از آنجایی که بسیاری از شرکتها بر روی بهبود حفظ مشتری و نرخهای ریزش در پاسخ به درخواستهای ارزشگذاری سهام خصوصی تمرکز میکنند، موضوع ریزش به ویژه برای بسیاری از شرکتهای راهحل SaaS که به صنایع محلی و تجاری کوچک خدمات میدهند، تبدیل شده است. بسیاری از رهبران کسبوکار این ضرب المثل قدیمی را میپذیرند که میگوید جذب یک مشتری جدید بیشتر از حفظ مشتری موجود، که به عنوان قانون «۸۰/۲۰» نیز شناخته میشود، میپردازند و بیان میکنند که ۲۰ درصد مشتریان شما ۸۰ درصد از فروش شما را تشکیل میدهند. این در واقع یک اشتباه است و معمولاً به دلیل عدم هماهنگی مشتریانی که احتمالاً پس از مدت کوتاهی از کشتی پرش میکنند، منجر به نرخهای ریزش بالاتر میشود.
چه ارائه فناوری یا خدمات به مشاغل محلی، اگر دنبال سبد خرید هستید، ایجاد حاشیه سود دشوار است. در عوض، شرکتها باید انرژی، منابع و سرمایهگذاریهای خود را روی ارائه محصولات یا خدمات با ارزشی متمرکز کنند که مشکلات دنیای واقعی مشتریان هدفشان را برطرف کند. این رویکرد رشد محور به جای اینکه خود را خشک کنند تا گردش مالی بالقوه را متوقف کنند، با یک دیدگاه اولویت محور مشتری هدایت می شود که کسب و کار را قادر می سازد آنچه را که مشتریان واقعاً نیاز دارند تولید کند. با وجود آن مدل، ریزش به طور طبیعی به دلیل افزایش همسویی با نیازهای مشتری و درگیری مشتری در نتیجه کاهش می یابد. و حدس بزنید، اکنون شما در حال افزایش پایگاه مشتریان و افزایش درآمد هستید.
گفتن این مفهوم آسانتر از انجام آن است، اما مدتهاست که در بخش SMB SaaS به پایان رسیده است و برای نوآوری پایدار و رضایت مشتری ضروری است. از آنجایی که کل فرضیه SMB SaaS ارائه یک فروشگاه تک مرحله ای برای رفع نیازهای SMB و کسب و کار محلی است، ارائه دهندگان راه حل باید کسب و کار خود را حول پایه ای از پیشنهادات سالم ایجاد کنند که برای پاسخگویی به نیازهای خاص مخاطب هدف آنها طراحی شده است – و مایل باشند. برای تطبیق محصولات خود با توجه به رشد سریع آن نیازها. این در نهایت منجر به رشد ارگانیک می شود و به طور کلی خطر ریزش را از بین می برد.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


