اعلانیه
اعلانیه

تقویت روابط کلیدی برای مدیریت یک پشته martech است

چه در خانه کار کنید، چه در آژانس، در مشاغل کوچک، سازمان های سازمانی، انتفاعی و غیرانتفاعی، هر سازمانی فرهنگ خاص خود را دارد. من با همکاران در نقش های مختلف کار کرده ام و متوجه شده ام که در هر مورد متحدان و دشمنانی (و امیدوارم نه دشمن) برای بازاریابان وجود دارد.

از طریق مهربانی و متقاعد کردن، برخی از همکاران اکراه می توانند به متحدان و قهرمانان تغییر تبدیل شوند. بسته به اندازه سازمان، بازاریابان می‌توانند یک برنامه سازمانی با متحدان خود ایجاد کنند تا تعادل مناسبی از مارکت ایجاد کنند که برای همه کار می‌کند.

بهترین متحدان یک بازاریاب (می توانند) عبارتند از:

  • خریداران – این متخصصان امور مالی بر خرید، حفظ و بازنشستگی فروشندگان و تامین کنندگان تمرکز می کنند. همانطور که هر بازاریاب می تواند تأیید کند، فرآیندهای خرید و تجدید فناوری گاهی طولانی و پیچیده است. اگر خریدار اختصاصی در دسترس باشد، می تواند کمک کند. آنها می توانند چاپ ریز را بخوانند و در مذاکره با قیمت ها کمک کنند. نکته مهمی که باید در نظر داشته باشید این است که دستیابی به ارزش مهمتر از تضمین قیمت پایین است. خطر دستیابی به یک معامله بی‌معنا این است که به فروشنده یا تامین‌کننده کمک نمی‌کند که از نظر مالی قابل دوام بماند و می‌تواند باعث خشم شود. خریداران همچنین می توانند در ایجاد درخواست برای پیشنهادات (RFP) و ارزیابی آنها کمک کنند.
  • وکلا – این مورد بحث برانگیز در این لیست است. با این حال، وکلا می توانند خدمات ارزشمندی ارائه دهند – از جمله خواندن قراردادها و ایفای نقش آدم بد، بنابراین یک بازاریاب مجبور به انجام این کار نیست. در حالی که آنها گاهی اوقات به تغییرات مورد نیاز توسط مقررات و قوانین اشاره می کنند، نگه داشتن آنها در حلقه به بازاریاب اجازه می دهد تا بر بازاریابی تمرکز کند. وکلا همچنین می توانند به ارزیابی ریسک کمک کنند و در صورت نیاز از آب گل آلود عبور کنند.
  • مدیران پروژه – مکانیزم انجام کارها اولویت آنهاست. آنها بر بودجه، چارچوب های زمانی، منابع، الزامات، تعیین وظایف و سایر جنبه های ضروری هر پروژه تمرکز می کنند. بازاریابان باید این موارد را درک کنند، اما وظیفه آنها ردیابی همه آنها نیست. انواع فلسفه های مدیریت پروژه از جمله آبشار و چابک وجود دارد. در دنیای چابک، روش اسکرام نقش‌های روشنی مانند مالک محصول و اسکرام مستر را تعریف می‌کند که تسهیل می‌کند چه کسی در رابطه با مدیریت پروژه چه کاری انجام می‌دهد.
  • تغییر مدیران – بازاریابان اغلب همه چیز را با مدیریت پروژه تغییر می‌دهند. خرید martech جدید، شناسایی نیازهای آموزشی و تنظیم ادغام ها برای نام بردن از چند راه. تغییر سخت است و مقاومت عاطفی پاسخی طبیعی به تغییر است – صرف نظر از اینکه خوب، بد یا خنثی باشد. مدیریت تغییر رشته ای است که بر جنبه انسانی تغییر تمرکز دارد. مدیران تغییر به ایمن کردن و حفظ حمایت های اجرایی قوی کمک می کنند، اطلاعات مورد نیاز را در طول پروژه به اشتراک می گذارند، مخالفان و متحدان یک تغییر را شناسایی کرده و با آنها برخورد می کنند، و به همه کمک می کنند تا یک تغییر را اتخاذ کنند. این در مورد رفتار سازمانی است، و این چیزی نیست که بازاریابان مسئول اصلی آن هستند.
  • کارشناسان امنیت اطلاعات – اطلاعات برای مارتک بسیار مهم است و بازاریابان مقدار زیادی از آن را مستقیماً یا مستقیماً جمع‌آوری می‌کنند. غیر مستقیم از مردم همه ما می دانیم که نقض اطلاعات خوب نیست و کارشناسان InfoSec می توانند به ارزیابی امنیت فروشندگان و پلتفرم ها، ادغام های موجود و تقویت امنیت اطلاعات ارزشمندی که افراد در اختیار یک سازمان قرار می دهند کمک کنند. درست مانند وکلا، افراد در این نقش ها می توانند به عنوان دشمن یا دشمن عمل کنند، اما از آنجایی که بازاریاب ها هیچ انتخابی برای کار با آنها ندارند، ممکن است دوست هم باشند. نگرش مناسب می‌تواند کارها را بسیار آسان‌تر کند.
  • «مالکین» اجزای پشته – افرادی که بر یک جزء پشته martech نظارت می‌کنند برای موفقیت سازمانی حیاتی هستند. آنها باید بر عملکرد جزء نظارت داشته باشند و از رفع به موقع نیازها حمایت کنند. آنها باید بیشتر اطمینان حاصل کنند که کاربران احتمالاً آموزش دیده اند، ادغام ها کار می کنند و سهامداران مختلف از ارزش مارکت آگاه هستند. این افراد برای کمک به اطمینان از بازدهی مثبت سرمایه‌گذاری‌های مارتک ضروری هستند.
  • کارشناسان موضوع – هیچ متخصص مارکتک نمی‌تواند در همه رشته‌های بازاریابی و فنی تخصص داشته باشد یا به‌روز بماند. . به همین دلیل است که دوستی با متخصصانی مانند برنامه نویسان، سئوکارها، تحلیلگران داده، طراحان UI/UX، بهینه سازهای نرخ تبدیل و دیگران مهم است. در بسیاری از موارد، آنها به عنوان دارندگان اجزای پشته دو برابر می شوند.

متحدان بازاریابان بر روی کاری که دوست دارند انجام دهند تمرکز می کنند و برای آنها پول می گیرند. آنها به راحتی می توانند نقش دشمن یا دشمن را ایفا کنند. در حالی که نمی‌توانیم رفتار دیگران را کنترل کنیم، اتخاذ یک نگرش مناسب می‌تواند تا حد زیادی به سمت تضمین کار تیمی سازنده کمک کند.


نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شده‌اند.


درباره نویسنده

استیو پترسن مدیر فناوری بازاریابی در Zuora است. او نزدیک به 8.5 سال را در دانشگاه وسترن گاورنرز گذراند و بسیاری از نقش‌های مرتبط با مارتک را برعهده داشت و آخرین آن مدیر فناوری بازاریابی بود. قبل از WGU، او به عنوان یک استراتژیست در فروشگاه دیجیتال واشنگتن دی سی The Brick Factory کار می کرد، جایی که از نزدیک با انجمن های تجاری، غیر انتفاعی، مارک های اصلی و کمپین های حمایتی کار می کرد. پترسن دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت اطلاعات از دانشگاه مریلند و لیسانس هنر در روابط بین الملل از دانشگاه بریگام یانگ است. او همچنین دارای گواهینامه ScrumMaster است. پترسن در سالت لیک سیتی، منطقه UT زندگی می کند.

پترسن نمایانگر نظرات خودش است، نه کارفرمایان فعلی یا سابقش.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *