اعلانیه
اعلانیه

آیا بازاریابان به چارچوب چابک خود نیاز دارند؟

از آنجایی که چابکی بیشتر و بیشتر در بخش‌های بازاریابی عادی می‌شود، آیا زمان آن رسیده است که بازاریابان چارچوب خود را داشته باشند؟ رویه رایج برای بازاریاب ها بوده است که بخش هایی از اسکرام و قطعات کانبان را کنار هم بچینند و بفهمند چه چیزی با آنها طنین انداز می شود، اما آیا این به اندازه کافی خوب است یا چارچوبی که فقط برای بازاریابان توسط بازاریابان طراحی شده باشد راه حل بهتری خواهد بود؟

سوالی که تقریباً در هر جلسه آموزشی از من پرسیده می شود چیزی شبیه به این است: “من ایده بازاریابی چابک را دوست دارم، اما بهترین راه برای اجرای آن در شرکت من چیست؟”

رهبران در جامعه بازاریابی چابک مرتباً گرد هم می‌آیند تا در مورد بسیاری از دردسرهای مرتبط با بازاریابان و آنچه که برای ایجاد تغییر پایدار باید تغییر کند، صحبت می‌کنند.

“متخصصان بازاریابی امروزه با چالش های جدی روبرو هستند. بازاریابی چابک به بازاریابان این توانایی را می دهد که با گروه های ذینفعان خود ارتباط موثری داشته باشند. سهامداران دیگر احساس نمی کنند که در حال بازاریابی هستند. در عوض، آنها می‌دانند که بخشی از گفتگوی مداوم بین آنها و بازاریاب هستند. جان کاس، یکی از بنیانگذاران AlContentGen و یکی از رهبران برجسته در جامعه بازاریابی چابک، می‌گوید افزودن یک چارچوب بازاریابی چابک گام خوبی برای بازاریابی خواهد بود، زیرا این حرفه با چالش‌هایی که امروزه با آن مواجه است سروکار دارد.


MarTech را دریافت کنید! روزانه. رایگان. در صندوق ورودی شما.


چالش های اسکرام

من همیشه طرفدار بزرگ Scrum، و اگر به خوبی اجرا شود می تواند برای تیم های بازاریابی کار کند. اما در ترجمه خیلی چیزها گم می شود. به راحتی می توان آن را برای بازاریابان با لوکس بودن یک مربی تطبیق داد تا به آنها کمک کند تا آن را در بازاریابی کاربردی کنند. با این حال، شرکت‌های بدون راهنما اغلب در تلاش هستند تا آن را در دنیای خود زنده کنند.

یکی از اجزای کلیدی که اسکرام برای بازاریابی از دست می‌دهد این است که چارچوب با عقب ماندگی تیم شروع می‌شود. با این حال، به هر چیزی که در بالادست با نحوه شروع کار و رسیدن به تیم ها روی می دهد، نمی پردازد. وقتی تمرین از آنجا شروع می‌شود، بازاریاب‌ها هنوز جایی پشت میز ندارند.

طبق تجربه من، بازاریابی چابک عالی زمانی شروع می‌شود که بازاریابان در ابتدا با سهامداران کار می‌کنند تا نتایج مورد نظر یک پروژه یا کمپین را هماهنگ کنند، و به اعضای تیم اجازه می‌دهند در مورد اینکه چگونه خلاقانه مشکل را حل کنند، فکر کنند.

>

در اکثر شرکت‌ها، کار از طریق یک خلاصه ارسال می‌شود و انتظار می‌رود که تیم خلاق با مشخصات دقیق آن را اجرا کند. آنچه در اینجا به شدت گم شده است، گفتگو پیرامون اهداف تجاری است.

بنابراین، اگر بخواهم یک چارچوب بازاریابی چابک ایجاد کنم، با برنامه‌ریزی مشترک بین ذینفعان و تیم شروع می‌شود، جایی که آنها بین نتایج و راه‌حل‌های خلاقانه به عقب و جلو می‌روند و با همسویی و درک مشترک خارج می‌شوند.

شکاف دیگری که در Scrum برای بازاریابی متوجه شدم، زمان بندی حلقه های بازخورد است. در حالی که بررسی Sprint برای تیم‌های توسعه محصول طراحی شده است تا بازخورد خود را در مورد آنچه با یک محصول تکمیل شده است، دریافت کنند، معمولاً برای ساخت و انتشار چندین اسپرینت انجام می‌شود، بازاریابان زمان‌های اجرای بسیار سریع‌تری دارند که اغلب مشتریان و کانال‌های متعددی را شامل می‌شود. بنابراین بررسی اسپرینت ممکن است یک موضوع بحث برانگیز برای بازاریابی باشد زیرا آنها احتمالاً در هر زمان چند کمپین در حال پرواز دارند.

چیزی که بازاریابان باید روی آن تمرکز کنند این است که دارایی های کمپین در هر زمان معین چگونه عمل می کنند. بنابراین به جای بررسی سنتی Sprint، یک تغییر در بازاریابی می‌تواند به نحوه عملکرد کمپین‌ها و استفاده از آن داده‌ها برای هدایت مکالمات باشد.

نقش های اسکرام در بازاریابی نیز سیب به سیب نیستند. در حالی که ایده یک اسکرام مستر اختصاصی که کار نمی کند عالی است، تیم های بازاریابی آنقدر ضعیف هستند که این امر به ندرت اتفاق می افتد مگر اینکه یک شرکت بسیار بزرگ باشد.

من با مشتریانم، اغلب نقشی به نام «قهرمان چابک» خلق می‌کنم، و این فردی در تیم است که از روش‌های جدید کار دفاع می‌کند، اما هنوز خودش کار می‌کند. به نظر می رسد اجرای این عمل بسیار ساده تر باشد. فردی که در آن نقش قرار دارد، برای رهبری تغییر احساس قدرت می کند، اما احساس نمی کند که باید به طور کلی در یک کار جدید تسلط پیدا کند.

نقش مالک محصول همیشه با بازاریابان طنین انداز نمی شود، زیرا آنها به دنبال چشم اندازی برای یک محصول جدید نیستند. با این حال، من اغلب از “مالک بازاریابی” استفاده کرده ام که کاملا مشابه است. با این حال، یک استراتژیست بازاریابی معمولاً آن را پر می‌کند، و نقش آنها زیاد تغییر نمی‌کند، مگر اینکه تنها فردی باشند که کارهای عقب افتاده تیم را در اولویت قرار می‌دهد.


agile marketing workflow

به سری Agile Marketing Navigator برسید!


ترکیب در کانبان

اکثر مواقع، Kanban به تنهایی چالش‌هایی را که بازاریابان با آن روبرو هستند حل نمی‌کند، زیرا برنامه‌ریزی کافی و مشارکت سهامداران وجود ندارد. با این وجود، چند روش از این چارچوب به شدت برای بازاریابان مفید است.

مواردی که استفاده از آنها را بسیار مفید دانستم عبارتند از: تجسم کار، انواع موارد کار، اندازه‌گیری زمان چرخه و تعیین محدودیت‌های کار در حال پیشرفت. با تجسم کار، تیم ها می توانند درک کنند که کار در هر نقطه از زمان کجاست. انواع آیتم های کاری (مانند یک پست اجتماعی یا وبلاگ) برای درک تلاش های فردی و ناکارآمدی فرآیند عالی هستند. اندازه‌گیری زمان چرخه به تیم‌ها این امکان را می‌دهد که بفهمند یک نوع آیتم کاری چقدر طول می‌کشد تا جریان را کامل و ساده کند. تنظیم محدودیت‌های کار در حال انجام به تیم‌ها کمک می‌کند تا کار را به‌جای شروع هم‌زمان تعداد زیادی کار به پایان برسانند.

من همه این شیوه‌ها را در چارچوبی منحصر به فرد فقط برای بازاریابان می‌سازم. امروز، ما به بازاریابان می‌گوییم که آن را کشف کنند، اما تجربه تاریخی از هدف رهبران چابک بازاریابی کمک می کنند تا حدس و گمان را از همه چیز حذف کنید؟

کاوش عمیق تر: اطلاعات بیشتر در مورد بازاریابی چابک از Stacey آکرمن

تکامل بازاریابی چابک

در سال 2021، بازاریابان گرد هم آمدند تا مانیفست بازاریابی چابک را طی یک رویداد اجتماعی به نام # اصلاح کنند. دو سرعت دو ما به عنوان یک جامعه راه درازی را در راستای همسویی با ارزش‌ها و اصول پیموده‌ایم، اما هیچ روش استانداردی نداریم.

“بازاریابی یک عملکرد سازمانی منحصربه‌فرد است و من هرگز ندیده‌ام که دو بخش یکسان ساخته شده باشند. هماهنگی و سازگاری عالی با ارزش ها و اصول چابک به عنوان پوشش هوا برای هدایت بازاریابی مدرن وجود دارد. مایکل سیتون، رئیس Level C Digital و مربی و مربی بازاریابی چابک، می‌گوید: با این حال، چالش تیم اجرا در نقشه‌برداری و کار با روش‌هایی است که برای ویژگی‌ها و وسعت کلی بازاریابی طراحی نشده‌اند.

نظر شما چیست — آیا بازاریابان به چارچوب بازاریابی چابک خود نیاز دارند؟


بسیاری از بازاریابان تلاش می کنند تا بازاریابی چابک را به گونه ای اعمال کنند که برای اعضای تیم ارزش افزوده ایجاد کند. نحوه شکستن این الگو را در این کتاب الکترونیکی رایگان بیاموزید، “راهنمای MarTech برای بازاریابی چابک برای تیم ها.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید!



نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شده‌اند.


درباره نویسنده

استیسی می داند که بازاریاب بودن چگونه است، بالاخره او یکی از معدود مربیان و مربیان چابکی است که او را از آنجا شروع کرد. پس از فارغ التحصیلی از دانشکده روزنامه نگاری، او به عنوان نویسنده محتوا، استراتژیست، کارگردان و استاد بازاریابی کمکی مشغول به کار شد. او در سال 2012 هنگامی که آن را برای یک مشتری آژانس تبلیغاتی آزمایش کرد، به چابکی به عنوان راهی بهتر برای کار علاقه مند شد. از آن زمان او یک استاد اسکرام، مربی چابک بوده و در تغییرات چابک متعددی با تیم های سراسر جهان کمک کرده است. استیسی در چندین کنفرانس چابک صحبت می‌کند، گواهینامه‌های بیشتری از آن چیزی که به یاد می‌آورد دارد و دوست دارد در خانه با خانواده‌اش چابکی تمرین کند. به عنوان یک زندگی مادام‌العمر مینه‌سوتان، او اخیراً به کارولینای شمالی نقل مکان کرده است، جایی که مشغول یادگیری طرز پخت بلغور و گفتن «Y’all» است.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *