ظهور مارتک مبتنی بر هوش مصنوعی به بازاریابان فرصت زیادی داده است تا با چند سال گذشته دست و پنجه نرم کنند. برخی ترس از جایگزین شدن با اتوماسیون را ابراز کرده اند. دیگران از صرفه جویی در زمان و هزینه بالقوه هیجان زده هستند.
اما با وجود همه هیاهوها در مورد فناوری جدید، ممکن است هیجان انگیزترین بخش انقلاب هوش مصنوعی را نادیده گرفته باشیم.
از آنجایی که در دهه گذشته بازاریابی سنتی به سمت بازاریابی دیجیتالی تغییر کرد، از تعاملات انسان به انسان که تجربه مشتری را در دهههای گذشته تعریف میکرد، بیشتر و بیشتر دور شدهایم.
ما افراد را به افراد بالقوه تبدیل کردهایم. نمایش ها به برداشت ها ما با خودکارسازی قیفها و چرخ فلایویلهایمان، مشتریان را کالایی کردهایم. با افزایش فعالیتهای دیجیتالی خود، کمی ارتباط انسانی را از دست دادهایم.
مدیریت یک کمپین بازاریابی دیجیتال به زمان زیادی نیاز دارد و ابزارهای زیادی نیاز است. ما باید از اتوماسیون برای رسیدن به نتایج استفاده کنیم. اما ماشینهایی که میسازیم ممکن است سرد و غیرشخصی باشد و در نهایت به تجربه مشتری آسیب برساند.
هوش مصنوعی قول میدهد تلاشهای ما را سادهسازی کند، کارهای تکراری را که امروز انجام میدهیم خودکار کند، محاسبات بسیار پیچیدهای را انجام دهد تا مجبور نباشیم.
با جایگزینی تکنیکهای بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی بازاریابان را آزاد میکند تا بر بخشی از شغلی که به بیشترین انسانیت نیاز دارد تمرکز کنند – تعامل و خدمت به مشتریان.
بازاریابی مکالمه، شخصیسازی مبتنی بر داده، هوش مصنوعی و سایر گرایشها آیندهای را پیشبینی میکنند که در آن بازاریابها زمان و دستور دارند تا دوباره بر تعاملات انسانی واقعی تمرکز کنند. چه زمانی برای بازاریاب شدن!



