آنیتا برتون، موسس و مدیر عامل شرکت مدیریت martech CabinetM، آخرین بار در کنفرانس MarTech در بوستون با یک سالن پر از بازاریابان به اشتراک گذاشت: «ما مشتریانی داریم که 400 نوع ابزار مختلف در آنچه که پشته فناوری بازاریابی خود را در نظر می گیرند، دارند. هفته.
برخی از کسب و کارها نظارت بر کسب فناوری را در اولویت قرار داده اند. با این حال، در بسیاری از شرکتها، بخشهای فردی بدون توجه به آنچه ممکن است تیمهای دیگر قبلاً استفاده میکنند، فناوریهای خود را خریداری میکنند. چگونه شرکتها میتوانند اطمینان حاصل کنند که بودجههای فناوری آنها به خوبی خرج و مدیریت میشود؟
Brearton یک میزگرد با بازاریابهایی از صنایع مختلف با دستههای مختلف رهبری کرد که همگی فرایندهای اکتساب martech برای شرکت هایشان.
انتخاب پلتفرمهای مناسب، بهترین استفاده از آنها
پشتههای Martech با ظهور قابلیتها و نیازهای جدید تکامل مییابند، که میتواند یک چرخه بیپایان ارزیابی محصول، پیادهسازی را ایجاد کند. gr-id=”8″>و بازنشستگی. اگر علامت نگذارید، آن چرخه میتواند منجر به
«ما واقعاً فقط به چهار یا پنج مورد استفاده کلیدی واقعی نگاه کردیم. . . بنابراین، ما یک نقشه راه بسیار فشرده نگه داشتیم و میدانستیم که این موارد استفادههایی هستند که میخواهیم آنها را ارزیابی و خریداری کنیم.


Jagelsky توضیح داد: «یک چیزی که میخواهم اضافه کنم، واقعاً اهمیت شناسایی یک مالک داخلی هر ابزار. من فکر می کنم واقعاً مهم است که شما آن شخصی را داشته باشید که مسئول KPIها و موفقیت آن ابزار و هدایت آن مسئولیت باشد. این قطعاً خطری است که من قبلاً در آن سقوط کردهام، جایی که ما تیم را در مورد ابزار جدیدی که وارد پشته میشود، هیجان زده و هیجانزده کردیم، اما اینکه هیچکس واقعاً مالک فعالسازی و بهینهسازی مداوم آن نیست – فقط سقوط میکند. کاهش می یابد و ما به سرعت ROI را از دست می دهیم.”
اما شرایطی وجود دارد که در آن تأکید بر تعداد محدودی از موارد استفاده یا تعیین مسئولیت برای هر پلتفرم ممکن است پشته شما را تا حدی کاهش دهد که مانع کارایی تیم شما شود.
استیسی فالکمن، عضو پنل، سابقاً از Paychex و اکنون مدیر ارشد موفقیت مشتری برای 6Sense، گفت: «فکر نمیکنم لزوماً پاسخ درستی برای اینکه چه تعداد بار در سال بارگیری میکنید وجود دارد.» رویکرد، “زیرا ما این [فروشنده] را امتحان می کنیم و اگر به آنها پول می دهیم تا ارزش را افزایش دهند و قیف را پر کنند، اگر کار نکنند آنها را تخلیه می کنیم. بیرون.”
دریافت دمو، پرسیدن و تلاش قبل از خرید
فالکمین گفت: «ما همیشه، صرف نظر از اندازه فروشنده، برای نوعی دوره آزمایشی رایگان یا دوره تبلیغاتی فشار میآوریم تا واقعاً به لاستیکها ضربه بزنیم و ببینیم چگونه کار میکند. در حال ساخت، گاهی اوقات شما باید برای اطمینان از اینکه به پلتفرم زمان لازم برای موفقیت در سازمانتان را میدهید، زمان صرف کنید. و اگر خود را به یک بازه زمانی کوتاه محدود کنید، فقط خودتان را برای شکست آماده میکنید.”
در شرایطی که یک آزمایش رایگان ارائه نمیشود، همانطور که ممکن است در مورد پلتفرمهای گرانتر وجود داشته باشد، فالکمن توصیه کرد که بازاریابان فروشندگان را تحت فشار قرار دهند تا دموهای مربوطه بسازند که نشاندهنده آنچه سازمان شما در تلاش است انجام دهد تا دقیقاً نحوه عملکرد فناوری را نشان دهد. قرار است برای شرکت شما کار کند.
«در واقع چیزی وجود دارد که ما در حال حاضر روی آن کار میکنیم و میخواهیم برخی از قابلیتها را اضافه کنیم، و بخش دیگری در دانشگاه ما از محصولی استفاده میکند که اکثر نیازهای ما را برآورده میکند،» استیو پترسن، مدیر فناوری بازاریابی برای دانشگاه وسترن گاورنر گفت. ما نمی دانیم که آیا این بلندمدت خواهد بود یا نه، اما اگر بتوانیم از آنها عقب نشینی کنیم، می توانیم مرحله اثبات مفهوم را بسیار ارزان انجام دهیم، و سپس بپرسیم، آیا این ارزش سرمایه گذاری را دارد؟ آیا ما به این یک فروشنده میپیوندیم یا روی چیزی که به چیزی نزدیکتر است سرمایهگذاری میکنیم؟»


نظرات کاربران راه دیگری برای دریافت ایده بهتر از مزایا و معایب پلتفرم است
Jagelsky توصیه میکند در شرایطی که فروشنده میخواهد شما را با یک مشتری موجود برای مدتی ارتباط برقرار کند، از فروشنده بخواهید افرادی را که در صنعت شما هستند، که کارهای مشابه شما را انجام میدهند، نه کسی که کاملاً در فضای دیگری است. گواهینامه.
دیگر گروه های داخلی را زودتر درگیر کنید
محصول جدید ممکن است توسط یکی از بخشهای شرکت شما انتخاب شده و در درجه اول به نفع آن باشد، اما پردازش خرید ممکن است شامل بخش مالی یا حسابداری شما شود. و با توجه به GDPR، CCPA و سایر مقررات متمرکز بر حریم خصوصی که اکنون بخشی از معادله است، ممکن است تیمهای حقوقی و امنیت اطلاعات شما نیز نیاز به مشارکت داشته باشند.
فالکمن با تأکید بر احترام به سایر بخشهای درگیر در این فرآیند، مقدمه گفت: «در شرکتها، همیشه سخت است، «من فکر میکنم این فقط دوستیابی با [اعضای سایر تیمها] است. . . آنها شغلی دارند، و کارشان را به دلایلی انجام می دهند، زیرا به دنبال منافع شرکت نیز هستند.»


جاگلسکی با اشاره به مقررات حفظ حریم خصوصی و نحوه تاثیرگذاری آنها در تدارکات مارتک گفت: «بزرگترین بخش تغییر، درگیر کردن [تیم امنیت اطلاعات] خیلی زودتر در این فرآیند بود.
«[قبلا] من فقط یک قرارداد قانونی را برای فروشنده انتخاب شده ارسال کردم. من واقعاً با آنها صحبت نکردم تا زمانی که آماده شدیم واقعاً از خطوط قرمز عبور کنیم و چه چیز دیگری. در حالی که در حال حاضر، به محض اینکه شروع به تعامل با هر فروشنده ای می کنیم، اطلاعات مربوط به ثانیه را ارسال می کنم – آن را روی میز او می گیریم، مطمئن می شوم اسناد مناسبی را در اختیار دارند که می توانند با ما به اشتراک بگذارند و مطمئن شوم که تیم زمان کافی برای بررسی و بررسی دارد. خطوط قرمز خود را بنویسند و از فروشنده درخواست کنند.”
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


