام وقت کشیده می شوند، Forrester پیش بینی می کند که 70٪ از شرکت های آمریکایی و اروپایی پس از همه گیری به یک مدل کار ترکیبی می پردازند. در یک مدل هیبریدی، حداقل برخی از کارمندان میتوانند دو یا چند روز در هفته در هر جایی که میخواهند کار کنند، در حالی که در روزهای کاری باقیمانده وارد دفتر میشوند. شوتا آگاروال، مدیر ارتباطات جهانی /p>
درباره نویسنده
کیم دیویس مدیر تحریریه MarTech است. کیم که در لندن متولد شد، اما بیش از دو دهه نیویورکی بود، ده سال پیش شروع به پوشش نرم افزارهای سازمانی کرد. تجربه او شامل SaaS برای سازمانی، برنامهریزی شهری مبتنی بر دادههای تبلیغات دیجیتال، و کاربردهای SaaS، فناوری دیجیتال و دادهها در فضای بازاریابی است.
او ابتدا به عنوان ویراستار Haymarket’s The Hub، یک وبسایت اختصاصی فناوری بازاریابی، در مورد فناوری بازاریابی نوشت که متعاقباً به کانالی در مارک تجاری مستقر DMN تبدیل شد. کیم در سال 2016 به عنوان ویراستار ارشد به DMN proper پیوست و سردبیر اجرایی شد و سپس سردبیر شد و تا ژانویه 2020 سمتی را در اختیار داشت.
کیم قبل از کار در روزنامهنگاری فناوری، دستیار سردبیر یک سایت خبری فرامحلی نیویورک تایمز، The Local: East Village بود و قبلاً بهعنوان سردبیر یک نشریه دانشگاهی و روزنامهنگار موسیقی کار کرده است. او صدها نقد رستوران نیویورک را برای یک وبلاگ شخصی نوشته است، و گهگاه به عنوان مهمان مهمان Eater بوده است.