بیشتر کارآفرینان و حتی بازاریابهای آنلاین که من میشناسم خودآموخته هستند. این روزها، برای موفقیت در کسب و کار، نیازی به دریافت مدرک بازاریابی ندارید. تنها چیزی که لازم است، سخاوت و تمایل به کشف مسائل به تنهایی است.
با این حال، خودآموزی یک جنبه منفی دارد. وقتی همه چیزهایی که آموخته اید از مشکلی ناشی می شود که مجبور به حل آن بوده اید، گاهی اوقات تصویر بزرگتر را از دست می دهید. شما آنقدر در جزئیات گیر می کنید که هرگز برخی از اصول گسترده تری را که ممکن است به شما در جلوگیری از برخی از این مشکلات در وهله اول کمک کند، یاد نگیرید.
البته، از طرف دیگر، این بحث وجود دارد که بسیاری از اصولی که در دورههای بازاریابی تدریس میشوند دیگر کاربرد ندارند. دنیا از دوره مردان دیوانه که برای اولین بار تئوری بازاریابی رسمی شد، بسیار تغییر کرده است – آیا همان نظریه ها هنوز در دنیای بازاریابی آنلاین صدق می کند؟
برای پاسخ به این سوال، بیایید نگاهی به یکی از قدیمیترین ایدهها در بازاریابی کلاسیک – چهار P بازاریابی – بیندازیم و ببینیم که آیا آنها هنوز بخشی معنادار از بازاریابی مدرن هستند یا خیر.
4 P از کجا آمده اند؟
چهار P ریشه در دهه 1960 دارند. در سال 1964، نیل بوردن مقاله ای نوشت با عنوان «مفهوم آمیخته بازاریابی». در این مقاله، او در مورد انواع مختلفی از “مواد تشکیل دهنده” صحبت کرد که بازاریابان باید برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی قوی ترکیب کنند.
در مقاله اصلی Borden، بسیاری مواد تشکیل دهنده وجود دارد: نام تجاری، توزیع، محصول، برنامه ریزی، نمایش، قیمت، تبلیغات، بسته بندی، تبلیغات و موارد دیگر.
در حالی که همه چیز خوب بود، به خاطر سپردن آن به نوعی سخت بود.
از آنجایی که بازاریابان عاشق ساده کردن و به یاد ماندنی کردن چیزها هستند، مدت زیادی طول نکشید که E. جروم مک کارتی فهرست مواد تشکیل دهنده بوردن را به چهار عنصر اساسی که او آن را «چهار نکته بازاریابی» نامید، خلاصه کرد:
- محصول
- قیمت
- تبلیغ
- مکان
به بیان ساده، چهار P بازاریابی یک راه ساده برای پیگیری تمام اجزای مختلف است که باید برای ایجاد یک آمیخته بازاریابی موثر ترکیب کنید. طعمها و نسبتهای خاص این مواد بسته به کسبوکار شما متفاوت است، اما هر برنامه بازاریابی خوب باید هر یک از این عناصر را در نظر بگیرد.
آیا 4 P هنوز اعمال می شود؟
اکنون، همه اینها روی کاغذ خوب به نظر می رسد، اما واقعاً به سؤال اصلی ما پاسخ نمی دهد: آیا چهار P در دنیای دیجیتال کار می کنند؟ بنابراین، بیایید نگاهی به هر یک از چهار P بیندازیم و ببینیم که آیا آنها هنوز در دنیای بازاریابی آنلاین کاربرد دارند یا خیر.
همانطور که بسیاری از بازاریابان دریافته اند، بازاریابی شما فقط به اندازه محصول (یا خدمات شما) خوب است. شما نمی توانید روغن مار را برای مدت طولانی قبل از اینکه از شهر فرار کنید بفروشید.
در دنیای آنلاین امروزی، فروش محصولات یا خدمات ضعیف حتی سختتر است، زیرا اینترنت ارتباطات آنی را تسهیل میکند. فقط به چند مشتری ناراضی نیاز دارید تا کسب و کار شما را نابود کنند.
در نتیجه، محصول یا خدماتی که میخواهید بفروشید بیش از هر زمان دیگری در عصر دیجیتال اهمیت دارد. این باید چیزی باشد که مردم واقعاً می خواهند. در غیر این صورت، کل استراتژی بازاریابی شما بر روی یک خانه از کارت ساخته شده است.
برای بدتر شدن اوضاع، اینترنت یافتن جایگزین هایی برای محصول یا خدمات شما را آسان می کند. در بیشتر مواقع، رقابت فقط چند کلیک با شما فاصله دارد، بنابراین در هر صورت، محصول شما در عصر دیجیتال بیش از همیشه اهمیت دارد.
در طرف دیگر معادله ارزش/هزینه، ما قیمت را داریم. حتی اگر مردم محصول یا خدمات شما را دوست داشته باشند، اگر قیمت مناسبی نداشته باشند، بازاریابی آن سخت خواهد بود.
با این حال، قیمتی که می توانید بپردازید مستقیماً با ارزش درک شده محصول شما مرتبط است. به همین دلیل است که اپل می تواند هزینه زیادی برای محصولات خود دریافت کند. از نقطه نظر عینی، محصولات اپل از نظر فنی بهتر از محصولات رایانه شخصی نیستند. با این حال، محصولات اپل با انواع و اقسام ارزشهای غیر فنی اضافه میشوند: مد روز، اعتبار، سهولت استفاده و غیره.
در نتیجه، محصولات اپل ارزش بسیار بیشتری نسبت به همتایان رایانه شخصی خود دارند (حداقل بر اساس طرفدارانشان) و اپل می تواند آنها را با قیمت بسیار بالاتری بفروشد.
این همه ارزش درک شده از کجا آمده است؟ بازاریابی خوب، بیشتر.
در هر صورت، انتخاب قیمت مناسب بخش مهمی از بازاریابی است. قیمتی که کسب و کار شما دریافت می کند باید با ارزشی که مردم با آنچه می فروشید مرتبط می کنند، سازگار باشد. بازاریابی خوب می تواند ارزش درک شده کالاها یا خدمات شما را افزایش دهد، اما حتی اپل هم محدودیتی برای میزان هزینه دارد – قیمت شما باید مطابق با نیازها و انتظارات مشتریان باشد.
در اینجا دوباره، اینترنت اهمیت قیمت شما را افزایش داده است. پیدا کردن رقبای خود بسیار آسان است، بنابراین اگر ارزش درک شده محصولات یا خدمات شما بر قیمت شما بیشتر نباشد، آنها به جای دیگری خواهند رفت.
اگر شما مانند اکثر بازاریابان و کارآفرینان آنلاین هستید، وقتی به “مکان” یا “جایگاه” فکر می کنید، اولین چیزی که به ذهن می رسد قرار دادن تبلیغات است. بهعنوان بازاریاب دیجیتال، ما زمان زیادی را صرف مبارزه برای قرار دادن آگهی و موقعیت میکنیم، بنابراین این یک فرض طبیعی است.
با این حال، در چهار P بازاریابی، “مکان” در واقع به توزیع اشاره دارد، نه قرار دادن تبلیغات. واقعاً چگونه محصولات یا خدمات خود را به مشتریان خود می رسانید؟
بیش از هر P دیگر، اینترنت نحوه رویکرد بازاریابان به “مکان” را تغییر داده است. در دهه 60 چیزی به نام خرید آنلاین وجود نداشت. مردم محصولات را در یک فروشگاه آجر و ملات یا احتمالاً از طریق یک کاتالوگ پستی خریداری کردند.
امروزه، مردم حجم عظیمی از تحقیق و خرید واقعی را به صورت آنلاین انجام می دهند. همه انواع تراکنشهای کالا و خدمات بدون اینکه مشتریان هرگز پا در یک مکان فیزیکی بگذارند انجام میشود.
در نتیجه، تعیین استراتژی توزیع شما احتمالاً امروز حتی مهمتر از گذشته است. برای مثال dropshipping را در نظر بگیرید. بسیاری از شرکتهای ارسال کننده محصولات خود را با موفقیت به صورت آنلاین به بازار عرضه کردهاند، اما به دلیل مشکلات توزیع مجبور به تعطیل کردن مشاغل “موفق” خود شدهاند.
از طرف دیگر، یکی از قوی ترین نقاط بازاریابی آمازون شبکه توزیع آن است. با ارائه حمل و نقل سریع با بازگشت آسان، آنها می توانند همان محصولات را با قیمت های مشابه یا بالاتر بفروشند و همچنان سهم زیادی از بازار را به دست آورند.
در نهایت، ما P را داریم که اکثر مردم بیشتر وقت خود را صرف تبلیغ می کنند. در واقع، وقتی اکثر مردم به ایجاد یک برنامه بازاریابی فکر می کنند، زیاد به محصول، قیمت و مکان فکر نمی کنند.
در عوض، آنها به این فکر می کنند که چگونه محصولات یا خدمات خود را در معرض دید مردم قرار می دهند. آنها تقریباً به طور کامل بر تبلیغات متمرکز هستند.
و منطقی است. به لطف اینترنت، بازاریابان کانال های بازاریابی بیشتری از همیشه در اختیار دارند. بین کانالهای بازاریابی کلاسیک مانند اسپاتهای تلویزیونی، پست مستقیم، بازاریابی روابط عمومی و غیره و کانالهای آنلاین مانند جستجوی پولی، رسانههای اجتماعی، بازاریابی تأثیرگذار و ایمیل، کسبوکارها تقریباً تعداد زیادی راه برای دستیابی به بازار هدف خود دارند.
با این حال، همه این گزینههای مختلف، انتخاب کانالهای مناسب را بسیار مهم میکنند. بیشتر کسبوکارها منابع بازاریابی نامحدودی ندارند، بنابراین باید زمان و تلاش خود را روی کانالهای تبلیغاتی مناسب متمرکز کنند.
ترفند اینجا این است که بهترین راه برای دسترسی به بازار هدف خود را بیابید. اگر در حال بازاریابی برای مادران هزاره هستید، بهترین راه ممکن تمرکز بر فیس بوک و اینستاگرام است. با این حال، برای والدین بازنشسته آن هزارهها، ممکن است نتایج بهتری از جستجوی پولی یا تبلیغات پست مستقیم دریافت کنید.
به طور کلی، عصر دیجیتال اهمیت استراتژی ارتقای شما را تقویت کرده است. با این حال، در حالی که وسوسه انگیز است که کاملاً روی جنبه تبلیغاتی آمیخته بازاریابی خود تمرکز کنید، اگر Ps های دیگر را نادیده بگیرید، می توانید به طور ناخواسته خود را برای شکست آماده کنید – نه موفقیت.
4 P در دنیای آنلاین
به عنوان یک قاعده کلی، اینترنت چهار P را مهم تر کرده است نه کمتر. با این حال، دنیای بازاریابی آنلاین با چالشهای جدیدی همراه است که نیل بوردن هرگز تصورش را نمیکرد.
به عنوان مثال، خرید آنلاین چیزها می تواند برای مشتریان شما ترسناک باشد. همیشه خطری در ارتباط با خرید وجود دارد، اما وقتی مشتریان شما میتوانند چیزی را که میخرند ببینند، لمس کنند، بو کنند یا امتحان کنند، خیلی راحتتر میشود که نسبت به چیزی که میخرند احساس اطمینان کنند.
بهطور مشابه، با یک ارائهدهنده خدمات، ملاقات و تعامل مستقیم با افرادی که خدمات را ارائه خواهند کرد، راه طولانی در ایجاد اعتماد دارد. آنلاین، شما به سادگی آن تجربه حضوری را ندارید.
در نتیجه، کسبوکارها اکنون باید اعتمادسازی در یک رسانه آنلاین را در استراتژی بازاریابی کلی خود بگنجانند.
علاوه بر این، از آنجایی که شرکتها اغلب هرگز زمانی را صرف تعامل مستقیم با مشتریان خود نمیکنند، اغلب بیشتر بر روی جزئیات فنی رویکرد بازاریابی خود تمرکز میکنند تا افرادی که برای آنها بازاریابی میکنند. نتیجه نهایی؟ کمپینهایی که روی کاغذ عالی به نظر میرسند و نتیجه نمیدهند.
نتیجه گیری
در حالی که به نظر میرسد چهار P در آزمون زمان مقاومت کردهاند، اما عصر دیجیتال اهمیت آنها را افزایش داده و کاربرد آنها را پیچیدهتر کرده است.
مشکل این است که اغلب کسب و کارها به بازاریابی خود بر اساس ترکیب بازاریابی کلی خود فکر نمی کنند. در عوض، بازاریابی مترادف با تبلیغات شده است. در نتیجه، بسیاری از شرکتها بیش از حد روی تبلیغ کسبوکار خود متمرکز میشوند و فراموش میکنند که قیمت، محصول و مکان واقعا چقدر مهم است.
بنابراین، آیا چهار P هنوز هم اعمال می شوند؟ کاملا. در واقع، در هر صورت، فهمیدن اینکه چگونه چهار P را در کسب و کار خود اعمال کنید، می تواند راز پیشی گرفتن از رقابت شما باشد. به هر حال، اگر بتوانید چهار P را موثرتر از رقبای خود ترکیب کنید، پایه و اساس یک استراتژی بازاریابی را خواهید داشت که به شما کمک می کند برنده آنلاین شوید.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده مهمان است و لزوماً MarTech نیست. نویسندگان کارکنان اینجا فهرست شدهاند.


