این سختترین زمانی است که من برای MarTech ستون نوشتهام. همانطور که در زیر خواهید خواند، به این دلیل است که من در مورد موضوع سردرگم هستم. امید من این است که آب را بیشتر گل آلود نکنم.
ما باید در مورد “عملیات بازاریابی” صحبت کنیم. من، برای مثال، می بینم که این اصطلاح به قدری گسترده و متناقض استفاده می شود که در تعریف آن احساس اطمینان نمی کنم. اگر از شما پرسیده شود، معمولاً وقتی میشنوم مردم درباره عملیات بازاریابی، آنها اساساً در مورد اتوماسیون بازاریابی صحبت می کنند – می دانید، ایمیل های خودکار، متن ها و پیام های دیگر. در حالی که تعریف بهتر این اصطلاح نبردی برای بیش از یک ستون مانند این است، اجازه دهید حداقل رابطه آن را با فناوری بازاریابی بررسی کنیم.
کاوش عمیق تر: عملیات بازاریابی چیست و متخصصان MOps چه کسانی هستند؟
من برای اولین بار با این مشکل مواجه شدم که مجبور شدم شرح شغل و عنوان شغلی خود را پیش نویس کنم، زیرا نقش مدیر فناوری بازاریابی در دانشگاه وسترن گاورنر را آغاز کرده ام. در آن زمان، من و رئیسم میدانستیم که به کسی نیاز داریم که پشته فناوری ما را ردیابی و مدیریت کند — a maestro/orchestrator – اما به اندازه ما با جامعه بزرگتر مارتک آشنا نبودیم. هنگامی که من به دنبال آگهی های شغلی قابل مقایسه با آنچه که در نظر داشتیم می گشتم، هر زمان که موقعیت عملیات بازاریابی را می دیدم، معمولاً به معنای اتوماسیون بازاریابی بود. ما قبلاً تیمی داشتیم که به آن اختصاص داده شده بود – بنابراین کار نکرد.
با نگاهی به اینکه دیگران چگونه عملیات بازاریابی را تعریف می کنند، واضح است که ماهیت تعریف فعلی آن مبهم است. در زیر دو رهبر فکری وجود دارد که به رابطه این اصطلاح با اتوماسیون بازاریابی توجه می کنند.
Kayla Carmicheal در HubSpot آن را به صورت ( تاکید اضافه شده): “به طور کلی، عملیات بازاریابی تیم مسئول فناوری و فرآیندهای مورد نیاز برای کمک به تیم های بازاریابی را برای اجرای موثر تعریف می کند.”
مایکل مکنیل در Centric Consulting توضیح میدهد که: «بازاریابی عملیات فراتر از پلت فرم اتوماسیون بازاریابی شما است، افراد، فرآیندها و فناوری را در بر می گیرد.»
مسلماً، اتوماسیون بازاریابی شامل جنبههای مختلفی است، از فناوری گرفته تا استراتژی و تجزیه و تحلیل. علاوه بر این، در برخی از سازمانهای کوچک، یک پلتفرم اتوماسیون بازاریابی ممکن است اکثریت قریب به اتفاق مورد نیاز را در بر بگیرد و احتمالاً به همان اندازه از پشتهی مارتک استفاده میکند، اما این طور نیست. اگر همان طور که برخی ادعا می کنند، عملیات بازاریابی به گستره وسیع بازاریابی مربوط می شود، استفاده از آن مترادف با اتوماسیون بازاریابی مشکل ساز است. از این رو، سردرگمی – حداقل برای من.
چیزی وجود دارد که از آن مطمئن هستم. عملیات بازاریابی، اتوماسیون، و فناوری همه به هم مرتبط هستند. شاید یک نمودار ون با هر یک به عنوان یک دایره که برخی از آنها با بقیه همپوشانی دارند بهترین مدل برای در نظر گرفتن باشد.
روشی که دیگران مانند Carmicheal و McNeal در مورد عملیات بازاریابی صحبت می کنند، واضح است که این عمل فراتر از فناوری و اتوماسیون است. به عنوان مثال، هر دوی آنها یک جزء مردم را ذکر می کنند. این می تواند شامل جنبه های منابع انسانی و مدیریت پروژه باشد. واضح است که شخصی در مدیریت باید نیازهای کارکنان یک بخش را پوشش دهد، اما همه عملیات های بازاریابی افراد دیگر را از منظر منابع انسانی مدیریت نمی کنند. آنها مطمئناً ممکن است به مدیریت در مورد مهارت های مورد نیاز تیم ها توصیه کنند تا وظایف خود را انجام دهند، و همچنین در مدیریت پروژه و مدیریت تغییر تلاش میکند تا به پروژهها کمک کند تا با شانس بیشتری برای پذیرش توسط سهامداران پیش بروند. بنابراین، اگر شخصی در عملیات بازاریابی کار می کند، چه نوع وظایف مربوط به افراد را فرض می کنیم؟
با توجه به همه اینها، من توصیه می کنم که جامعه بازاریابی روی تعریف دقیق عملیات بازاریابی کار کند. اگر این اصطلاح را به طور مکرر به کار می بریم، بهتر است بتوانیم آن را تعریف کنیم.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.



