اعلانیه
اعلانیه

فرصت های فناوری بازاریابی خودکار: افزایش فرصت های انسانی

در سراسر صنایع و تقریباً در هر عمودی، هوش مصنوعی موجب تحول دیجیتال می‌شود. به عنوان مثال، در بخش فروش، 70 درصد از متخصصان مستقر در ایالات متحده اکنون از نوعی هوش مصنوعی در محل کار استفاده می کنید. در بازاریابی، پلتفرم هایی مانند آکوستیک، Salesforce Commerce Cloud و DMP یکپارچه Pega برندها را بیش از همیشه به مشتریان خود نزدیک می کند. بهینه‌سازهای زمان‌بندی پروژه برای مهندسی، هوش مصنوعی مخابراتی که نشانه‌های اولیه ریزش را تشخیص می‌دهند، و تجربه‌های بازی شخصی‌شده بر اساس داده‌های درون بازی، تنها تعدادی از روش هایی که هوش مصنوعی امروزه صنایع بزرگ را مختل می کند.

هوش مصنوعی دیگر دامنه انحصاری شرکت های عظیم با بودجه تحقیق و توسعه به همان اندازه بزرگ نیست. اتوماسیون هوشمند اکنون حتی برای کوچکترین مشاغل نیز قابل دسترسی است. آن را هوش مصنوعی سطح ورودی، اگر بخواهید. از پلتفرم‌های بازاریابی با خدمات کامل مانند MailChimp برای SMB ها تا ابزارهای مستقل فردی مانند EyeLevel.ai و Maven ، martech مبتنی بر هوش مصنوعی دری را به روی دنیایی از صرفه جویی در هزینه، درآمد جدید و تجربه مشتری پیشرفته باز می کند.

برای بازاریابان در تمام سطوح مهارت و رشته‌ها، زمان آن است که در هوش مصنوعی مهارت پیدا کنند.

چگونه هوش مصنوعی بازی اتوماسیون را تغییر می دهد

مبلغان Martech اخیراً زمان آسان تری برای خرید خرید دارند. به هر حال، ناکارآمدی هزینه دارد – به اندازه 20 تا 30 درصد از درآمد یک سازمان در هر سال. در حالی که یک گزارش Walker Sands نشان داد که 33٪ از بازاریابان گفتند که در سال 2016 با مقاومت داخلی در برابر مارکت مواجه شدند، فقط 27٪ در سال 2018 همین را تجربه کردند. CMOs به مزایای استفاده از اتوماسیون برای کاهش کار دستی، اجرای وظایف تکراری و پاسخگویی به موقع به فرصت ها پی برده اند. به عنوان مثال، تا ماه مه 2019، بیش از 70 درصد از تبلیغ‌کنندگان از استراتژی‌های مناقصه خودکار Google استفاده می‌کردند.

بدیهی است که کارایی و مقیاس به خودی خود مزایای بسیار خوبی هستند، اما زمانی است که شما لایه هوش مصنوعی که دیجیتال واقعا جالب می شود. این جایی است که سحر و جادو اتفاق می افتد. اتوماسیون و هوش مصنوعی دیگر بچه های جدید در بلوک نیستند، اما با هم در حال بلوغ هستند و واقعاً محدودیت های ممکن را آزمایش می کنند. یادگیری ماشین به سرعت رشد کرده است و همانطور که مدیران سطح C به پتانسیل آن پرداخته اند، در تصمیم گیری واقعی و اجرای عملیات بر اساس داده ها، آزادی عمل بیشتری داده شده است.

به عنوان مثال ربات های انبار را در نظر بگیرید. شاید یکی از شناخته‌شده‌ترین کاربردهای اولیه اتوماسیون هوشمند، این ماشین‌ها برای جمع‌آوری و بسته‌بندی سفارش‌ها در انبارها بسته‌بندی می‌شوند. در سال 2012، آمازون یک مسابقه تسلیحاتی خرده فروشی را با خرید Kiva Systems و قطع عرضه ربات انبار به رقبای Walgreens، Staples و غیره آغاز کرد. کیوا بخشی از آمازون رباتیک شد، شرکتی که به قول خودش، «…عملیات مرکز تحقق را با استفاده از روش‌های مختلف فناوری رباتیک از جمله روبات‌های متحرک مستقل، نرم‌افزارهای کنترل پیچیده، درک زبان، مدیریت توان، بینایی رایانه، سنجش عمق، یادگیری ماشینی خودکار می‌کند. ، تشخیص شیء و درک معنایی دستورات.”

اما آنها تنها بازیکن بازی نیستند. آن تصمیم قبلی برای حذف فناوری از رقبا، راه را برای مبتکرانی مانند 6 River Systems، استارت آپی که توسط مهندسان سابق کیوا تأسیس شده بود، باز کرد. ربات آنها به نام “چاک” برای تعامل با همکاران، نگه داشتن آنها در کار و افزایش بهره وری انسان طراحی شده است. آنها آن را «رویکرد هدایت‌شده» می‌نامند، که در آن انسان‌ها شریک ربات مشترک خود را کنترل می‌کنند و از آن کمک می‌کنند.

Vecna ​​Technologies دو دهه است که ربات‌ها و نرم‌افزارهای پزشکی می‌سازد، اما به تازگی وارد بازی ربات‌های انبار نیز شده است. وسایل نقلیه انبار خودران آنها از یادگیری ماشینی برای بهینه سازی مداوم گردش کار و بهبود عملکرد انسان استفاده می کنند.

عملیات انبار و انجام سفارش فقط یکی از حوزه‌هایی است که در آن انسان‌ها و ماشین‌ها یاد می‌گیرند با هم کار کنند، اما این یک تجارت بزرگ است. در واقع، رباتیک انبارداری و لجستیک صنعتی است که انتظار می رود تا پایان سال 2021 به ارزش بازار 22.4 میلیارد دلار برسد (Tractica).

در انبارداری، هوش مصنوعی و یادگیری عمیق با موفقیت بهره‌وری انسان را افزایش می‌دهند، گردش کار را بهینه می‌کنند و تجربه مشتری را بهبود می‌بخشند. در B2B، اتوماسیون هوشمند جریان‌های درآمدی کاملاً جدیدی ایجاد می‌کند.

سرویس DIFM نمونه ای عالی از کار انسان و فناوری با هم است

در حالی که ماشین‌های هوشمند برای تصمیم‌گیری قدرت پیدا می‌کنند، شغل بازاریاب‌ها در خطر نیست – حداقل، نه کسانی که مایل به یادگیری کار با آنها هستند. در واقع، اتوماسیون هوشمند می تواند به عنوان یک مکمل عالی برای عملکرد انسان عمل کند و حتی عملکرد انسان را به طور چشمگیری بهبود بخشد، در صورت استفاده… خوب، هوشمندانه. علاوه بر این، انسان‌ها می‌توانند ارزش یک نرم‌افزار را با تخصص در آن افزایش دهند و به دیگران کمک کنند بیشترین سود را از استفاده از آن ببرند. برخی از این فرصت به عنوان اقتصاد «آن را برای من انجام بده» یاد کرده اند.

Anthony P. Lee، مدیر عامل در Silicon Valley، Altos Ventures، در ستون TechCrunch: “DIFM اتوماسیون فناوری را ترکیب می کند با نیروی متخصص برای ارائه راه حل کامل برای یک مشکل تجاری. این به همان اندازه که مربوط به خدمات مشتری مبتنی بر نیروی انسانی است، به کارآیی مبتنی بر کد مربوط می شود.

برای برخی، DIFM جریان‌های درآمد جدیدی ایجاد می‌کند. به‌جای نرم‌افزار به‌عنوان یک سرویس، هر کدام از اتوماسیون تکمیل‌شده با سطح ثانویه از تخصص انسانی استفاده می‌کنند – نرم‌افزار با یک سرویس را ارائه می‌کنند. با در دسترس قرار دادن کارشناسان برای تامین انرژی دستگاه، آنها به مشتریان کمک می کنند تا حداکثر ارزش ممکن را از برنامه دریافت کنند.

DIFM یک پدیده کاملاً جدید نیست، بلکه تکامل فناوری برون سپاری فرآیندهای تجاری یا خدمات مدیریت شده است. خدمات مدیریت شده جدید که زمانی برای ثروتمندترین و بزرگترین برندها محفوظ است، ترکیبی از اتوماسیون هوشمند و خدمات انسانی تخصصی است که مقیاس و تخصص لازم را برای برآورده کردن انتظارات مصرف کنندگان ارائه می دهد.

اتوماسیون هوشمند برای همیشه روش کار ما را تغییر می دهد

نگرانی در مورد روبات‌هایی که کارگران انسانی را جابجا می‌کنند، کاملاً بی‌اساس نیست. همانطور که جریان کار تکامل می یابد و وظایف تکراری خودکار می شوند، این مشاغل در واقع برای انسان ناپدید می شوند. اما همانطور که یارو تنزر، یکی از بنیانگذاران انتخاب کننده مکانیکی سفارش دستی RightHand، به بوستون گلوب، “مردم نمی توانند نیروی کافی برای انجام این کارها پیدا کنند،” تنزر گفت. «آنها با ما تماس می گیرند و می گویند، ما نمی توانیم دستورات را انجام دهیم. آیا می‌توانید به ما کمک کنید؟’ ”

افرادی که از تسلط فناوری برای کار در کنار ماشین‌ها برخوردارند – برای اطمینان از اینکه ورودی خوبی به آنها داده می‌شود، و رمزگشایی و به حداکثر رساندن خروجی خود – ارزش خود را به عنوان کارمند افزایش می‌دهند.

در سطح اجرایی، تعهد ملموس و فعال به تحول دیجیتال تنها راه رو به جلو است. طبق KPMG، تنها 20 درصد از شرکت‌های مورد بررسی گفتند که فراتر از مرحله آزمایشی هستند و با تلاش‌های هوش مصنوعی خود «راه‌اندازی می‌شوند». عدم اطمینان سازمانی در مورد چگونگی شروع، ادغام و گردش کار فراوان است. با تحول، اختلالات زیادی به وجود می آید و رهبران کسب و کار باید بتوانند از آن عبور کرده و از آن عبور کنند.

صرفه جویی در هزینه و بهبود کارایی هوش مصنوعی با موفقیت پیاده سازی شده یک امتیاز است، اما نباید هدف اصلی شما باشد. از دیدگاه جامع‌تر، اتوماسیون هوشمند می‌تواند اساساً نحوه عملکرد سازمان شما را تغییر دهد – از درگیری مشتری را بهبود بخشید تا باعث رشد و ایجاد زمینه های کاملاً جدیدی از تجارت شود.

در martech، این به معنای توسعه مهارت‌های فنی برای به حداکثر رساندن خروجی دستگاه است، در حالی که همچنان خلاقیتی را که زیربنای بهترین کمپین‌های بازاریابی است، پرورش می‌دهد. این به معنای موفقیت در زمینه‌ای است که بسیاری در حال حاضر شکست می‌خورند: یکپارچه‌سازی (KPMG همچنین دریافت که تنها 10 درصد از پاسخ‌دهندگان راه‌حل‌هایی را در زمینه اتوماسیون، هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل هوشمند یکپارچه می‌کنند).

این به معنای حرکت سریع برای هماهنگ کردن تلاش ها و خلاص شدن از تلاش های تکه تکه هوش مصنوعی است که ممکن است به یک هدف دست یابد اما این کار را در خلاء انجام می دهد.
بیش از همه، انقلاب هوش مصنوعی به بازاریابان نیاز دارد که ما پیدا کنیم هم افزایی بین استعداد و فناوری ما؛ که ما جایگاه خود را به عنوان بازاریابان ترکیبی پذیرفته ایم. درباره توسعه مهارت های مورد نیاز یک طرز فکر هوش مصنوعی در اینجا.

این مقاله در 16 اکتبر به‌روزرسانی شد تا راه‌حل‌های اتوماسیون بازاریابی، تجزیه و تحلیل و مدیریت محتوا بخش IBM را روشن کند که اکنون بخشی از Acoustic است.


نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شده‌اند.


درباره نویسنده

اندی بیش از 15 سال تجربه در تدوین استراتژی های بازاریابی، دیجیتال و محتوا برای بسیاری از برندها، آژانس ها و پیشگامان فناوری پیشرو در جهان دارد. اندی با مدیران اجرایی و مدیران فکری، مدیران اجرایی و شرکای فناوری در زمینه استراتژی‌های بازاریابی استراتژیک، دیجیتال و بازاریابی محتوا همکاری نزدیکی دارد. او همچنین زمان قابل توجهی را صرف مشاوره و سفر در سراسر جهان برای بسیاری از استارت‌آپ‌های فناوری بازاریابی دیجیتال و محتوا – کار بر روی پروژه‌های تحقیقاتی، رویدادها و انتشارات کرده است. اندی در سطح C با برندهای پیشرو مانند HP، Google، Facebook، Twitter، Apple، Microsoft، HSBC، United Airlines، Adobe، Apple، American Express و Fidelity International کار کرده است. او همچنین در پروژه‌های بازاریابی دیجیتال با بسیاری از آژانس‌های پیشرو جهان مانند Publicis، Aegis، Starcom، Digitas، Zenith Optimedia، GroupM و WPP مشاوره داشته است.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *