من می دانم که در حال حاضر چه احساسی دارید. پایان سال 2021 است – بالاخره! اگر در خردهفروشی کار میکنید، احتمالاً میخواهید در هر جایی به جز اینجا باشید و در حال خواندن این مطلب هستید، در حالی که در یک استراحت ناهار هستید، در ترافیک گیر افتادهاید یا در یک تماس ویدیویی دیگر منطقهبندی میکنید.
بنابراین ممکن است اکنون از شما چیزهای زیادی بخواهم، اما یک دقیقه به این فکر کنید که سال آینده در این زمان کجا خواهید بود.
این دو سال گذشته یک مشکل بوده است. همه درباره دگرگونی دیجیتال صحبت کردهاند، سیال بودن آن، چابکی در اینجا، چرخش به آنجا، و همه ما فقط سعی میکنیم کمپین بعدی را بیرون بیاوریم و اعداد خود را برای سال نشان دهیم.
و سپس علاوه بر همه چیزها، بیایید سال دیگری از دیوانگی ناشی از COVID، چرخه های خبری بی امان را جمع کنیم که نیمی از جهان را وادار به تعجب می کند که آیا نیمه دیگر عقل لعنتی خود را از دست داده است.
آیا جای تعجب است که ما نیز استعفای بزرگ را تجربه میکنیم، جایی که میلیونها کارگر یا از کار خود خارج شدهاند یا اخراج شدهاند و پس از بازگشایی کسبوکارها دیگر برنگشتهاند؟
میخواهم سال 2021 را با صحبت در مورد استعفای بزرگ به پایان برسانم، و نظرات من برای دو مخاطب در نظر گرفته شده است: بازاریابان و سایر کارگرانی که در تعجب هستند که در سال 2022 چه اتفاقی برای آنها خواهد افتاد، و روسای آنها تا مطمئن شوند که آنها متوجه میشوند که این کارمندان آنها اکنون به چه چیزی فکر می کنند.
3 روش برای آماده کردن حرفه خود در سال 2022
1. تعادلی بین زندگی کاری و شخصی پیدا کنید
استعفای بزرگ برای بسیاری از بازاریابان طنین انداز شد. نحوه تعادل بین زندگی کاری و شخصی در سال 2020 متزلزل شد و اکنون به دنبال راه های جدیدی برای ایجاد تعادل بین این دو هستیم.
“تعادل بین کار و زندگی” می تواند به سرعت تبدیل به یک کلیشه شود زیرا همه در مورد آن صحبت می کنند. اما این مهم است زیرا مردم طی دو سال گذشته متوجه شده اند که زندگی آنها از تعادل خارج شده است و آنها می خواهند آن را برطرف کنند.
کارفرمایان سالها در مورد اینکه چگونه شرکتهایشان به کارگران تعادل بین کار و زندگی را ارائه میدهند صحبت میکنند، اما افرادی که در آنجا کار میکنند میگویند که این یک هرج و مرج مطلق است. اگر مجبور باشید 20 ساعت در روز کار کنید و سپس در روزهای تعطیل به تماسها و ایمیلها پاسخ دهید، پنج روز کار (اگر خوش شانس باشید) و دو روز تعطیلی، تعادل پایداری نیست.
مردم به نقطه شکست خود رسیده اند و به دنبال تعادل بهتری هستند. شغل آنها دیگر همه چیز نیست. نگرش غالب این است که “اگر شرکت من به من احترام نمی گذارد، چرا باید به شرکت احترام بگذارم؟” آنها از کارفرمایان خود می خواهند که نشان دهند تعادل بین کار و زندگی به چه معناست.
افتادن در دام این تصور که همه ما انتظارات یکسانی داریم آسان است. تعادل کار و زندگی باید به طور مشخص تعریف شود. باید به اندازه حقوق، دستمزد مرخصی و مزایای شما مهم و قابل درک باشد.
برای کارفرمایان: معنای “تعادل بین کار و زندگی” را برای شما تعریف کنید و در ایجاد شرایطی کار کنید که به کارکنان شما کمک کند تا به آن دست یابند. و همان سؤالاتی را که کارکنانتان از شما می پرسند، از روسای خودتان بپرسید.
استعفای بزرگ به خاطر کاری که شما انجام داده اید نیست. این کاری است که شما انجام نداده اید. بسیاری از شرکت ها به کارکنان خود استراحت جمعی یا ارزشی که به دست آورده اند نداده اند. آنها بسیاری از کارمندان ارزشمند را در سال 2020 اخراج کردند و بازماندگان را با کارهایی فراتر از مجموعه مهارت هایشان پربار کردند. آنها ارزیابی نکردهاند که چگونه تغییرات شرکتیشان بر افرادی که کمترین اختیار را برای مقابله با پیامدهای بعدی دارند، تأثیر میگذارد.
کارمندان به رؤسای خود، چه حضوری یا با ترک، می گویند که به اندازه کافی غذا خورده اند. یکی از دوستان اخیراً به من گفت که آنها را ترک کردند تا بتوانند زندگی کنند و بتوانند از آن لذت ببرند.
آنها دیگر نمی خواهند کار برای تعریف آنها انجام شود.
یک سال بعد، آیا تغییراتی ایجاد کرده اید که زندگی بهتری به شما بدهد؟
2. خود را برای پیشنهادهای دیگر جذاب کنید
یکی از روندهایی که به استعفای بزرگ دامن میزند، افرادی هستند که فقط به دنبال این هستند که ببینند چه چیز دیگری وجود دارد. آنها می پرسند، “چه چیزی مرا برای بلند شدن از رختخواب هیجان زده می کند؟” به راحتی میتوانیم با شغلهایمان، تلاشهای روزمره برای درک دنیایی در حال تغییر، کنار آمدن با برنامهها، جلسات، سیاستها و هر چیز دیگری که اکنون ما را تحت فشار قرار میدهد، دچار مشکل شویم.
اما باز بودن برای فرصتهای جدید میتواند طراوتبخش باشد. بهترین توصیه شغلی که تا به حال دریافت کردم از اوایل دوران حرفه ای ام بود: همیشه در مصاحبه شرکت کنید. شاید واقعا دنبالش نبودی شاید برای شغلی نباشد که تا به حال فکر می کردید می خواهید. مهم نیست.
دیدار با کسی که به شما علاقه دارد شما را سرحال نگه می دارد. این به شما کمک می کند تا مهارت های مصاحبه خود را برای روزی که در یافتن شغل جدید جدی هستید تمرین کنید. و خوب است بدانید که شرکتها این روزها به دنبال چه چیزی هستند و چگونه مجموعه مهارتهای شما با آن مطابقت دارد.
من حتی زمانی که از شغلم راضی بوده ام، با یک تیم خوب کار می کنم، مصاحبه انجام داده ام و هیچ مشکلی پیش نمی آید. اما یک پیشنهاد قانع کننده برای برگرداندن سرم کافی است.
بهعلاوه، این یک تقویت نفس است که باید به دنبال آن باشید. این تماس ها تصمیمات من را در مورد شغلم و اینکه کجا رفته است، تقویت می کند. اگر اخباری به گوش برسد که مردم شما را چک می کنند، می تواند ارزش شما را در شغل فعلی شما افزایش دهد.
یک دوست خوب اخیراً این کار را انجام داد. بدون هیچ انتظاری مصاحبه کردم معلوم شد، شرکت واقعاً او را میخواست و تقریباً دو برابر حقوقش را در میان چیزهای دیگر به او داد.
به قول معروف، “تا زمانی که کار داری، به دنبال کار بگرد.” مصاحبه رو بگیر با یک هدشارچی یا با شخصی که با شما تماس می گیرد صحبت کنید زیرا یکی از همکاران یا مشتریان شما به شما توصیه کرده است.
قبل از اینکه برای آن روز از سیستم خارج شوید، به نمایه LinkedIn خود بروید و آن را به روز کنید. (من این کار را به طور مرتب انجام می دهم. آن را بررسی کنید.) هنگامی که وقت دارید، رزومه رسمی خود را به روز کنید، رزومه ای که آپلود می کنید در حقیقت یا نردبان.
یک سال بعد، آیا برای فرصتهای جدید بازتر بودهاید؟
3. کمی به خود ببالید
این برای بازاریابان سخت است. ما آنقدر پروژه محور هستیم که وقتی یک کار انجام می شود، بدون توقف صحبت کردن در مورد اهدافی که به آنها دست یافته ایم، کاری که از مفهوم تا تکمیل انجام داده ایم، و تمام راه هایی که شرکت های ما پیشرفت کرده اند، به سراغ کار بعدی می رویم زیرا ما کارهای بیشتری انجام داده ایم. از ارسال یک کمپین ایمیل دیگر.
این درست نیست. اگر یک بازاریاب ایمیل هستید، کانال پیشرو در فضای دیجیتال را هدایت می کنید. شما باید همیشه در مورد کارهای بزرگی که هر روز انجام می دهید فریاد بزنید.
علاوه بر بهروزرسانی نمایههای کاری و رزومه، فهرستی را شروع کنید. اسمش را بگذارید «کارهای جالبی که انجام دادم». هر بار که برنده شدید، آن را به روز کنید. آن را به رزومه خود اضافه کنید. هنگامی که پول بیشتری می خواهید آن را با رئیس خود به اشتراک بگذارید و به اعضای تیم خود یادآوری کنید که لیست های خود را ایجاد و به روز کنند.
وقتی با مشتریان کار میکنم تا به آنها کمک کنم بودجه بیشتری برای برنامههایشان دریافت کنند، به آنها کمک میکنم در مورد همه کارهای بزرگی که انجام میدهند و ارزشی که برای سازمانشان به ارمغان میآورند صحبت کنند.
در اکثر شرکتها نگرش خارج از تیم بازاریابی نسبت به ایمیل فقط «ارسال یک ایمیل دیگر» است. اما اگر به اندازه کافی به آن افتخار کنید، اگر دستاوردهای خود و درآمد و بازگشت سرمایه ای را که با آن به دست می آورید برجسته کنید، می توانید قدرت هایی را متقاعد کنید که ایمیل کانالی ارزشمند برای سرمایه گذاری است.
تیم اجرایی شما به دنبال استراتژی های قابل سرمایه گذاری است. کانال خود را به همان شدتی که محصولات شرکت خود را می فروشید، بفروشید، و از پشت بخواهید چون کارهای جالبی انجام می دهید.
یک سال بعد، آیا افراد بیشتری در مورد کارهای بزرگی که در ایمیل انجام میدهید میدانند؟
برای کارفرمایان: وانمود کنید که کارکنان شما در حال خواندن این توصیه هستند. چگونه این شیوه مدیریت شما را تغییر می دهد؟ منتظر می مانم…
در حال اتمام
من در حال حاضر همه را تشویق نمیکنم که کار را کنار بگذارند. اما وقتی اواخر دسامبر 2022 است، امیدوارم که توانسته باشید تغییراتی ایجاد کنید که شما را در موقعیت بهتری قرار دهد.
من؟ من می خواهم کووید در نهایت قابل کنترل باشد. من نمی خواهم وقتی به کنفرانس می روم احساس عجیبی داشته باشم. من می خواهم به حرفه رویاهایم ادامه دهم.
من با داشتن یک شغل شگفتانگیز و کار کردن با افراد فوقالعاده درخشان، برکت داشتم. اما من این کار را انجام داده ام، خون، عرق، اشک و ناامیدی را احساس کرده ام. هفت سال پیش، آگاهانه تصمیم گرفتم که آنچه به من داده شده را نپذیرم. برای خودم ایستادم و به این نتیجه رسیدم که لایق تعادل کار و زندگی بهتری هستم، دستمزدی که نشاندهنده ارزش و سهم من و فرصتها و موقعیتهایی است که همراه با آن به وجود آمد.
این تغییر ذهنی بزرگ، من را تحت کنترل حرفه و زندگی خود قرار داد.
چیزی که در 12 ماه آینده برای شما آرزو دارم این است که بتوانید همین را بگویید. از حق خودت دفاع کن. توازن بهتری بین کار و زندگی خود بخواهید زیرا ربات نیستید.
تعطیلات مبارک. شما را در سال 2022 می بینیم، و مثل همیشه، اجازه ندهید زامبی ها برنده شوند.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


