موارد زیر گزیده ای از کتاب الکترونیکی “بازاریابی چابک MarTech برای تیم ها” است. لطفاً برای دانلود کامل کتاب الکترونیکی روی دکمه زیر کلیک کنید.
یک چالش بزرگ که بازاریابان چابک با آن روبرو هستند، تلاش برای ایجاد تعادل بین چابکی و کار برنامه ریزی شده است. شما باید دریابید که چگونه تیم شما می تواند متمرکز و بدون وقفه بماند و در عین حال اجازه دهید تغییرات مهمی اتفاق بیفتد. بسیاری از اینها به ماهیت کار شما بستگی دارد، اما قطعاً باید چند روش خوب یاد بگیرید.
ابتدا، بیایید تیم بازاریابی چابک فوق العاده سفت و سخت را بررسی کنیم. آنها کار خود را در دو هفته دوی سرعت برنامه ریزی می کنند و مطلقاً هیچ چیز نمی تواند آنها را مختل کند. هنگامی که یک ذینفع درخواست فوری دارد، ممکن است ماه ها طول بکشد تا آن را از طریق صف بگذراند و واقعا تیم را آزار می دهد. نکته مثبت این است که تیم ممکن است عملکرد بسیار بالایی داشته باشد زیرا آنها می توانند بدون هیچ وقفه ای روی کار خود تمرکز کنند.
معمولاً، من می بینم که آنچه من آن را “چابک آشوب” می نامم در حال وقوع است. تیم چیزهایی از این قبیل خواهد گفت: “نیازی به برنامه ریزی نداریم، ما چابک هستیم.” یا سازمان فکر میکند بازاریابی چابک به این معناست که میتوانند سریعتر از تغییر لباسهای بیانسه در حین اجرا، دندهها را عوض کنند.
تیم شما باید حد وسط را پیدا کند.
برنامه ریزی اسپرینت برای موفقیت
اولین قدم برای یافتن حد وسط، تمرین برنامه ریزی اسپرینت است. پیشنهاد میکنم اگر پایبندی به یک برنامه برای تیمتان چالش برانگیز است، برای یک هفته برنامهریزی کنید، و اگر تمایل دارید روی پروژهها یا کمپینهای بزرگتر کار کنید، برای دو هفته برنامهریزی کنید.
هدف برنامهریزی اسپرینت این است که تیم به موارد موجود در فهرست عقب مانده اولویتبندیشده نگاه کند و تصمیم بگیرد که کدام موارد را میتوانند در کادر زمان سرعت یک یا دو هفتهای تکمیل کنند. ایده این است که از تیمی که یکسری کار را شروع کرده و آن را به طور مستقل انجام میدهد دور شویم و روی تحویل ارزش به مشتری تا پایان اسپرینت تمرکز کنیم.
یک تمرین خوب این است که با بیان هدف دوی سرعت شروع کنید. این باید از طرف صاحب بازاریابی (یا نقش مشابه) باشد. این فهرستی از همه موارد مورد انتظار نیست، بلکه نشان دهنده موفقیت تیم در پایان یک یا دو هفته است.
ممکن است چیزی شبیه به این باشد: «هدف ما در این اسپرینت راه اندازی یک کمپین کوچک برای دستیابی به خریداران احتمالی در منطقه سیاتل برای طعم جدید قهوه سرد ماه ما است. ما این هفته بر روی رسانه های اجتماعی تمرکز خواهیم کرد.”
هنگامی که تیم میتواند در مورد ظاهر موفقیت متحد شود، آنها را متمرکز نگه میدارد و همه با هم بهتر کار میکنند تا یک هدف مشترک را محقق کنند.
بعد، به ظرفیت تیم نگاهی بیندازید. نیازی نیست هر دقیقه از زمان افراد را در نظر بگیرید، اما اگر کسی در حال تعطیلات است یا کارهای دیگری خارج از تیم دارد که بر تعهد او به هدف اسپرینت تأثیر میگذارد، تیم باید ارتباط برقرار کند.
سپس تیم به عقب ماندگی های اولویت بندی شده نگاه می کند و مواردی را که فکر می کنند می توانند انجام دهند را وارد می کند. هیچ کس نباید در اینجا روی تیم تأثیر بگذارد یا به آنها بگوید که می توانند کارهای بیشتری انجام دهند. تیم شما در قبال تحویل مسئول است و باید بر آنچه که می تواند انجام دهد، کنترل داشته باشد.
وقتی تیم موارد عقب مانده را انتخاب کرد که احساس میکنند میتوانند انجام شوند، انجام رای اعتماد تمرین خوبی است. تکنیکی به نام Fist of Five به تیم شما کمک می کند تصمیم بگیرد که آیا همه در مورد تعداد کار انتخاب شده موافق هستند یا خیر. عدد پنج به این معنی است که آنها کاملا موافق هستند، در حالی که یک نشان دهنده اختلاف نظر شدید است و اعداد میانی یک محدوده است.


برای اکثر تیمها، من برای چیزی که فکر میکنید 80 درصد پر است برنامهریزی میکنم، همچنان به افراد اجازه میدهم به طور غیرمنتظرهای از دفتر خارج شوند و بیشتر از انتظار تیم طول بکشد (زیرا بیایید با آن روبرو شویم، این همیشه اتفاق میافتد. ).
اگر تیم شما چابک تر است و هنوز در محیطی بسیار مخرب کار می کند، تعهد کاری برنامه ریزی شده را تا حدود 50% کاهش می دهم با این ایده که می خواهید در آینده به 80% برنامه ریزی شده برسید. . در این مورد، ایده خوبی است که بلیطی به نام «کار غیربرنامهریزی» ایجاد کنید و میزان زمان در این دسته را پیگیری کنید.
رسیدگی به وقفه های سرعتی
وقتی تیم به کار در اسپرینت متعهد شد، هدف این است که هر گونه وقفه در اسپرینت باید توسط تیم مورد بحث قرار گیرد، زیرا بر کاری که قبلاً به آن متعهد شدهاند تأثیر میگذارد.
درخواستها باید مورد توجه نقش مالک بازاریابی قرار گیرند و به تیم ارائه شوند. در بیشتر موارد، کار نباید به سرعت اضافه شود، بلکه باید با چیز دیگری که شروع نشده است معامله شود.
مالک محصول ممکن است به تیم بیاید و بگوید: “جیم از فروش گفت که آنها به تازگی برای شرکت در نمایشگاه تجاری هفته آینده ثبت نام کرده اند و برای ارائه به برگه محصول نیاز دارند. آیا میتوانیم این سرعت را انجام دهیم؟»
به عنوان یک تیم، باید مطمئن شوید که درک کافی از کار جدید دارید تا بتوانید همین الان آن را انجام دهید. اگر هنوز سوالات بی پاسخ باقی بماند، زمان بیشتری طول می کشد. سپس پاسخ پیشفرض تیم باید این باشد: «اگر کار برگه محصول را انجام دهیم، این هفته نمیتوانیم در وبینار کار کنیم.»
با این روش مدیریت وقفههای سرعت، تعهد تیم را به خطر نمیاندازیم، اما اگر موردی واقعاً فوریتر پیش بیاید تا حدودی انعطافپذیر باقی میمانیم.
اگر تیم شما برای موارد برنامه ریزی نشده برنامه ریزی می کند، می توانید مقدار مشخصی از زمان تیم را برای درخواست های موقت رزرو کنید، اما این زمان نمی تواند نامحدود باشد. فرض کنید تیم شما هشت ساعت برای درخواستهای موقتی صرفهجویی میکند، اما ۲۰ ساعت از آنها در حال انجام است. مالک بازاریابی باید اولویت بندی کند که کدام یک باید در این اسپرینت اتفاق بیفتد، و کدام یک می تواند در اسپرینت های بعدی بیاید.
در اکثر تیمها، به نظر میرسد درخواستهای کاری بیپایان هستند و هیچ محدودیتی برای کاری که از تیم خواسته میشود وجود ندارد. با تعیین برخی از مرزها، در عین حال انعطافپذیر باقی ماندن، میتوانید تعادل درستی بین انجام کار و برآوردن نیازهای فوری ذینفعان برقرار کنید.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


