با توجه به تعامل مشتری مرکل در سه ماهه اول 2020، بازاریابان بیشتر از بودجه خود در پایگاههای داده و پلتفرمهای فناوری مدیریت تجزیه و تحلیل سرمایهگذاری میکنند تا راهحلهای فناوری عملیاتی مانند ابزارهای مدیریت تصمیمگیری و کمپین. در یک برگه جدید باز می شود)” href=”https://www.merkleinc.com/thought-leadership/customer-engagement-report” target=”_blank”>گزارش، سه شنبه منتشر شد.
این نظرسنجی که از 400 بازاریاب مستقر در ایالات متحده و بریتانیا انجام شد، نشان داد که 29٪ گفتند که بیشتر از فناوری های عملیاتی برای فناوری مدیریت هزینه می کنند و 29٪ دیگر نیز گزارش داده اند که فقط در راه حل های فناوری مدیریت سرمایه گذاری می کنند. خرج کردن برای هر دو.
کمتر از یک چهارم بازاریابان هزینه های خود را متعادل می کنند. تنها 24 درصد از شرکتکنندگان در نظرسنجی گزارش کردند که «تقریباً یکسان» برای مدیریت و فناوری عملیاتی هزینه میکنند. یافتهها نشان میدهد که بازاریابان در مقایسه با راهحلهایی که برای فعالسازی کمپین استفاده میشوند، به احتمال زیاد بر ابزارهای مدیریت داده تمرکز میکنند – برجسته کردن یک گسست بالقوه بین جمعآوری و مدیریت دادههای مشتری و داشتن بازار لازم برای اتصال دادهها به تلاشهای کمپین.
نرخ پذیرش بالا برای CDP ها. هفتاد و پنج درصد از بازاریابان مورد بررسی در یک پلت فرم داده مشتری (CDP) سرمایه گذاری کرده اند – و 37 درصد هم در یک پلت فرم CDP و هم در پلت فرم مدیریت داده (DMP) سرمایه گذاری کرده اند. ). بخش کوچکی وجود داشت – 17٪ – که فقط در یک DMP سرمایه گذاری کرده بودند بدون اینکه راه حل CDP را نیز اجرا کنند.
برای در نظر گرفتن بازاریابهایی که از خرید CDP اجتناب کردهاند، اما DMP خریداری کردهاند – یا 7 درصدی که هیچ کدام را خریداری نکردهاند – مرکل گفت که معتقد است در بازار در مورد آنچه که یک CDP میتواند ارائه دهد “گیج و سردرگمی” وجود دارد: “از نظر سازمانها پایگاه داده بازاریابی سنتی به عنوان نماینده مرکز داده، اما در واقعیت، این قابلیتهای CDP واقعی را در نظر نمیگیرد.
راهحلهای شناسایی سهم مناسبی از بودجههای بازاریابی را به خود اختصاص میدهند. نظرسنجی مرکل نشان داد که بسیاری از بازاریابان مقدار قابل توجهی از بودجه خود را برای فناوری هویت سرمایهگذاری میکنند، به طوری که تقریباً نیمی از بازاریابهایی که مورد بررسی قرار گرفته است، 21 نفر را اختصاص دادهاند. ٪ تا بیش از 25٪ از بازاریابی خود را صرف راه حل های مرتبط با هویت می کنند. (یک پنجم از بازاریابان گزارش می دهند که بیش از 25٪ از بودجه خود را صرف هویت کرده اند.)
مرکل اذعان میکند که بخش عمدهای از این هزینهها صرف راهحلهایی میشود که «پردازش سنتی نامها و آدرسها و ورود دیجیتالی» را فراهم میکنند.
تلاشهای شخصیسازی کوتاهی میکند. در حالی که حداقل 94 درصد از بازاریابان فناوری شخصیسازی را خریداری کرده بودند، اکثریت بزرگ (78 درصد) نتوانستند آن را در بیش از سه کانال در اولین کانال پیادهسازی کنند. سال داشتن تکنولوژی (تحقیقات قبلی توسط Merkle نشان میدهد که بیشتر تلاشهای شخصیسازی بر روی ایمیل، سایت و کانالهای رسانههای دیجیتال متمرکز شده است، با تأخیر پذیرش برای مرورگر، فشار موبایل، پیامک و تلاشهای چت.)
در نکته امیدوارکنندهتر، 50 درصد از بازاریابان گزارش دادهاند که تا به امروز شخصیسازی را در پنج کانال یا بیشتر اجرا کردهاند – 7 درصد گفتهاند که از شخصیسازی در بیش از هشت کانال استفاده کردهاند. بنابراین، در حالی که بازاریابان ممکن است در استفاده از فناوری شخصیسازی در اولین سال استفاده از آن کند باشند، این نظرسنجی نشان میدهد که حداقل نیمی از آنها توانستهاند از پیادهسازی محدود سال اول خود فراتر روند.
چرا ما اهمیت می دهیم. گرفتن دادههای لازم برای شخصیسازی تلاشهای بازاریابی یک چیز است، اما داشتن فنآوری عملیاتی – و مهارتهای مورد نیاز – برای فعال کردن کمپینهای شخصیشده و مرتبط کاملاً چیز دیگری است. اگر بازاریابها بخواهند از دادههایی که جمعآوری میکنند استفاده کامل کنند، باید پشته martech خود را بسازند تا هم پلتفرمهای مدیریت دادهها و هم فناوری عملیاتی را که فعالسازی مؤثر کمپین را امکانپذیر میکند، در بر بگیرد.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


