خلاصه روزانه MarTech شامل بینشهای روزانه، اخبار، نکات و خردههای ضروری برای رهبر بازاریابی دیجیتال امروزی است. اگر میخواهید این را قبل از خواندن بقیه اینترنت بخوانید، اینجا ثبتنام کنید تا آن را به صندوق ورودی شما روزانه.
صبح بخیر، بازاریابان، و متخصصان عملیات بازاریابی وقتی دور هم جمع می شوند چه می کنند؟
خب، یک کاری که آنها انجام می دهند این است که یک ارزیابی موسکوو انجام می دهند. این یک تکنیک اولویتبندی است که بر اساس تصمیمگیری در مورد آنچه باید داشته باشید، باید داشته باشید، میتوانید داشته باشید به علاوه Wow است. من به Wow برمی گردم.
این گروه که برای چند روز در یک هتل آتلانتا توسط انجمن MO Pros سازماندهی مایک ریزو تشکیل شد، از MoSCoW برای جمع آوری یک مخزن مرکزی اطلاعات در مورد خدمات ارائه شده توسط یک تیم عملیات بازاریابی – با هدف داخلی آنها استفاده کرد. مشتریان، بلکه مستندسازی فرآیندها به نفع خود تیم (گروه تصمیم گرفت مجوزهای متفاوتی را برای نقشهای مختلف اعمال کند تا از دانستن بیشتر از آنچه که تیم فروش نیاز دارد جلوگیری کند). این ارزیابی توسط M.H. لاین، مدیر عامل Stack Moxie.
موارد ضروری شامل اطلاعاتی در مورد امتیازدهی و مدیریت سرنخ و فرهنگ لغت داده است. فاکتور Wow چیزی است که ممکن است ضروری نباشد اما یک تجربه کاربری لذت بخش را ایجاد می کند. در این مورد، گروه با افزودن یک چت ربات مبتنی بر هوش مصنوعی تصمیم به Wow گرفتند.
تنها سهم من این بود که پیشنهاد کنم چندین نسخه مختلف در مخزن ایجاد شده توسط افراد مختلف به دلایل مختلف وجود نداشته باشد.
کیم دیویس
مدیر تحریریه
داستان واقعی در MarTech: ثبات فروشنده بزرگ؟
بنیانگذار Real Story Group، تونی برن، تمایل دارد فکر کند که اکثریت قریب به اتفاق 8000 فروشنده گزارش شده مارتک زنده خواهند ماند، اما نگرانی ها در مورد دوام فروشندگان منفرد ادامه خواهد داشت. بسیاری از کسب و کارهای کوچکتر شکست می خورند. فروشندگان نرم افزار تفاوتی ندارند، و چه کسی می خواهد با یک محصول پشتیبانی نشده گیر کند؟
Byrne به این نتیجه رسیده است که بزرگترین فروشندگان در واقع می توانند بالاترین خطرات را از نظر تداوم داشته باشند. فروشندگان بزرگ مجموعههای martech بهعنوان شرکتها شکست نمیخورند، اما آنها محصولات فردی را میکشند یا جایگزین میکنند. آنها دائماً فروشندگان دیگر را می خرند و قطعاتی از سبدهای خود را بیرون می آورند. در همین حال، استراتژیهای محصول خودشان میتوانند به سرعت تغییر کنند، به دلیل جابجایی کارکنان، تغییرات بازار سهام یا شیک بودن ساده، که همه بازیگران مارکت به یک اندازه در معرض آن هستند.
چند مثال را در نظر بگیرید:
- Google به خاطر پلتفرمهای کشتار بدنام است؛
- مایکروسافت چندین نسخه ناسازگار از خدمات اتوماسیون بازاریابی را پشت سر گذاشته است. در مجموعه Dynamics خود، و در اواخر دهه گذشته شیرپوینت را به عنوان یک WCM عمومی منسوخ کرد – از سومین تلاش خود در این فضا صرف نظر کرد؛
- به زودی، آخرین پیشنهاد Salesforce WCM سومین تلاش آن فروشنده است. در این بازار (مجوزهای دو تلاش اول برای اظهار نظر در دسترس نبود…)؛
- Salesforce همچنین امروز به طور ناخوشایند به دو CDP مجوز می دهد – احتمالاً وضعیتی ناپایدار برای دارندگان مجوز بازنده نهایی؛
- Adobe تدابیر کمتری داشته است، احتمالاً به این دلیل که در M&A دقیق تر عمل کرده است، اگرچه طرفداران Macromedia دیجیتال ابزارها ممکن است همچنان خاطرات تلخی را در خود نگه دارند. و
- Oracle چنان طیف وسیعی از پلتفرمهای دیجیتال و بازاریابی را خریداری کرده، فروخته و توسعه داده است که یک شجره خانوادگی احتمالاً کل صفحه نمایش شما را اشغال میکند – برخی از پلتفرمهای خریداری شده دوام میآورند، بسیاری از آنها به دلیل غفلت مردهاند.
اما فروشندگان کوچکتر چطور؟
در اینجا بیشتر بخوانید.
Qubit از یادگیری عمیق برای راه حل جدید CommerceAI خود استفاده می کند
Qubit، موتور شخصیسازی تجارت الکترونیک، Qubit CommerceAI را راهاندازی کرده است، یک پیشنهاد جدید که در حال حاضر از شخصیسازی 1:1 پشتیبانی میکند. این ابزار به جای یادگیری ماشین استاندارد از یادگیری عمیق استفاده می کند – تکنیکی که از لایه بندی غیر خطی الگوریتم ها برای کشف تشخیص الگو در مجموعه داده های بزرگ استفاده می کند.
دادههای مشتری و دادههای محصول را گرد هم میآورد، احتمالاً هزاران SKU را غربال میکند تا توصیههای محصول 1:1 را در زمان واقعی ارائه کند و بهترین محصولات بعدی را که نشان داده میشوند توصیه کند. همچنین محتوای شخصیسازی شده را توصیه میکند و پاسخهای خودکار را برای بازیابی رها کردن راهاندازی میکند.
چرا ما اهمیت می دهیم. تجارت الکترونیک در سال 2020 رشد کرد، با جهش تخمینی 44% سالانه در هزینه های آنلاین. البته، این خبر خوبی برای بازرگانانی است که پیشنهادات تجارت الکترونیک قوی دارند، اما همچنین به این معنی است که فضا رقابتی تر از همیشه است. هوش مصنوعی پیشرفته این نوید را می دهد که با نیازهای شخصی هزاران مشتری مطابقت داشته باشد. کیوبیت به دنبال این است که با استقرار “شبکه های عصبی” یادگیری عمیق، فوراً برای شناسایی و پاسخگویی به رفتار مشتری، همه چیز را تحت فشار قرار دهد.
«کلیه گزاره ارزش برای Google این است که بین موارد مختلف تمایز قائل می شود نتایج”
در حالی که انگیزههای پشت تنظیم Google شایستگی وجود دارد، این ایده که باید آن را بهعنوان یک ابزار عمومی یا حامل مشترک طبقهبندی کرد و با آن رفتار کرد، به سادگی اعمال نمیشود — این چیزی است که از مقاله گیلاد ادلمن برای Wired.
باربارا چری، استاد دانشکده رسانه دانشگاه ایندیانا که در مورد کالسکه معمولی و قانون خدمات عمومی مطالعه می کند، گفت: «فضای عمومی از یک رابطه قراردادی بین دولت و آن نهادی که قرار است شرکت خدمات عمومی باشد ناشی می شود. چنین رابطه ای بین Google و نهادهای حاکم وجود ندارد.
ادلمن نوشت: «یک حامل متداول کسی بود که به هر یک از افراد جامعه پیشنهاد حمل چیزی را میداد، هرکسی که به این روش تجارت را انتخاب میکرد، مشمول وظایف قانونی خاصی از جمله عدم تبعیض بود.» مسئله این است که Google قول نمیدهد بیطرفانه رفتار کند، زیرا پایههای کسبوکارش رتبهبندی نتایج جستجو و حراج موجودی آگهیها است – دو روش اساساً تبعیضآمیز.
اما مطمئناً هیچکس نمیخواهد Google حراج فضای تبلیغاتی یا رتبهبندی نتایج را متوقف کند. «اگر منظور شما بدون تبعیض به معنای بسیار محدودتر است، مثلاً الگوریتم Google شامل این است که آیا صفحه وب دارای رنگ محافظهکارانه یا لیبرال است یا بر اساس هر چیز دیگری – جنسیت، نژاد، چه چیزی – است، بله، گوگل ممکن است بگوید که آنها به این معانی محدودتر بدون تبعیض هستند. اسکات جردن، فنشناس ارشد سابق کمیسیون ارتباطات فدرال و استاد کنونی مهندسی برق و علوم کامپیوتر در UC Irvine، میگوید: «اما این به راحتی به مسئله کالسکه مشترک نمیپردازد.
سطوح مختلف آشنایی با فناوری و قانون در بین ذینفعان (تنظیمکنندهها، فناوریهای بزرگ و عموم مردم) لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه میکند که تمایل به توقف حرکت دارد – و دلیل خوبی دارد، زیرا عجله در این ابتکارات میتواند اولویت ضعیفی برای آینده.
نقل قول روز
«امروز با یک برند بزرگ جهانی تماس گرفتم که فعالانه به دنبال کاهش هزینههای خود برای تبلیغات است و در عوض مستقیماً به سراغ سازندگان میرود و به آنها اجازه میدهد تا اشکال خلاقیت خود را رها کنند و سهام کسب کنند. این مدلهای جدید به سرعت در حال آمدن هستند.» زوی اسکامن، بنیانگذار Bodacious


