اعلانیه
اعلانیه

اگر بازاریابان از آن استفاده کنند، بله، این مارکت است

اخیراً نظرات زیادی در مورد انواع ابزارها بیان شده است. که به عنوان martech در نظر گرفته می شوند. به عنوان مثال، آیا پلتفرم های مدیریت پروژه مانند Workfront و JIRA martech هستند؟ در مورد پلتفرم‌های همکاری (به عنوان ابزار – نه فقط کانال‌ها) مانند Slack چطور؟ من فکر میکنم آنها هستند. ایجاد این تأیید مستلزم ترکیبی از بینش، تعهد و هماهنگی است. تخیل و تفکر خارج از چارچوب هم نمی توانست صدمه بزند.

Vision

دلیلی وجود دارد که چرا شرکت‌های بزرگ بازاریابی مانند Adobe و Salesforce شرکت‌های مختلف را در پشت ابزارهای مختلف از DAM گرفته تا آزمایش چند متغیره گرفته تا CDP را می بلعند. به عنوان مثال، Adobe به تازگی شرکت مدیریت پروژه Workfront را خریداری کرده است. دلیل اصلی آن این است که امیدوار است اکوسیستمی برای تقویت تجربیات قوی ایجاد کند.

یک اکوسیستم با قابلیت‌های CMS، DAM، تجزیه و تحلیل، آزمایش چند متغیره و تقسیم‌بندی مخاطبان می‌تواند شخصی‌سازی خودکار را در چندین کانال فعال کند. بازیکنان بزرگ امیدوارند که به عنوان یک فروشگاه یک‌جا برای آن خدمت کنند، اما ادغام‌هایی نیز وجود دارد – که برابر ایجاد نمی‌شوند — که می‌تواند به محصولاتی از اکوسیستم‌های متعدد اجازه تولید ترکیب مشابهی بدهد.

بازاریاب‌های داخلی و نمایندگی‌ها همچنین می‌توانند تصور کنند که چگونه محصولاتی را که مارکت آشکار نیستند، مهار کنند. به عنوان مثال، یک بار محصولی را دیدم که هشدارها را از چندین پلتفرم جستجوی پولی به یک مکان می‌کشد – یک ابزار همکاری. اگر یک متخصص جستجوی پولی از Teams برای بیشتر کارهای دیگر خود استفاده می‌کند، آیا خوب نیست که هشدارها و گزارش‌های کمپین‌های Adwords و Facebook نیز در آنجا پست شوند؟ چرا آنها را برای پوشش گسترده تر در یک کانال تیمی پست نمی کنند؟ این به تقویت پرونده برای دسته بندی این ابزارهای پیام فوری تکامل یافته به عنوان martech کمک می کند.

مقاله ای را که همه چیز را شروع کرده است بخوانید. قوی>

تعهد

دید فقط یک رویا بدون تعهد است.

یکپارچه سازی ابزارها و سیستم های مختلف نیازمند تعهد به پیاده سازی و نگهداری است. این نیاز به خرید و اولویت بندی از بخش های مختلف از جمله IT و حقوقی، و همچنین تیم های متعددی دارد که ممکن است عناصر و چرخ دنده های مختلف ادغام مورد نظر را “مالک” کنند. همه این ذینفعان دارای لنزها، دستور کارها و اولویت‌های متفاوتی هستند که ممکن است هماهنگ کردن منابع برای یک پروژه را دشوار کند. با گذشت زمان حفظ آمادگی سازمانی، مالکیت اختصاصی و ارزش دشوار است. خرید آسان است; اجرا تعهد می خواهد

علی‌رغم بهترین نیت‌هایمان، همه ما در محیطی با اولویت‌های متغیر، مشتریان در حال تحول و اهداف سازمانی کار می‌کنیم. علاوه بر این، جابجایی پرسنل وجود دارد. فرد دارای چشم انداز و/یا دانش ممکن است قبل از شروع یا پایان پروژه را ترک کند. این نیز بر تعهد تأثیر می گذارد.

بسیاری از متخصصان martech بدون شک به درستی اشاره خواهند کرد که تعهد فقط برای بازاریابان داخلی نیست. بازیگران بزرگ مارتک که شرکت‌های مختلفی را برای افزودن به مجموعه‌های خود می‌خورند، همچنین باید به چشم‌اندازی که الهام‌بخش یک خرید است متعهد باشند.

ارکستراسیون

چشم انداز و تعهد به تنهایی تضمین کننده تبدیل یک محصول معمولی به ابزار قوی مارکت نیست. ارکستراسیون نیز بسیار مهم است – هم برای شرکت‌های بزرگ بازار و هم برای مشتریانشان.

ارکستراسیون شامل مستندسازی و نقشه‌برداری اکوسیستم فروشنده و پشته‌های مارکت سازمان‌ها است. فراتر از ردیابی ادغام های موجود و بالقوه (و همانطور که در بالا ذکر شد، ماهیت آنها) بین اجزا، این عمل به مهارت ها، قراردادها و عملکرد حسابرسی کمک می کند. همه اینها برای واقعیت بخشیدن به رویاها، و تعهد مثمر ثمر است.

به عنوان مثال، بسیاری از مشاغل مختلف از سیستم‌های مدیریت پروژه استفاده می‌کنند – برای دسته‌بندی آن‌ها به‌عنوان martech، هم موافق یا هم مخالف. نکته قابل توجه، تیم‌های خلاق در بخش‌های بازاریابی معمولاً به یکی با ویژگی‌های قوی شامل فرم‌های درخواست، جریان‌های پروژه، رژیم‌های تأیید پویا، قابلیت‌های تصحیح تعاملی برای مجموعه‌ای از سهامداران، و مدیریت فرآیند متوالی – در میان سایر عملکردها نیاز دارند.

با این حال، با چشم‌انداز، تعهد و هماهنگ‌سازی، یک سیستم مدیریت پروژه می‌تواند یک فرآیند آبشاری را آغاز کند که دارایی‌های تکمیل‌شده و تایید شده را به یک DAM با متا داده‌های مرتبط منتشر می‌کند که یک CMS، مدیر مخاطب، پلت‌فرم آزمایش و DSP می‌تواند برای آن‌ها مهار کند. کمپین های متقابل خودکار پس از آن، پشته گسترده‌تر می‌تواند پروژه‌هایی را برای ایجاد دارایی جدید با نزدیک شدن به انقضای حقوق استفاده، کاهش نرخ تبدیل و ظهور بخش‌های مشتریان جدید آغاز کند. درک این موضوع از منظر ارکستراسیون می تواند احتمالات چند جهتی زیادی را به همراه داشته باشد.

دیدگاه ارکستراتور در مورد سیستم های مدیریت پروژه را رعایت کنید. توجه به این نکته مهم است که سیستم مدیریت پروژه یک تیم خلاق احتمالاً برای سایر تیم‌ها – مانند آزمایش‌کنندگان تبدیل و مدیران رسانه‌های اجتماعی- نسبتاً دست و پا گیر است. آنها به تعداد زیادی زنگ و سوت نیاز ندارند. این ممکن است با افزودن سیستم‌های مدیریت پروژه ساده‌تر و زیرک‌تر، همپوشانی عملکردها را در یک پشته martech توجیه کند. با ارکستراسیون، همپوشانی پشته‌ها بیشتر فرصت‌ها را به وجود می‌آورند تا چالش‌ها – حتی برای مارتک قابل بحث.

تماشا کنید: “Managing your martech stack

با “بله” بروید

بازاریابان نیازی به انحصار استفاده از یک محصول ندارند تا چیزی به‌عنوان martech واجد شرایط شود. بخش‌های بازاریابی می‌توانند از سیستم‌های مختلفی مانند پلتفرم‌های همکاری و مدیریت پروژه – که احتمالاً متعلق به سایر بخش‌ها هستند – به عنوان martech استفاده کنند. این نیاز به بینش، تعهد و هماهنگی دارد. هر چقدر هم که خسته کننده به نظر می رسد، چرا لذت کار هوشمندانه تر و موثرتر با استفاده از همان ابزارهایی که قبلاً استفاده می کنید را نبینید؟


نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شده‌اند.


درباره نویسنده

استیو پترسن مدیر فناوری بازاریابی در Zuora است. او نزدیک به 8.5 سال را در دانشگاه وسترن گاورنرز گذراند و بسیاری از نقش‌های مرتبط با مارتک را برعهده داشت و آخرین آن مدیر فناوری بازاریابی بود. قبل از WGU، او به عنوان یک استراتژیست در فروشگاه دیجیتال واشنگتن دی سی The Brick Factory کار می کرد، جایی که از نزدیک با انجمن های تجاری، غیر انتفاعی، مارک های اصلی و کمپین های حمایتی کار می کرد. پترسن دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت اطلاعات از دانشگاه مریلند و لیسانس هنر در روابط بین الملل از دانشگاه بریگام یانگ است. او همچنین دارای گواهینامه ScrumMaster است. پترسن در سالت لیک سیتی، منطقه UT زندگی می کند.

پترسن نمایانگر نظرات خودش است، نه کارفرمایان فعلی یا سابقش.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *