در طول سال گذشته، جامعه بازاریابهای متخصص ما، بینشهای مختلفی را برای کمک به سایر بازاریابان دیجیتال به اشتراک گذاشتهاند. در اینجا خلاصه ای از چند نکته حرفه ای است که در سال 2019 بین خوانندگان محبوب بود.
1. آیا خط مشی رسانه های اجتماعی شما چابک است؟
“استیسی آکرمن” توضیح میدهد: «رسانههای اجتماعی طبیعتاً به معنای ارتباط دوطرفه هستند و بسیار مهم است که حتی شرکتهای بزرگ و تحت نظارت نیز بتوانند به مردم اعتماد کنند و به مردم قدرت دهند تا در زمان واقعی واکنش نشان دهند و پاسخ دهند». /strong> از Agilify. «اگر کارمندان ملزم به دریافت تأییدیه باشند، ارتباطات به تأخیر میافتد و مشتریان احساس میکنند که نادیده گرفته شدهاند. اگر یک تیم حقوقی دارید که عادت دارد به همه شرکت پاسخ دهد، ساختار بهتر در بازاریابی چابک داشتن نماینده ای وابسته به تیم ها است. در حالی که سیاستهای رسانههای اجتماعی بهعنوان راههایی برای محافظت از شرکت و کنترل واکنشهای ما آغاز شد، ما باید افسار را شل کنیم و خطر عدم حضور مشتریانمان را در نظر بگیریم. زمان آن فرا رسیده است که بر روابط با مشتریان خود تمرکز کنیم و نرده های محافظی را که در دهه گذشته ایجاد کرده ایم، خراب کنیم.» بیشتر >>
2. فشار دادن دکمه مکث در ایمیل
“ایمیل به گیرندگان امکان توقف مکالمه را می دهد. مکث می تواند اشکال مختلفی داشته باشد، و اینجاست که بازاریابان باید به آن توجه کنند. مکث های خوب و مکث های بدی وجود دارد. مکث خوب مکثی است که بتوان از طریق یک مرکز ترجیحی ارتباط برقرار کرد. هرچه مرکز اولویت ایمیل برند قوی تر باشد، می تواند ابزار بیشتری را برای سفارشی کردن آهنگ و فرکانس مکالمات در اختیار گیرنده قرار دهد. مراکز ترجیحی با طراحی ضعیف به طور پیشفرض به گیرندگان انگیزه میدهند تا از شکل دیگری از مکث استفاده کنند – علامتگذاری یک پیام به عنوان هرزنامه. وقتی این اتفاق می افتد، شهرت کلی ارسال یک نام تجاری ضربه می زند. پس کدام را ترجیح می دهید؟ ایمیل کمتری را ارسال میکنید که به اندازه کافی با کیفیت در نظر گرفته میشود تا در صندوق ورودی نگهداری شود، یا در حال تبعید شدن؟» بیشتر >>
3. برای ایمنی برند باید به روندها توجه کرد
«روندهای جدید و متنوع مانند اسلایم یا ASMR باید با دقت تماشا شوند. تونی چن از Channel Factory هشدار می دهد که وقتی بازدیدهای محتوا در اطراف رویدادها یا مضامین خاص افزایش می یابد، اگر برندها سعی کنند بدون نظارت کافی بر روی موج سوار شوند، خطرات ایمنی نام تجاری جدی وجود دارد. تمرکز اخیر بر نقش نظرات در یوتیوب نشان میدهد که حتی محتوای بیگناه نیز میتواند حاوی عناصری باشد که مارکها باید مرتباً آنها را مرور و اصلاح کنند، بهویژه وقتی بخشهایی از این دسته برای بچهها جذاب است.» بیشتر >>
4. هوش مصنوعی و اقتصاد نوظهور «آن را برای من انجام بده»
«در حالی که ماشینهای هوشمند برای تصمیمگیری قدرت پیدا میکنند، شغل بازاریابان در خطر نیست – حداقل، نه کسانی که مایل به یادگیری کار با آنها هستند.» > در واقع، اتوماسیون هوشمند می تواند به عنوان یک مکمل عالی برای عملکرد انسان عمل کند و حتی عملکرد انسان را به طور چشمگیری بهبود بخشد، در صورت استفاده… خوب، هوشمندانه. علاوه بر این، انسانها میتوانند ارزش یک نرمافزار را با تخصص در آن افزایش دهند و به دیگران کمک کنند بیشترین سود را از استفاده از آن ببرند. برخی از این فرصت به عنوان اقتصاد «آن را برای من انجام بده» یاد کرده اند و جریان های درآمد جدیدی ایجاد می کند. بهجای نرمافزار بهعنوان یک سرویس، هر کدام از اتوماسیون تکمیلشده با سطح ثانویه از تخصص انسانی استفاده میکنند – نرمافزار با یک سرویس را ارائه میکنند. با در دسترس قرار دادن کارشناسان برای تامین انرژی دستگاه، آنها به مشتریان کمک می کنند تا حداکثر ارزش ممکن را از برنامه دریافت کنند. DIFM یک پدیده کاملاً جدید نیست، بلکه تکامل فناوری برون سپاری فرآیندهای تجاری یا خدمات مدیریت شده است. خدمات مدیریت شده جدید که زمانی برای ثروتمندترین و بزرگترین برندها محفوظ بود، ترکیبی از اتوماسیون هوشمند و خدمات انسانی تخصصی است که مقیاس و تخصص لازم را برای برآورده کردن انتظارات مصرف کنندگان ارائه می دهد. بیشتر >>
5. فقط داده هایی را جمع آوری کنید که می توانید برای ارائه مقدار
استفاده کنید
جرمی کورست از GBH Insights توضیح میدهد: «برای اتخاذ یک استراتژی دادههای نابتر، برندها باید بیش از حد بر نیازهای مشتریان هدف شما تمرکز کنند، و این با پرسیدن سؤالات درست شروع میشود. “1) چه داده هایی برای بهبود CX و ارزش طول عمر مشتری (CLV) در طول زمان ضروری است؟ 2) وقتی مشتریان اطلاعات شخصی خود را در اختیار شما قرار می دهند، در ازای آن چه ارزشی ارائه می دهید؟ 3) از چه منابعی برای داده ها استفاده کنیم؟ 4) چگونه می توانیم حجم داده هایی را که شرکتمان جمع آوری می کند (حداقل داده های قابل دوام) به حداقل برسانیم؟ با پرسیدن این سوالات و منبع داده های مناسب، مشتریان هدف، رفتار خرید، عادات و ترجیحات را بهتر درک می کنیم و به نوبه خود محصولات، تجربیات و پیشنهادات بازاریابی بهتری را ارائه می دهیم. با ایجاد تمرکز، CMOها همچنین میتوانند ROI را برای سرمایهگذاری در تحلیل بازاریابی خود بهبود بخشند. بیشتر >>
6. چرا بازاریابان مبتنی بر حساب باید بر تعامل تمرکز کنند، نه CPM
پیتر ایزاکسون از Demandbase در جلسه خود در کنفرانس MarTech West هشدار می دهد: «وقتی صحبت از تبلیغات می شود، به بازاریابان B2B معیارهایی فروخته شده است که هیچ ارتباطی با تأثیر تجاری ندارد. به آنها گفته میشود که باید روی CPM تمرکز کنند، موجودی را تا حد امکان ارزان خریداری کنند و روی نرخ کلیک تمرکز کنند، حتی اگر این کلیکها شانس خرید محصولات شما را ندارند. به همین دلیل است که بازاریابان اعتبار خود را نزد همتایان سطح C خود از دست می دهند. مدیران ارشد درآمد و مدیران اجرایی به CPM ها یا نرخ کلیک اهمیتی نمی دهند، اما ناشران و فروشندگان فناوری تبلیغاتی این را تحت فشار قرار می دهند زیرا آنها تنها معیارهایی هستند که می توانند بفروشند. بهعنوان بازاریابهای B2B و بهویژه بازاریابهای مبتنی بر حساب، باید به این مهم اهمیت دهیم که چند درصد از حسابهای هدف ما واقعاً با محتوای ما درگیر هستند، کدام یک از حسابهای هدف ما وارد وبسایت ما میشوند و چند درصد از آن حسابهای هدف که تبلیغات را دیدهاند. دارند آن را به یک تجارت خط لوله تبدیل می کنند.» MORE >>
7. با استراتژی مناسب، ویدیو می تواند به کسب و کارهای محلی کمک کند
«ویدئو برای بسیاری از مشاغل محلی ترسناک است. هزینه آن بیشتر است و نسبت به سایر انواع بازاریابی آنلاین مجموعه مهارت های بسیار گسترده تری را می طلبد. اما، یک جنبه روشن برای این وجود دارد،» Jacob Baadsgaard از تبلیغات مخرب توضیح می دهد. هر زمانی که انجام کاری سخت باشد، فرصت تجاری پیدا می شود. در این مورد، سخت بودن ویدیو به این معنی است که اکثر کسب و کارهای محلی آن را انجام نمیدهند. این زمینه را برای هر شرکتی که نحوه ساخت ویدیو را یاد می گیرد باز می گذارد. بنابراین، اگر برای کشف یک استراتژی تبلیغات ویدیویی قابل اجرا وقت بگذارید، اغلب از رقبا جلوتر خواهید بود. حتی اگر رقبا از قبل تبلیغات ویدیویی انجام میدهند، اگر بتوانید وارد بازی شوید (یا بفهمید چگونه آنها را به طور مؤثرتری انجام دهید)، میتوانید مرتبط بمانید و مزیت رقابتی خود را حفظ کنید.» بیشتر >>
8. CMO ها باید اکنون زمینه را برای واقعیت های جدید فراهم کنند
“کریستینا پودنار” سخنران MarTech بوستون از NativeTrust توضیح میدهد: “CMO امروز باید بخشی از واقعیتسنجی و بخشی پیشگو باشد و به هیئت مدیره کمک کند واقعیتهای جدید را بپذیرد.” «1) داشتن محصولات مناسب با قیمت مناسب بسیار کمتر از گذشته اهمیت دارد. مشتریان می خواهند احساس کنند فروشگاه هایی که بازدید می کنند به آنها اهمیت می دهند. آنها خواهان یک رابطه و شخصی سازی پس از آن هستند. 2) مشتریان میدانند که کسبوکارها هر حرکت آنها را دنبال میکنند، و بیشتر آنها اگر چیزی ارزشمند در ازای آن دریافت کنند و از امنیت دادههایشان راحت باشند، مایلند آن را بپذیرند. 3) بینش های زیادی وجود دارد که می توان از همه این داده ها به دست آورد، اما استخراج آن بینش ها به طور تصاعدی سخت تر از گذشته است و نیاز به رویکردهای جدیدی دارد که توسط افرادی با مهارت های جدید اعمال می شود. 4) برخی از رقبا در حال حاضر در حال فشار دادن هستند. اگر ابتکارات آنها موفقیت آمیز باشد، بهتر است ما آماده باشیم تا سریعاً به عقب برسیم – پس بیایید اکنون زمینه را فراهم کنیم. بیشتر >>
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


